العالم - اروپا
گرینلند، سرزمینی که تا دیروز در حاشیه ژئوپلیتیک جهانی قرار داشت، امروز به کانون توجه اقتصادی ایالات متحده بدل شده است. ذخایر بالقوه عناصر نادر حیاتی برای صنایع پیشرفته و انرژی پاک، گشایش مسیرهای دریایی جدید در پی ذوب یخهای قطبی، دسترسی به منابع انرژی و رقابت فزاینده با چین و روسیه در شمالگان، مجموعهای از انگیزههای اقتصادی را شکل داده که توضیح میدهد چرا واشنگتن بیش از هر زمان دیگری به این جزیره یخی چشم دوخته است.
منابع معدنی کمیاب و استراتژیک
برآوردهای زمینشناسی نشان میدهد گرینلند یکی از غنیترین مناطق بالقوه جهان از نظر عناصر زمینهای نادر است؛ عناصری مانند نئودیمیم و پرازئودیمیم که برای تولید موتورهای خودروهای برقی، توربینهای بادی، باتریها و تجهیزات الکترونیکی پیشرفته ضروریاند. برخی مطالعات، وجود دهها میلیون تُن سنگ معدن حاوی عناصر نادر را محتمل میدانند؛ ظرفیتی که میتواند وابستگی آمریکا به زنجیره تأمین چین که بیش از ۶۰ درصد فرآوری جهانی این عناصر را در اختیار دارد را کاهش دهد.به گفته یک تحلیلگر بازار مواد معدنی، «برای آمریکا، گرینلند نه فقط یک منبع، بلکه یک بیمهنامه استراتژیک در برابر شوکهای ژئواقتصادی آینده محسوب میشود.»

موقعیت ژئواستراتژیک در قطب شمال
ذوب یخهای قطبی، هرچند پیامدهای اقلیمی نگرانکنندهای دارد، اما مسیرهای دریایی جدیدی را نیز گشوده است. گذرگاه شمال غرب میتواند زمان و هزینه حملونقل بین اروپا، آمریکای شمالی و آسیا را بهطور محسوسی کاهش دهد. افزون بر آن، تخمینها از وجود منابع قابلتوجه نفت و گاز در حاشیههای قطب شمال حکایت دارند؛ منابعی که دسترسی به آنها میتواند امنیت انرژی بلندمدت را تقویت کند. گرینلند در این معادله، به یک «دروازه لجستیکی» بدل میشود.
قابلیتهای انرژی پایدار
گرینلند از نظر انرژی بادی و آبی پتانسیل قابلتوجهی دارد. جریانهای بادی پایدار ساحلی و رودخانههای یخی میتوانند برق پاک برای صنایع معدنی و حتی صادرات انرژی تولید کنند. برخی برآوردها از ظرفیت بالقوه چند ده گیگاواتی انرژی آبی سخن میگویند. همچنین، احتمال وجود منابع زمینگرمایی هرچند کمتر مطالعهشده در دستور کار پژوهشهاست. این مزیتها با راهبرد انرژی پاک آمریکا همراستاست.
حضور رقبای جهانی
فعالیتهای اقتصادی و سرمایهگذاری چین در پروژههای معدنی و زیرساختی قطب شمال، و همچنین حضور نظامی-اقتصادی روسیه در شمالگان، زنگ هشدار را برای واشنگتن به صدا درآورده است. یک مقام فرضی آمریکایی میگوید: «اگر امروز برای تثبیت منافع اقتصادی خود اقدام نکنیم، فردا بازارها و مسیرها به دست رقبا خواهد افتاد.» از این منظر، گرینلند بخشی از رقابت بزرگتر برای شکلدهی نظم اقتصادی آینده در شمالگان است.
چالشها و موانع
با وجود این جذابیتها، موانع جدی پابرجاست:
حاکمیت و مخالفت محلی: گرینلند قلمرو خودمختار دانمارک است و افکار عمومی آن نسبت به بهرهبرداری گسترده معدنی و دخالت خارجی حساسیت بالایی دارد.
چالشهای زیستمحیطی: استخراج در اکوسیستم شکننده قطبی، خطرات جبرانناپذیری به همراه دارد.
هزینههای زیرساختی: ساخت بنادر، جادهها و تأسیسات انرژی در محیطی خشن و دورافتاده، سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری میطلبد که بازگشت آن قطعی نیست.
چشمانداز آینده
در نهایت، «طمع اقتصادی» آمریکا به گرینلند بیش از آنکه پروژهای کوتاهمدت باشد، یک سرمایهگذاری بلندمدت ژئواقتصادی است. تحقق کامل آن به تعامل با دانمارک، جلب رضایت مردم گرینلند و مدیریت مسئولانه محیطزیست وابسته است که در حال حاضر همه این گزینهها به بن بست خورده است.