العالم ـ ایران ـ سیاسی
سرمقاله شماره جدید روزنامه اینترنتی KHAMENEI.IR به تحلیل راهپیمایی گسترده روز دوشنبه (22 دی ماه 1404) مردم در محکومیت تخریب و آشوبگری و انزجار از اقدامات تروریستی و شکست مزدوران و خیانتکاران به وطن در ادوار مختلف پرداخته و خاطرنشان کرده است: دلیل؟! تجربه! همین اظهارنظر ترامپ دربارۀ آشوبهای مشهد یا به تعبیر خودش تسخیر دومین شهر ایران توسط آشوبگران تروریست. یک آشوب خیابانی را مشاورانِ معوج به نام تسخیر شهر توسط تروریستها به رئیسجمهور آمریکا قالب کردند. میلیونها نفر از مردم مشهد نه آن اطلاعات غلط مشاوران آقای رئیسجمهور بلکه راهپیمایان روز دوشنبه ۲۲ دی این شهر بودند که در محکومیت اقدامات آشوبگران تروریست در یکی از خیابانهای منتهی به حرم مطهر جاری شدند و رکورد جمعیت شرکتکننده در یک راهپیمایی را در این شهر شکستند. این آدرس غلطها محدود به رئیسجمهور اخیر ایالات متحده نیست.
دلیل؟! تجربه! فرقی نمیکند زمستان ۱۳۵۶ باشد و دوران جیمی کارتر دموکرات یا رئیسجمهور فعلی جمهوریخواه آمریکا. اولی ۱۰ روز قبل از قیام ۱۹ دی ۵۶، ایران را جزیرۀ ثبات خوانده بود و دومی - به جز اشتباه فاحش بالا - در ایام جنگ ۱۲روزه هم پیشنهادهای خفتبار به ایران میداد؛ زمانی که ایران وسط جنگی همهجانبه با صهیونیستها و ناتو و آمریکاییها بود. به تصور خودش میتوانست در میان معرکۀ جنگ و تجاوز نظامی، ایران را وادار به تسلیم کند.
این شکستهای متعدد و سلسهوار از کارتر تا ترامپ بیدلیل نیست. در برآوردهای اشتباه از وضعیت ایران، دولت دموکرات با جمهوریخواه تفاوت ماهوی با هم ندارند. بخشی از این برآوردهای اشتباه، اتکا به عوامل و مزدورانی است که ظاهراً ایرانی اما در باطن پیادهنظام استعمارند. اشتباهات محاسباتی که بعد از انقلاب اسلامی تشدید هم شده است.
فارغ از اینکه ریشۀ اصلی مشکلات و معضلات امروز منطقۀ غرب آسیا، سیاستهای تجاوزطلبانۀ کاخ سفید و نایبانش است اما نباید از یاد برد که مزدوران خائنِ ایرانینما با ذهن و مغزی بسته، متصلب و سرشار از کینه، از جمله عوامل اصلی آدرس غلط دادن از وضعیت ایران به کاخ سفیدند.
مزدورانی که با تصویری معوج، غلط و کاریکاتوری از مردم و وضعیت ایران، حقایق را وارونه جلوه داده و منشاء برآوردهای اشتباه آمریکا در منطقه و ایران میشوند. رد پای این جریان وطنفروش از ابتدای انقلاب و جنگ تحمیلی تا به امروز در سیاستهای آمریکا علیه ایران همواره مشهود است.
یک روز سازمان منافقین بود که به یار دوازدهم صدام حسین در جنگ تحمیلی تبدیل شد و در سالهای بعد از جنگ هم بازوی عملیاتی و اطلاعاتی طرفهای آمریکایی و صهیونی در اقدامات تروریستی و ضدامنیتی داخل ایران بود. این روزها هم به شکلی دیگر ظاهر شده که اظهارنظر ابتدای این متن تنها یکی از نشانههای این خطاهای محاسباتی است. شکل ظاهری آن جریان خائن تغییر کرده و پیمانکارش عوض شده، ماهیتش اما یکی است. مزدوران بیگانه! جریانی که در خارج از ایران طرف مشاورۀ سیاستمداران غربی است و در داخل ایران هم مزدوران میدانیاش رؤیای سوریهسازی، تکه تکه کردن ایران یکپارچۀ عزیز را در ذهن میپرورانند.
تاریخ ۴۷ سال اخیر بعد از انقلاب اما ثابت کرده این بار هم ره به ترکستان خواهند برد. این را نه فقط تاریخ بلکه سیل میلیونی و خروشان مردم در بعدازظهر روز دوشنبه در سراسر ایران هم میگوید. دفتر سرنوشت در تقریبا نیم قرن توسط مردم یکپارچه و آزادۀ ایران عزیز رقم خورده و همیشه هم علیه وطنفروشی و خیانت و وابستگی به اجنبی بود، نه در جهت باد توهمات مزدورانی که شدت کینه، چشمشان را بر واقعیت بسته و سیاستمدارانی که به اتکای این نابینایان، راهبردهای خود را تنظیم میکنند؛ کوری کجا عصاکِش کور دگر شود؟!