نظر جامعه شناس آمریکایی درباره انقلاب اسلامی

نظر جامعه شناس آمریکایی درباره انقلاب اسلامی
سه شنبه 14 بهمن 1404 - 13:32

بررسی تحولات و رویدادها در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، نشان می‌دهد که همه اقشار جامعه ایرانی در این انقلاب شرکت داشته‌اند؛ تا جایی که یک استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه کارولینای شمالی این انقلاب را «مردمی‌ترین انقلاب جهان» دانسته است.

العالم - ایران

گروه دیده‌بان غرب: چارلز کروزمن، استاد جامعه‌شناسیِ دانشگاه کارولینای شمالی، در کتاب «انقلاب تصورناپذیر در ایران» می‌نویسد: «انقلاب ایران در مقایسه با انقلاب‌های کلاسیک تاریخ، همچون انقلاب آمریکا، انقلاب چین، انقلاب روسیه و انقلاب فرانسه، بیشترین میزان شرکت مردم را دارد و دموکراتیک‌ترین و پُرجمعیت‌ترین انقلاب جهان از منظر درصد جمعیت است».

چارلز کروزمن، استاد جامعه‌شناسیِ دانشگاه کارولینای شمالی، در کتاب «انقلاب تصورناپذیر در ایران» می‌نویسد: «انقلاب ایران در مقایسه با انقلاب‌های کلاسیک تاریخ، همچون انقلاب آمریکا، انقلاب چین، انقلاب روسیه و انقلاب فرانسه، بیشترین میزان شرکت مردم را دارد و دموکراتیک‌ترین و پُرجمعیت‌ترین انقلاب جهان از منظر درصد جمعیت است».

این مسأله به این جهت دارای اهمیت است که سلطنت‌طلبان و بازماندگان رژیم پهلوی، قائل بر یک تئوری توطئه هستند و ادعا می‌کنند که انقلاب ۵۷ نه با حضور مردم، بلکه با دخالت مستقیم و دستکاری انگلیس و آمریکا رقم خورد.

اما در پاسخ به چنین ادعا و انکار نقش اساسی مردم در وقوع انقلاب اسلامی، «همایون کاتوزیان» عضو هیئت علمی شرق‌شناسی دانشگاه آکسفورد، با اشاره به انقلاب میلیونی مردم ایران در سال ۱۳۵۷ می گوید: «در انقلاب ایران، چندین میلیون آدم به خیابان آمدند، راهپیمایی کردند و شعار دادند».

از طرفی «یرواند آبراهامیان» مورخ ایران ـ آمریکاییِ خاورمیانه و استاد تاریخ در کالج باروخ و مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه نیویورک، در کتاب «تاریخ ایران مدرن» می‌نویسد: «فوَران انقلاب، صرفاً به سبب اشتباهات سیاسی لحظات آخر نبود. آتش‌فشان انفلاب ناشی از فشارهای طاقت‌فرسایی بود که دهه‌های متمادی در اعماق جامعۀ ایران، انباشته شده بود». (منبع: یرواند آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، ۱۵۵.)

در ادامه می‌توان به حضور فعال قشرهای مختلف ـ ازجمله کارگران، بازاریان، نظامیان، دانشجویان و... ـ نیز در جریان انقلاب اشاره کرد.

کریستین دلانوا، مورخ فرانسوی در کتاب «ساواک» می‌نویسد: «اعتصابات کارگری که رفته‌رفته رنگ مطالبات افراطی به خود می‌گرفت و می‌رفت که نظام شاهنشاهی را به خطر بیندازد، به طرز وحشیانه‌ای سرکوب شدند... در سال ۱۹۷۱م [۱۳۵۰ شمسی]، کارگران کارخانه پارچه‌بافی کرج برای افزایش دستمزد و بهبود شرایط کار دست به اعتصاب می‌زنند.

آن‌ها برای حمایت از ادعای خود تصمیم می‌گیرند به‌سوی تهران راهپیمایی کنند. بین راه، ژاندارمری راه را بر آنان می‌بندد. به‌موجب خبر منتشر شده در روزنامه لوموند آن روزها، در این درگیری سه تن از کارگران کشته شدند: ژاندارم‌ها خشمگین بودند! تظاهرات به رگبار مسلسل بسته شد. حداقل بیست نفر کشته و تعداد کثیری مجروح شدند. بنی‌صدر، که آن روزها در پاریس به سر می‌برد، تعداد کشته‌شدگان عرصه کارزار را سی و دو نفر اعلام کرد.

در مجله له‌تان مدرن، بهروز آزاده، روزنامه‌نگار ایرانی، همدستی مطبوعات غربی و رژیم شاه را به باد انتقاد می‌گیرد: خبرنگار لوموند از سه کشته و دوازده مجروح حرف می‌زند و از ماجرا چونان حادثه‌ای اسفبار یاد می‌کند که از بی‌مسؤولیتی چند تن ژاندارم که گویا ماشه مسلسلشان بدون ضامن بوده، به بار آمده است. در واقع، در این درگیری باید ده‌ها کشته و مجروح برجای مانده باشد.» روزنامه‌نگار مزبور در خاتمه مقاله از مبارزه قهرمانانه پرولتاریای ایرانی یاد می‌کند».

پروفسور جیمز بیل، استاد روابط بین‌الملل کالج ویلیامزبورگ ویرجینیا، در کتاب خود که تحت عنوان «عقاب و شیر: تراژدی روابط ایران و آمریکا» منتشر گردیده، می‌آورد: وقتی شاه فرمان یک حمله نظامی وحشیانه به دانشجویان غیرمسلح تظاهرکننده (اعتراض به انحلال مجلس) را در تاریخ ۲۱ ژانویه ۲۹۶۲ م [اول بهمن ۱۳۴۰ شمسی]، صادر کرد، نارضایتی طبقه متوسط بیشتر شد.

هنگامی‌که دانشجویان در محوطه دانشگاه بودند کماندوهای ارتش در محوطه دانشگاه به‌صورت وحشیانه عمل کردند و در یک عملیات خشونت‌آمیز و خونین به شکلی حرمت دانشگاه را زیر پا گذاشتند که هرگز از ذهن متفکرین ایرانی پاک نشد.

دکتر احمد فرهاد رئیس برجسته دانشگاه تهران در نامه استعفای خود به امینی نوشت: «من هرگز چنین ظلم، بی‌رحمی، قساوت و وحشی‌گری از سوی نیروهای دولتی ندیده و نشنیده بودم. هنگامی‌که ما از ساختمان‌های دانشگاه بازرسی کردیم با همین وضعیتی مواجه شدیم؛ مثل آنکه ارتش بربرها به سرزمین دشمن حمله کرده است».

منبع: فارس

پربیننده ترین خبرها