العالم - فلسطین اشغالی
در روزهای پایانی سال 2025، رژیم صهیونیستی، سومالیلند، منطقهای خودمختار در شمال غربی کشور سومالی را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخت. این اقدام با واکنش جامعه جهانی البته به جز آمریکا، مواجه شد.
سومالیلند، بخشی از کشور سومالی در منطقه شاخ آفریقا با بیش از 6 میلیون نفر جمعیت است. اهمیت این منطقه که از ابتدای دهه 1990 اعلام خودمختاری کرده، در مرزهای مشترکش با خلیج عدن، دریای سرخ و نزدیکی به جیبوتی نهفته است. به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل یک اقدام استراتژیک غیرمعمول است که برای تغییر توازن قدرت در شاخ آفریقا صورت پذیرفت.
بنا به گزارش رسانههای صهیونیستی، تصمیم تلآویو برای شناسایی سومالیلند پس از هماهنگی با آمریکا صورت گرفت و از این رو میتوان این اقدام را در راستای اهداف منطقهای رژیم صهیونیستی در حوزه استراتژیک خلیج عدن و دریای سرخ دانست.

طبق گزارش «مرکز مطالعات استراتژیک بگین-سادات»، اسرائیل در نظر دارد تا تواناییها خود در این منطقه در زمینههای هوش، نظارت و شناسایی (ISR) ، امنیت بندر و آگاهی از دامنه دریایی (MDA) فعال سازد. این کار به این رژیم در کنترل این منطقه کمک زیادی خواهد کرد. حوزه هوش، نظارت و شناسایی ترکیبی از بکارگیری ابزارهای پیشرفته فناوری از جمله پهپادهای بدون سرنشین، سیستمهای ماهوارهای و شبکههای حسگر است که امکان جمعآوری مداوم اطلاعات و تبدیل آن به اطلاعات عملیاتی را فراهم میسازد.
آگاهی از دامنه دریایی نیز به معنای توانایی ایجاد تصویری یکپارچه از تمام فعالیتهای مربوط به امنیت، اقتصاد و محیط زیست در فضای دریایی است. بنابراین به رسمیت شناختن سومالیلند از سوی اسرائیل به خودی خود یک هدف نیست، بلکه اولین گام در جهت تغییر قوانین بازی منطقهای است. نیت اصلی در ایجاد شبکههای نفوذ و اتحادهایی است که قادر به کنترل مسیرهای تجاری، اطلاعاتی و جاسوسی هستند.
اما سومالیلند تنها منطقه مورد تهاجم رژیم صهیونیستی نیست. در این رابطه میتوان به سودان نیز اشاره کرد که بررسیها نشان میدهد رژیم صهیونیستی سابقه طولانی در حمایت از جنبشهای جداییطلب این کشور به ویژه در جدایی جنوب سودان در سال 2011 دارد. گزارشهای خبری مؤید حمایت نظامی لجستیکی این رژیم از نیروهای استقلالطلب جنوب سودان است تا این کشور را که در آن زمان متحد کشورهای عرب به ویژه محور مقاومت بود، تضعیف کند. در این خصوص حییم کورن، سفیر سابق اسرائیل در جنوب سودان، در تحلیلی که برای «مرکز مطالعات خاورمیانه و آفریقایی موشه دایان» نوشت، اقرار کرد حمایت اسرائیل از نیروهای جداییطلب بخشی از استراتژی هدفگیری سودان و منطقه عربی بود.
واقعیت این است که کمکهای رژیم صهیونیستی به گروههای استقلالطلب سودانی بخشی از استراتژی این رژیم در حوزه شکل دهی به یک محور تجزیه برای اعمال نفوذ در کشورهایی است که به دلیل رویکردهای ضداسرائیلی دولت مرکزی امکانی برای نقشآفرینی تلآویو فراهم نیست. در این خصوص هاآرتص نیز در مطلبی تصریح کرد «این سیاست بخشی از تلاش برای ایجاد ائتلافهای استراتژیک در شاخ آفریقا است که میتواند به کنترل نفوذ اتیوپی و ترکیه کمک کند.» در واقع در سودان هم شاهد هستیم که رژیم صهیونیستی ترکیه را یک رقیب جدی برای خود میداند و بنا دارد آن را مهار کند.
در لیبی نیز با آغاز بحران داخلی این کشور در سال 2011 و سپس سقوط معمر قذافی، زمینه برای حضور و نفوذ گسترده کشورهای خارجی فراهم شد. از همان ابتدا رژیم صهیونیستی به طور غیرمستقیم از نیروهای جداییطلب و ژنرال خلیفه حفتر حمایت میکرد که کنترل بخش شرقی لیبی را در دست داشت. با توجه به مرزهای آبی لیبی در مدیترانه، حضور در این کشور برای رژیم صهیونیستی اهمیت زیادی دارد.

علاوه بر این مواضع ضداسرائیلی لیبی تا پیش از آغاز بحران داخلی، موجب شد تا این رژیم از این فرصت برای تجزیه و نفوذ در لیبی استفاده کند. در این خصوص منابعی مانند معاریو به نقل از کارشناسان مصری گزارش دادهاند اسرائیل از نیروهای جدائی طلب لیبی حمایت میکند و این بخشی از استراتژی گستردهتر برای تقسیم و پیشبرد راهکار تجزیه در منطقه است.

در حوزه یمن نیز که اخبار بیشتری در رسانههای داخلی منتشر میشود، میتوان به روشنی ردپای رژیم صهیونیستی را مشاهده کرد. از زمان شروع درگیریها در این کشور در سال 2012، رژیم صهیونیستی از جنبشهای جداییطلب در جنوب یمن، به ویژه شورای انتقالی جنوب (STC) حمایت کرد تا این کشور به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شود. اهمیت جنوب یمن در دسترسی آن به ورودی دریای سرخ و همچنین خلیج عدن و بابالمندب است که گذرگاه ورود کشتیهای تجاری به مقصد بندر ایلات محسوب میشود. این منطقه پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر 2023 و ورود انصارالله به جبهه ضداسرائیلی در حمایت از مردم مظلوم، برای رژیم صهیونیستی اهمیت بیشتری پیدا کرد.

در دو سال گذشته چندین بار جنگندههای اسرائیلی به مناطق تحت کنترل انصارالله حمله کردند، از جمله 20 حمله بزرگ فقط در سال 2025، که این مسئله نیازمند پرواز دو هزارکیلومتری جنگندهها، سوخترسانی هوایی و در نتیجه هزینههای مالی زیاد برای رژیم صهیونیستی بود. از این رو نزدیکی جغرافیایی به انصارالله به اولویت سیاستهای منطقهای اسرائیل تبدیل شد. خبر آغاز درگیری نیروهای تحت حمایت امارات و عربستان در یک ماه اخیر در یمن و سپس شناسایی سومالیلند بخشی از راهبرد اسرائیل در جهت تحقق این هدف بود.
در این خصوص وبسایت عبری زبان «گلوبز» در خبری نوشت: «موقعیت جغرافیای سومالیلند که در روبروی یمن واقع شده، به رژیم صهیونیستی کمک میکند تا تهدیدات انصارالله را بهتر مدیریت کند و این بخشی از سیاست تجزیهطلبانه است.»

علاوه بر این وبسایت «ماکور ریشون» نیز تصریح کرد: «به رسمیت شناختن سومالیلند میتواند به عملیات علیه انصارالله از خاک سومالیلند کمک کند.» با این حال مقامات سومالیلند اعلام کردند آنها اجازه استفاده از خاک این منطقه را به اسرائیل برای بهرهبرداریهای نظامی نمیدهند؛ اما واقعیت میدانی با این اظهارنظرهای سیاسی تفاوت زیادی دارد. حمایت و پشتیبانی سیاسی و مالی آمریکا از سومالیلند میتواند نظر مقامات این منطقه را تغییر دهد.
از این رو شناسایی سومالیلند بخشی از سیاست اسرائیل برای گسترش نفوذ این رژیم در دریای سرخ و کاهش هزینه حملات علیه انصارالله و تقویت رویکردهای تجزیهطلبانه در یمن است. اما این اقدام میتواند زنجیرهای از جنبشهای جداییطلب در آفریقا را تحریک کند، موضوعی که باعث واکنش شدید کشورهایی مانند چین، ترکیه، مصر، عربستان و همچنین اتحادیه آفریقا شد.
براین اساس باید گفت رژیم صهیونیستی سیاستهایی را دنبال میکند که به حمایت از جنبشهای جداییطلب در کشورهای هدفش مرتبط است. این سیاستها اغلب به عنوان بخشی از استراتژی گستردهتر برای تضعیف کشورهای عربی مخالف، کنترل آبراههای استراتژیک مانند دریای سرخ و بابالمندب، و مقابله با نفوذ رقبای منطقهای این رژیم از جمله ترکیه توصیف میشوند. گفتنی است بخشی از این اقدامات با همکاری همپیمانان تلآویو در توافق ابراهیم صورت میگیرد که البته مهر تأیید آمریکا را نیز به همراه دارد.