درس شصت و پنجم

يکشنبه 21 آذر 1389 - 07:24

حروف غير عامل خروفي هستند که هيچ تاثيري بر اسم يا جمله پس از خود ندارند . الف) حرف تعريف (ال) که باعث معرفه شدن اسم نکره مي گردد مانند: جاء التلميذُ. ب) حروف عطف: حروفي هستند که براي پيوند دادن بين دو کلمه يا دو عبارت يا دو جمله که از نظر قواعد نحوي مشابهند ميان آنها واقع مي شوند. اين حروف عبارتند از: واو، فاء، ثمّ، أو، أم، لکنْ، بَل، لا. ج) حرف خطاب: (ک) در ذلک. د) حروف تحقيق و تقليل: (قد) اگر پيش از فعل ماضي بيايد، تحقيقيه است و اگر پيش از مضارع بيايد تقليليه مي باشد مانند: قد أفلحَ المؤمنونَ (تحقيقيه) / قدْ يَصدِقُ الکَذوب (تقليليه). <

حروف غير عامل خروفي هستند که هيچ تاثيري بر اسم يا جمله پس از خود ندارند . الف) حرف تعريف (ال) که باعث معرفه شدن اسم نکره مي گردد مانند: جاء التلميذُ. ب) حروف عطف: حروفي هستند که براي پيوند دادن بين دو کلمه يا دو عبارت يا دو جمله که از نظر قواعد نحوي مشابهند ميان آنها واقع مي شوند. اين حروف عبارتند از: واو، فاء، ثمّ، أو، أم، لکنْ، بَل، لا. ج) حرف خطاب: (ک) در ذلک. د) حروف تحقيق و تقليل: (قد) اگر پيش از فعل ماضي بيايد، تحقيقيه است و اگر پيش از مضارع بيايد تقليليه مي باشد مانند: قد أفلحَ المؤمنونَ (تحقيقيه) / قدْ يَصدِقُ الکَذوب (تقليليه). هـ) حروف استقبال: سين (براي آينده نزديک) و سوف (براي آينده دور) مانند: وسيعلمُ الذين ظلموا أيّ منقلبٍ ينقلِبونَ / سوفَ يعلمونَ. و) حرف رَدْع (بازداشتن): کلاّ. مانند: کلاّ بل لا تکرمون اليتيم. ز) حروف استفهام: (أ) که بر دو جمله فعليه و اسميه وارد مي شود چه در نفي و چه در اثبات مانند: ألمَ تعلَمْ؟ / أصلاتُکَ تأمرُکَ أنْ نترُکَ ما يعبُدُ آباؤنا؟ (هل) که بر جمله مثبت وارد مي شود مانند: فهل أنتم مُنتَهون؟ ح) حروف تنبيه: حروفي هستند که براي هشدار دادن و آگاه نمودن بکار برده مي شوند. حروف تنبيه عبارتند از: أما، ألا که فقط بر جمله وارد مي شوند: ألا إنّهم هم السفهاء. ها: ها أنتم هؤلاء جادلتم. ط) لام ابتداء: که براي تأکيد بکار مي رود: لعليٌّ تلميذٌ / إنهُ لَغفورٌ رحيمٌ. ي) حروف تخصيص: (هلاّ) که تنها با جمله فعليه مي آيد: هلا تستغفرُ الله (با فعل ماضي به معني سرزنش عمل گذشته و با فعل مضارع به معني شدت و طلب مي باشد). (أما، ألاّ) که براي خواهش بکار مي رود: ألاّ تزورني. (أولا، لَوْما) که بر ممتنع بودن مضمون جمله دوم به خاطر وقوع مفهوم جمله اول دلالت مي کند مانند: لولا عليٌ لهلکَ عمَر. ک) حروف نفي: لا: أکثرُهم لا يعقِلون. ما: و ما قَتلوهُ يقيناً. إنْ: (گاهي معي نفي دارد که در اينصورت جزم نمي دهد) مانند: إنْ قامَ عليٌّ (علي نايستاد). ل) حرف تصديق: نعم، بلي، إي، أجل مانند: قالوا بلي. م) نون تأکيد: نوني است که بر افعال مضارع، نفي، نهي، جحد، استفهام، امر حاضر جهت تأکيد ملحق مي شود. نون تأکيد دو نوع است: خفيفه (نْ) مانند: يَعْمَلَنْ و ثقيله (نَّ) مانند يَعْمَلَنَّ. نکات: حروف جر، ندا، استثناء، مشبهة بالفعل, تنبيه, تعريف, خطاب ... مختص به اسم و حروف جازمه, ناصبه, تخصيص, توقع, استقبال، ردع، نون تأکيد... مختص به فعل،و حروف عطف، استفهام، نفي، تصديق، لام تأکيد... مشترک بين اسم و فعل هستند. يّ، أنْ حروف تفسير مي باشند و مشترک بين اسم و فعل هستند. مانند: ونادَيناهُ أنْ يا ابراهيم / تابَ، أي: رَجَع. أمّا، إمّا حروف تفصيل بوده و مختص اسم مي باشند مانند: إنّا هدَيْناهُ السبيلَ إمّا شاکراً و إمّا کفوراً. الشتاءُ زمستان حامد:ما هو فصلُ الشتاء؟ حامد: فصل زمستان چيست؟ نادر: فصل الشّتاء هو فصل الخير و البرکة. نادر: فصل زمستان فصل خير و برکت است . حامد: ماذا يحدث في فصل الشّتاء؟ حامد:در فصل زمستان چه اتفاقي مي افتد؟ نادر: في فصل الشّتاء يلمعُ البرقُ و يقصِفُ الرّعدُ و تهبُّ العواصفُ قويّةً هو جاء تلوي أغصانَ الأشجارِ التي عرّها فصلُ الخريف. برق ساطع مي شود و رعد غرش مي کند و بادهاي تند ميوزد برگ هاي درختان مي ريزند. حامد:هل يقصرُ اللّيلُ و يطول النّهارُ في فصلِ الشّتاء؟ حامد: آيا در زمستان شب کوتاه و روز طولاني مي شود؟ نادر:لا، بل يقصر النّهار و يطول اللّيلُ و يشتدّ البردُ فيرتدي النّاسُ الملابسَ الصّوفية . نادر: نه ، بلکه روز کوتاه و شب طولاني مي گردد. سرما شدت مي گيرد و مردم لباس هاي پشمي مي پوشند.

پربیننده ترین خبرها