قواعدی که زنان برای برنده شدن به آن نیاز دارند

قواعدی که زنان برای برنده شدن به آن نیاز دارند
سه شنبه 31 مرداد 1396 - 18:23

اگر می خواهید یک زن برنده باشید نه صرفاً یک زن موفق ! و هرگز ناچار نشوید که بگویید: « امروز من به آنچه شایستگی اش را داشتم، نرسیدم زیرا به عنوان یک زن نمی دانستم چگونه باید در بازی برنده شدن در برابر مردان شرکت کنم، این مطلب را بخوانید».

العالم - ایران / اجتماعی

امروزه خانم ها سهم عظیمی در رشد و توسعه کشورها دارند. در کشور ما نیز درصد قبولی آنها در آزمونهای مختلف بیشتر از مردان است، مسئولیت های مختلفی نیز به آنها واگذار می شود، تعداد زنان موفق نیز نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته است. اما براستی این زنان موفق تا چه اندازه قدرت تصمیم گیری دارند. آیا صرفا داشتن یک جایگاه مسئولیتی بالا، نشانه ی برنده بودن اوست یا صرفا نشانه موفق بودن !

اگر زنان برنده هستند پس چرا در عرصه ی تجارت و سیاست حتی از نیمی از اقتدار موجود نیز بهره مند نمی باشند. در میان کابینه پیشنهادی رئیس جمهور منتخب نیز نامی از وزیر زن به چشم نمی خورد. براستی چرا ؟ آیا مشکل از سوی مردان است؟ و یا اینک زن ها راه و رسم برنده شدن در بازی را نیاموخته اند؟

مهدی آریافر از مشاورین برجسته ی خانواده می گوید که سیاست، تجارت و در یک کلام زندگی حرفه ای در واقع یک بازی است و مثل همه ی بازی های دیگر قوانین خاص خودش را دارد. ایشان معتقد است مردها با این قوانین آشنایی کامل دارند چرا که خود این قوانین را وضع کرده اند. اما زن ها همواره در حاشیه مانده اند زیرا نمی دانند چه وقت باید با صراحت صحبت کرد و چه هنگام باید مسئوولیت پذیرفت. در سلسله گفتگوهای تابناک با این مشاور زنان برنده ، او اسرار ناگفته ی موفقیت زنان را برملا می کند و به همه ی زنان از هر طبقه اجتماعی راه و رسم برنده شدن در بازی زندگی را می آموزد.

آقای آریافر معتقد است، زن ها می توانند از عهده ی انجام بسیاری از کارها برآیند اما رفتار مردان باعث شده است که آنها تا حدود زیادی به حاشیه رانده شوند.

او می افزاید: در طی سالهایی که مشغول مشاوره روابط همسران و موفقیت فردی هستم به هزاران زن برخورده ام که اغلبشان احساس سردرگمی می کردند زیرا در محیط خانه یا کار عموما مردها حاکم بودند و زن ها مطیع.

همیشه در برخورد با اینگونه زن ها تلاش کرده ام تا به بهترین شکل ممکن آنها را راهنمایی کنم ، یکبار که به دعوت یک دانشگاه برای دانشجویان و فارغ التحصیلان زن سخنرانی می کردم. بعد از سخنرانی دختران بسیاری به بنده می گفتند که احساس انزوا بودن می کنند زیرا بهترین موقعیت های شغلی در اختیار مردان است و آنها نگران آینده زندگی خود هستند.

چندی پیش در سمیناری در میان مدیران زن شرکتهای مطرح خصوصی صحبت می کردم. بعد از سخنرانی، برخی از زن ها به سراغم می آمدند و از من راهنمایی می خواستند. در چنین مواقعی همیشه این اتفاق پیش می آید: من صحبت می کنم، گوش می کنم و هربار همان حرف های همیشگی را می شنوم: « آقای آریافر ! درمانده شده ام » ، « خشمگینم » ، « سر رشته ی زندگی خصوصی و کارم را گم کرده ام» ، « گیر افتاده ام » ، « همسرم علناً به من خیانت می کند و من هیچ کاری از دستم ساخته نیست » ، « مدیر ارشدم توانایی های مرا نادیده می گیرد و مدام زن ها را تحقیر می کند » و ... هربار زن ها می گویند که تا اینجای کار را پیش برده اند اما دیگر به بن بست رسیده اند.

یکی از خانم ها که مدیر اجرایی یک شرکت موفق است، می گفت: « در طی 8 سال فعالیت در آن شرکت دو مسئوولیت پرطمطراق گرفته است اما اختیاراتش هیچ تغییری نکرده است. »

او احساس می کرد به انتهای خط رسیده است زیرا با وجود شایستگی های بسیار زیادش از سوی مدیران ارشد نادیده گرفته شده است.

هدف از بازی موفقیت چیست؟

روزی مشاور خانواده ای که به عنوان شاگرد اول از یکی از بهترین دانشگاههای داخلی فارغ التحصیل شده است، می گفت: « آقای آریافر، اول بودن و بردن چه طعمی دارد؟ »

عرض کردم: بردن چه چیز؟

ایشان گفت: « وقتی در میان دوستان مشاورم صحبت شما می شود، می گویند: باید اعتراف کنیم که مهدی آریافر بهترین مشاور خانواده و روابط همسران است؛ شما همیشه برنده این بازی هستید؟ مگر هدف از بازی بردن نیست؟ »

به این خانم مشاور عرض کردم: « بردن چه معنایی دارد؟ آیا بدین معناست که بقول شما بهترین مشاور خانواده باشیم؟ یا به معنای داشتن قدرت و یا رقم های درشت در حساب بانکی مان است؟ شاید هم فکرمی کنید که برنده کسی است که دیگران بیش تر از بقیه از او تعریف می کنند؟

آیا تصور نمی کنید بردن می تواند احساس رضایت از انجام کاری باشد که به ما واگذار شده است؟ زیرا هنگامی که احساس رضایت می کنید، حتما برنده می شوید. »

این حقیقت به من ثابت شده است که موفقیتهایم به دلیل عشقی بوده است که به کارهایم داشته ام. اما باور کنید که از همان ابتدا در جایگاه کنونی نبوده ام. من در دوران دانشجویی هر نوع کاری انجام داده ام از کار در رستوران تا پخش روزنامه. اما همیشه بدون توجه به نوع کاری که انجام می دادم ، می توانستم از انجام کارهایم لذت ببرم. زمانی که در رستوران کار می کردم کارم را به عنوان یک بازی لذتبخش و جذاب درآورده بودم من نمی خواستم تا ابد گارسون باقی بمانم اما تا زمانی که مشغول انجام دادن آن بودم از آن لذت می بردم. زمانی هم که مشغول فروش روزنامه شدم به حدی از کارم لذت می بردم که صدها دوست بسیار خوب آنهم در کشوری دیگر بدست آوردم که بعدها بصورت مستقیم یا غیرمستقیم نقشی اساسی در موفقیت های من ایفا کردند.

به عقیده من برنده ی نهایی در بازی زندگی فردی و شغلی یا بقول این خانم روانشناس در مقوله مشاوره خانواده لزوما فردی نیست که شهرت یا پول بیشتری دارد و یا دیگران از او تعریف می کنند. بلکه برنده واقعی کسی است که به کارش عشق می ورزد.

من بسیاری از افراد سرشناس حوزه های مختلف کسب و کار را بواسطه آنکه از مراجعینم هستند از نزدیک می شناسم اما آنها با وجود مقام یا شهرت بالایی که دارند ولی احساس عجز و بدبختی می کنند و از کار و زندگی خود لذت نمی برند. درحالیکه من هیچ فردی را نمی شناسم که عاشق کارش باشد اما چنین احساسی داشته باشد.

در همین حوالی میدان تجریش پیرمردی را می شناسم که املت و دیزی های بسیار خوشمزه ای را در مغازه بسیار کوچک و ساده خود درست می کند اما چون شما عشق به کار را در غذاهایش احساس می کنید، اغلب خانواده ها و جوانان مرفه منطقه غذاهای او را به غذاهای لوکس ترین رستوران های شهر تهران ترجیح می دهند.

مهدی آریافر در ادامه به تابناک گفت: من همواره در جلسات مشاوره و سخنرانی هایم به دختران و زنان می گویم: هرگاه بتوانید به زندگی خصوصی و حرفه ای خود عشق بورزید آنوقت دوستانی بی نظیر و تأثیرگذار، همسری وفادار و دوست داشتنی، فرزندانی فوق العاده و تجارتی موفق خواهید داشت و در چنین حالتی است که می توانید همانند مردها برنده بازی باشید. زنی که عاشق زندگی شخصی و شغلی خود باشد، زمین بازی را ترک نمی کند، پرشور و مشتاق است و از هر فرصتی برای ارضای جاه طلبی های خود بهره می جوید.

منظورم من از عشق به کار ؛ فعالیت زیاد و یا غرق شدن در کار نیست. بلکه انجام کار به بهترین شکل ممکن است. عشق به کار نوعی خودمختاری است و باعث می شود هوش و استعداد بیش تری به کار بگیرید و توانایی دوراندیشی داشته باشید و در ضمن زنان را در حیطه ی توانایی هایشان تبدیل به بهترین زن برای زندگی و کار می کند. در اینصورت می توانند از امکان ارتقاء مقام و رسیدن به بالاترین جایگاه در خانواده و شغل خود بهره مند شوند.

تابناک: چرا اغلب زن ها به کارشان عشق نمی ورزند؟

مهدی آریافر گفت: شاید علت این باشد که در جامعه زن ها را طوری تربیت می کنند که از نقش پرورش دهندگی خود خشنود باشند و آسایش و راحتی دیگران را فراهم کنند. در این میان آنها اجازه ندارند خودشان را دوست داشته باشند یا به کاری خارج از محدوده ی خانه و خانه داری عشق بورزند. البته در طی سالهای اخیر این نگرش، تغییرات بسیار زیادی داشته است اما مردان باید بدانند که زنان نیز می توانند مانند آنها به شغلشان عشق بورزند هرچند که لازم است تا مهارت لازم برای برنده شدن در بازی را بیاموزند و خود را به مردان دیکته کنند.

روزی خانم جوانی می گفت: « آقای آریافر من در شرکت ساختمانی همسرم کار می کنم اما او مدام مرا در میان همکارانم تحقیر می کند و به من اجازه رشد و شکوفایی نمی دهد.»

به ایشان عرض کردم: شما عاشق کارتان هستید؟

او پاسخ داد: « راستش را بخواهید نه ؛ چون احساس می کنم که توانایی هایم فراتر از آن چیزی است که همسرم تصور می کند و من این استعداد را دارم که بتوانم مدیریت پروژه های بزرگ شرکتش را برعهده بگیرم اما او همواره مرا نادیده می گیرد. »

در طی جلسات متعدد به آن خانم آموختم که چگونه هرکاری که به او محول می شود را به بهترین شکل ممکن انجام دهد و از انجام آن لذت ببرد. تغییرات در مدت زمان تقریبی دوماه بخوبی اثر خود را برجای گذاشت و همسر آن خانم مسئوولیت شغلی او را ارتقاء داد و اکنون با گذشت دو سال از این ماجرا، آن خانم مدیریت پروژه های بزرگی را برعهده دارد زیرا همسرش به توانایی ها و قدرت او در کار پی برده است.

اما تصور کنید وقتی کسی از انجام کارش حس خوبی نداشته باشد، ناچار است که تظاهر کند و این به معنای پس زدن چیزی است که من آن را « فرصت طلایی » می نامم. اگر از انجام بازی زندگی لذت نبرید، دیگران شما را جدی نخواهند گرفت و قطعاً نمی توانید در آن بازی نقش مهمی ایفا کنید.

بخود بقبولانید که فرد موفقی هستید

متأسفانه اغلب با زنانی مواجه می شوم که به شکوه و شکایت عادت کرده اند. همیشه با اطرافیان خود درد دل می کنند اما آنها کمتر برای اصلاح وضعیتی که در آن گیرافتاده اند، تلاش می کنند و ترجیح می دهند تا بقول خودشان با مشکلات خود بسوزند و بسازند. به عقیده بنده زن ها فقط دو راه در پیش دارند:

یا باید دنیای خود را بر اساس انتخاب های خود بسازند و یا باید به شخص دیگری اجازه بدهند که برایشان تصمیم بگیرد و دنیایشان را بسازد.

در همین کنکور سراسری اخیر، من بر روی استرس و اعتمادبه نفس دانش آموز دختری کار می کردم که پدر و مادرش معتقد بودند؛ فرزندشان هیچ شانسی برای کسب یک رتبه خوب ندارد اما من می دانستم که این دانش آموز از نظر درسی توسط جناب سیناتهرانی مشاور کنکورش به کیفیت بسیار بالایی رسیده است و فقط کافی است عزت نفس لازم را به او برگردانم تا به آنچه که استحقاقش را دارد در آزمون سراسری دست یابد.

لذا در جلسات مشاوره مهارتهایی را به او آموختم که به این اطمینان و باور درونی برسد که از شایستگی لازم برای کسب یک جایگاه عالی در میان رتبه های برتر کنکور برخوردار است.

تغییرات مثبت در شخصیت دختر دانش آموز، والدینش را نیز به این اطمینان قلبی رساند که فرزندشان بدون شک یکی از رتبه های دو رقمی کنکور خواهد بود و خوشبختانه همینطور هم شد.

مشاور علوم موفقیت فردی و شغلی در انتهای بخش نخست گفتگوی خود با تابناک افزود: دختران و زنان نیز باید بدانند که قدم نخست در راه برنده شدن این است که بخود بقبولانند که برای برنده شدن می بایست قواعد بازی برنده شدن در کنار مردان را بیاموزند و خود را در حال انجام کار موردنظرشان تجسم کنند و برای رسیدن به آن عاشقانه عمل کنند.

تابناک

دسته بندی ها :

شما هم نظر بدهید

کاراکترهای باقی مانده : (1000)

پربیننده ترین خبرها