العالم - آمریکا
رژیم صهیونیستی و لابیهای صهیونیست در آمریکا، دونالد ترامپ و دولت او و ارتش آمریکا را نه فقط برای تسریع حمله به ایران بلکه برای گسترش دامنه تخریبی آن، به شدت تحت فشار قرار داده است. تعلل آمریکا در حمله به ایران و عدم صدور چراغ سبز برای آغاز حمله، به دو عامل اصلی برمی گردد:
اول اینکه دولت در سایه آمریکا تلاش می کند مانع آغاز حمله این کشور شود زیرا فقط به نفع "اسرائیل" است و ممکن است به منافع سیاسی و نظامی آمریکا در خاورمیانه و سراسر جهان آسیب وارد کند.
دوم اینکه ترامپ شخصا برای آغاز جنگ تردید دارد و پیوسته به دنبال راه حل دیپلماتیک است تا با استفاده از آن از تبعات هولناک جنگ در امان بمانند. مخصوصا که خاطره شکست تجاوز دوگانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ 12 روزه همچنان در اذهان زنده است.
آمریکا در دور اول تجاوزات خود به ایران، نیازی به چنین حجم عظیمی از ناو هواپیمابر و جنگنده و کشتی جنگی نیاز نداشت چرا که پایگاه های نظامی آن در سراسر منطقه و کشورهای همسایه دور تا دور ایران را گرفته اند و جنگندههای آن به راحتی از این پایگاه ها به خصوص در قطر به پرواز در می آمدند.
اینکه ژنرال براد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا در حال حاضر به تل آویو سفر و با مقامات نظامی این رژیم دیدار می کند به این معناست که این رژیم نقش مهمی در تجاوزات قریب الوقوع از جمله تعیین بانک اهداف در ایران دارد و همین امر این رژیم را به عنوان همدست آمریکا، تبدیل به هدفی مشروع برای حملات ایران می کند.
به اعتقاد ما انحصار تصمیم تعیین زمان و ماهیت حمله به ایران به شخص ترامپ و ضرورت رایزنی او با دولت در سایه در این زمینه ، دستور مستقیم دولت در سایه آمریکاست این واقعیت که مسئولیت تعیین زمان و ماهیت حمله به رئیس جمهور ترامپ محدود شده است، زیرا او اولین و تنها تصمیم گیرنده در صدور دستور پرتاب بمب افکن ها به سمت ایران است، اعتقاد بر این است که این امر بر اساس دستورالعمل های مستقیم دولت پنهان آمریکا و اصرار آن بر مشورت قبلی با آن صورت گرفته است. باید به یاد داشته باشیم که این دولت پنهان بود که از سنا، یکی از برجسته ترین بازوهای خود، خواست تا با صدور حکمی مانع از اعزام نیروهای زمینی ترامپ برای اشغال ونزوئلا و تغییر رژیم در آنجا شود، زیرا این امر می تواند عواقب فاجعه باری داشته باشد.
رسانه های اسرائیلی این روزها تبلیغات حساب شده و گسترده ای را برای اعمال فشار بر ایران و بازگرداندن آن به میز مذاکره با شروط ترامپ آغاز کرده اند.
در این میان تردید ترامپ هم کاملا واضح است و بیش از هر چیز ناشی از ترس فرماندهان این کشور از حمله ایران به بیش از 70 هزار نیروی آمریکایی حاضر در 55 پایگاه نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه است.
این احمقانه است که آمریکایی ها و اسرائیلی ها تصور کنند فرماندهان ایرانی که در صدر فهرست ترورهای آمریکا و رژیم اشغالکگر قرار دارند، دست روی دست می گذارند تا ترور شوند.
وقایع میدانی جنگ 12 روزه نشان داد که ایران به سرعت توانست خود را بازیافته و تمام خلأهای موجود در استراتژی خود را برطرف کرد و همین امر باعث شد که رژیم اشغالگر پس از تخریب گسترده نیمی از تل آویو و تعدادی پایگاه های نظامی و شهرهای حیفا و بئر السبع، خواستار اتش بس فوری شود.
ناوهای هواپیمابر و کشتی های جنگی آمریکا که در مسیر حرکت به آبهای منطقه ای ایران هستند، بار سنگینی بر دوش فرماندهی مرکزی آمریکا خواهد بود زیرا هدفی ساده برای صدها موشک و پهپاد ایرانی خواهند بود.
لازم به یادآوری است که ناو آمریکایی یو اس اس کول یک بار در خلیج عدن و به دست رزمندگان یمنی در اکتبر 2000 هدف قرار گرفته و صدها تن از تفنگداران آمریکایی کشته یا مجروح شدند.آیا این صحنه در صورت تجاوز آمریکا به ایران در روزهای آینده تکرار خواهد شد؟
هر گونه حمله آمریکا به ایران، مقابله به مثل ایران و جنگی طولانی را در پی خواهد داشت. مضافا بر اینکه تمام پایگاه های آمریکایی و رژیم اشغالگر آماج موشک قرار خواهند گرفت و تنگه هرمز بسته خواهد و جلوی عبور بیش از 21 میلیون بشکه نفت در روز گرفته خواهد شد و همین امر افزایش قیمت نفت را به دنبال خواهد داشت.
از همین جا به دولت در سایه آمریکا می گوییم که جنگ آینده ای - که ترامپ با فشار رژیم اسرائیل ان را آغاز خواهد کرد – جنگ شما نخواهد بود بلکه جنگ "اسرائیل" است. این جنگ برای شما هیچ سودی نخواهد داشت و هدف مد نظر شما یعنی تغییر نظام را به دنبال ندارد. حال اگر می خواهید آبروی رئیس جمهور و ارتش خود را حفظ کنید بهتر است برای یافتن راه حل به پای میز مذاکره برگردید. البته ما می دانیم که شما به نصیحت ما گوش نمی کنید چون به عبری سخن نمی گوییم و اسممان نتانیاهو و زامیر و شارون نیست.