ترکیه در انتظار سناریویی مشابه سوریه!

ترکیه هم اکنون شاهد سرآغاز همان سناریویی است که سوریه شش سال پیش با آن روبرو شد.

العالم - یادداشت
عبدالباری عطوان روزنامه نگار و سردبیر سایت روزنامه رأی الیوم با اعلام اين موضوع، در مطلبی درباره تحولات اخیر در ترکیه نوشت:
اردوغان که در آغاز بحران این کشور از اسد می خواست به خواسته های اپوزیسیون گوش دهد و مسئولیت درگیری های خونین را به دلیل بی توجهی به این توصیه و روی آوردن به راه حل های امنیتی بر عهده وی می گذارد، خود در حال تکرار همان اشتباه است و در برابر اپوزیسیون مشت آهنین را به کار می گیرد، جایی که به بمباران پایگاه های آن ادامه می دهد، رهبران احزاب مخالف را بازداشت می کند، دست به سرکوب آزادی می زند، هزاران نفر را به زندان می اندازد و با اصلاح قانون اساسی با هدف تثبیت نظام ریاست جمهوری، انحصاری کردن تمامی اختیارات در دستان خود و تقویت تسلط تک حزبی و رهبری یگانه، این مشت آهنین را نیز تحکیم می بخشد.
روز یک شنبه، روز انفجارهای تروریستی در شماری از پایتخت ها و شهرهای خاور میانه از قاهره گرفته تا عدن و استانبول به شمار می رفت که هدف از این کار نیز انتقام، ایجاد بی ثباتی و هرج و مرج خونین می باشد.
پرداختن به یکی از انفجارها کار دشواری است چرا که تمامی آنها خطرناک بودند و زیان های جانی و مادی بزرگی به دنبال داشتند با این حال دو انفجار انتحاری استانبول در نزدیکی دروازه های ورزشگاه یکی از محبوب ترین باشگاه های فوتبال پایتخت تاریخی ترکیه یعنی بشیکتاش به فاصله یک ساعت از پایان یک دیداری خانگی که بیش از ۴۴ کشته و نزدیک به ۲۰۰ زخمی بر جای گذاشت که بیشتر آنها نیروهای پلیس ضد شورش بودند، نه به خاطر زیان های بیشتر آن بلکه به دلیل معانی و مضامینی که در بر دارد و این که می تواند نشان دهنده نتایج قابل انتظاری برای ترکیه و امنیت و اقتصاد آن و شاید هم تمام منطقه باشد، با سایر انفجارها متفاوت است.
ترکیه در حال حاضر شاهد سرآغاز همان سناریویی است که سوریه شش سال پیش با آن روبرو شد و شاید هم از آن هزینه بیشتری در پی داشته باشد، از قضا انفجار استانبول زمانی روی داد که نبرد حلب با عقب نشینی گروه های اپوزیسیون مسلح سوری مورد حمایت ترکیه از بیشتر محله های تحت کنترل خود در شرق شهر، به پایان خود نزدیک می شود و انگشت اتهام تقصیر و کوتاهی نیز به سوی رجب طیب اردوغان نشانه می رود که برای نجات هم پیمانان خود هیچ کاری انجام نداد.
رئیس جمهوری ترکیه تهدید کرد که از تروریست ها انتقام می گیرد و آنها را در هر جایی تحت تعقیب قرار می دهد و نابود می سازد و به دنبال اعلام مسئولیت انفجار یک شنبه از سوی سازمان ناشناسی به نام بازهای آزاد کردستان (TAK) نیز موجی از بازداشت ها را راه انداخت که بیش از ۲۳۵ عضو حزب دمکراتیک خلق ها (HDP) متعلق به کردها را در بر گرفت.
در گذشته نیز انفجارهای تروریستی زیادی در شهرهای ترکیه به وقوع پیوستند که گاهی اوقات انگشت اتهام به سوی داعش و گاهی دیگر نیز به سوی حزب کارگران کردستان (PKK) نشانه می رفت، با این حال آن چه در انفجار اخیر تازگی دارد این است که نخستین انفجار پس از دخالت نیروهای «سپر فرات» ترکیه به شمار می آید، جایی که وارد خاک سوریه شدند و پس از تسلط کامل بر شهر جرابلس، هم اکنون نیز در آستانه کنترل شهر الباب هستند.
اردوغان شروع کرده به پیروی از همان عقیده و باوری که جورج دبلیو بوش، رئیس جمهوری پیشین آمریکا در پیش گرفت، یعنی رفتن به سوی تروریست ها و مبارزه با آنها در پایگاه خود بیرون از خاک ترکیه تا به خاک این کشور نرسند، همین مسئله نیز ایجاد پایگاه نظامی در بعشیقه در نزدیکی موصل که دو هزار افسر و سرباز و تجهیزات نظامی در خود جای داده و پایگاه های دیگری در جرابلس و الباب سوریه، سومالی و قطر را توجیه می کند.
عملیات انفجار اخیر در استانبول و سایر عملیات های مشابه پیش از آن، عدم موفقیت این عقیده در جلوگیری از رسیدن انفجارها به مرکز استانبول و پیش از آن نیز آنکارا و همچنین حمله به صنعت گردشگری ترکیه، از بین بردن سرمایه گذاری های خارجی و جلوگیری از ورود سرمایه گذاری های جدید به این کشور را به اثبات می رساند.
اقتصاد ترکیه که شکوفایی آن یکی از بزرگ ترین دستاوردهای حزب عدالت و توسعه و رئیس این حزب طی ۱۳ سال گذشته به شمار می آید، هم اکنون با یک بحران مشابه بحران دشمن سرسخت خود یعنی نظام حاکم در مصر دست و پنجه نرم می کند به گونه ای که رشد اقتصادی از نزدیک ۱۰ درصد در سال ۲۰۱۰ میلادی به کمتر از سه درصد در شرایط کنونی کاهش یافته و لیره نیز به عنوان واحد پول ترکیه نزدیک به نیمی از ارزش خود و شاید هم بیشتر را از دست داده است.
اردوغان نیز با درخواست از شهروندان ترکیه برای خرید طلا به عنوان پناهگاه امن در برابر این وضعیت وخیم، باعث کاهش بیشتر ارزش لیره شد با این حال به اشتباه خود پی برده و از این پیشنهاد دست کشید جایی که از شهروندان خواست ارزهای خارجی خود از قبیل دلار و یورو را به لیره تبدیل کنند و خود نیز این کار را انجام داد تا الگویی برای دیگران باشد و با روسیه و کشورهای دیگری نیز توافق کرد به جای ارزهای غربی، از پول های ملی برای مبادلات تجاری استفاده کنند.
اردوغان که در آغاز بحران سوریه از رئیس جمهوری این کشور می خواست به خواسته های اپوزیسیون گوش دهد و مسئولیت درگیری های خونین را به دلیل بی توجهی به این توصیه و روی آوردن به راه حل های امنیتی در رویارویی با «انقلاب» در این کشور بر عهده وی می گذارد، خود به نحوی و هر چند به صورتی متفاوت در حال تکرار «همان اشتباه» است و در برابر اپوزیسیون نیز مشت آهنین را به کار می گیرد، جایی که به بمباران پایگاه های اپوزیسیون با استفاده از جنگنده و موشک ادامه می دهد، رهبران احزاب آن را بازداشت می کند، دست به سرکوب آزادی می زند، هزاران نفر را به زندان می اندازد و با اصلاح قانون اساسی با هدف تثبیت نظام ریاست جمهوری، انحصاری کردن تمامی اختیارات در دستان خود و تقویت تسلط تک حزبی و رهبری یگانه، این مشت آهنین را نیز محکم تر خواهد کرد.
هنگامی که رئیس جمهوری ترکیه نیروهایی را برای ورود به کشورهای همسایه می فرستد، مناطقی «امن» در این کشورها ایجاد می کند، به پشتیبانی از اپوزیسیون مسلح می پردازد، بخش گسترده ای از مردمان آن یعنی کردها را بمباران می کند و برگه پناهندگان خارجی را برای باج گیری از اروپا به کار می گیرد، باید انتظار مقاومت، عملیات انتقام جویانه، انفجارهای تروریستی و احتمال انتقال دیر یا زود «ویروس» شکاف ها و تقسیم بندی های قومی و فرقه ای به داخل خاک ترکیه را نیز داشته باشد.
تمامی انفجارهای تروریستی که ترکیه را هدف قرار می دهند، جان افراد بی گناه را می گیرند و کشور را بی ثبات می کنند، بدون هیچ گونه بحثی محکوم هستند و به هیچ وجهی قابل توجیه نیستند با این حال باید از سیاست هایی که بهانه و دلیل را برای انجام این کار فراهم می سازند و شاخص ترین آنها نیز ورود به خاک کشورهای دارای حاکمیت و روی آوردن به راه حل های امنیتی به جای گفت و گو می باشند، به صراحت انتقاد کرد.
ترکیه به سرعت در حال از دست دادن مهم ترین ستون ثبات و رفاه اقتصادی و همچنین تمامیت ارضی و دموگرافی خود می باشد همان گونه که بسیاری از دوستان و هم پیمانان را نیز از دست داده و به جای آنها دوستان جدید اندکی به دست می آورد که دوستان باقی مانده نیز هیچ گونه ثقل سیاسی یا نظامی ندارند و نیاز آنها به این کشور بیشتر است؛ سکوت ترکیه در قبال آن چه در حلب از پاکسازی سیاسی و فیزیکی گروه های ساخته و مورد حمایت خود روی داده و می دهد نیز می تواند ضربه نهایی را به این کشور وارد کند که بسیاری بر این باور بودند مستحکم و غیر قابل شکست است.
ما یکی از تحسین کنندگان و شیفتگان اصلی الگوی ترکیه در نمونه اولیه خود یعنی همان سیاست صفر مشکل بودیم و درخواست کردیم از آن الگوبرداری شود با این حال با اکراه و حسرت می گوییم به این مسئله پی برده و می بریم که الگوی مذکور با سرعتی بی سابقه در حال فروپاشی می باشد.»
شفقنا

نظرات

ارسال نظر