العالم - لبنان
محمد رعد، رئیس فراکسیون «وفاداری به مقاومت» وابسته به حزبالله لبنان در یادداشتی در روزنامه الاخبار، با اشاره به اختلاف دیدگاههای موجود در لبنان درباره جنگ رژیم صهیونیستی علیه این کشور، اعلام کرد که در صحنه داخلی لبنان، شاهد بروز سه نوع تفکر و جریان اصلی هستیم:
جریان نخست این است که برخی مسئولیت مقابله با تجاوزات را از دوش خود برمیدارند و مقاومت را مسئول کشاندن لبنان به جنگ معرفی میکنند؛ چه به دلیل پایبندی به سلاح مقاومت و پافشاری بر ایستادگی و رد مذاکرات مستقیم با دشمن و چه به دلیل تصمیم مقاومت برای پاسخ به تجاوزات رژیم صهیونیستی پس از ۱۵ ماه خویشتنداری.
به گفته رعد، طرفداران این گزینه با شتاب به دنبال توقف جنگ از سوی حامیان رژیم صهیونیستی هستند و از پروژه پایان دادن به مقاومت حمایت میکنند.
این نماینده مجلس لبنان افزود، این جریان تلاش دارد لبنان را به پذیرش شروط دشمن از طریق مذاکرات مستقیم یا نامتوازن سوق دهد و در این مسیر، مواضع و سیاستهایی را برای محاصره مالی، اقتصادی، سیاسی و لجستیکی مقاومت دنبال میکند.
رعد در ادامه به جریان دوم پرداخت و آن را تکیه آشکار بر موفقیت تجاوزات رژیم صهیونیستی برای پایان دادن به حزبالله، مقاومت و حتی حضور سیاسی آن توصیف کرد. به گفته وی، حامیان این دیدگاه، به دنبال برقراری روابط راهبردی و توافق صلح با رژیم صهیونیستی و پیوند دادن لبنان به غرب و ناتو هستند.
رئیس فراکسیون وفاداری به مقاومت تأکید کرد که این جریان از هیچ اقدام سیاسی، رسانهای، اقتصادی یا امنیتی علیه مقاومت و محیط اجتماعی آن دریغ نمیکند و ناامیدی خود را از ناکامی در رساندن نامزد مورد نظرشان به ریاست جمهوری لبنان نیز پنهان نمیسازد.
رعد جریان سوم را «پایداری و مقاومت» دانست که از سوی حزبالله و نیروهای ملی و اسلامی مورد حمایت قرار میگیرد. وی این گزینه را برای حزبالله یک انتخاب وجودی و راهبردی توصیف میکند که بر شناخت ماهیت رژیم صهیونیستی و پروژه توسعهطلبانه و استعماری آن در منطقه استوار است.
وی در ادامه این یادداشت آورده است که از نگاه حامیان مقاومت، رژیم صهیونیستی صرفاً یک طرف عادی در منطقه نیست، بلکه پایگاهی پیشرفته برای تثبیت نفوذ سیاسی، نظامی و اقتصادی غرب در غرب آسیاست و ایجاد آن نتیجه همگرایی پروژه صهیونیستی با منافع استعمار غربی بوده است.
رعد با اشاره به پروژه «اسرائیل بزرگ» گفت: شواهد تاریخی نشان میدهد که رژیم صهیونیستی همچنان در مسیر تحقق این هدف حرکت میکند و طرحهای توسعهطلبانه خود را دنبال میکند.
وی تأکید کرد که حامیان مقاومت، فریب شعارهای صلحی را که از سوی اشغالگران مطرح میشود، نمیخورند؛ زیرا این نوع سازش، به معنای تثبیت اشغال فلسطین و نادیده گرفتن حقوق ملت فلسطین است.
رئیس فراکسیون وفاداری به مقاومت در ادامه افزود که لبنانیها از تجربه فلسطین درس گرفتهاند و برای دفاع از کشور خود و جلوگیری از اشغال آن توسط رژیم صهیونیستی، راه مقاومت را برگزیدهاند.
او خاطرنشان کرد که این مسیر دشوار، پرهزینه و طولانی است و تنها با آگاهی، وحدت، سازماندهی، حمایت مردمی و پشتیبانی مؤمنان به این راه میتواند ادامه یابد.
رعد همچنین یادآور شد که مقاومت اسلامی حزبالله پس از اشغال لبنان توسط رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و اگر حمایت جمهوری اسلامی ایران از این مقاومت وجود نداشت، امکان تحقق دستاوردهای میدانی علیه اشغالگران فراهم نمیشد.
وی با تأکید بر تفاوت مأموریت ارتش و مقاومت گفت که وظیفه مقاومت، فرسایش دشمن، جلوگیری از تثبیت اشغال و وادار کردن آن به عقبنشینی است، در حالی که ارتشها وظایف متفاوتی دارند و میان نقش ارتش و مقاومت، رابطهای مکمل وجود دارد.
رعد در بخش دیگری از یادداشت خود، اشغال بخشهایی از خاک لبنان، تخریب روستاها و آوارگی ساکنان را تجاوزی دانست که همه لبنانیها وظیفه مقابله با آن را دارند و در چنین شرایطی، پایداری ملی نیز بخشی از مقاومت محسوب میشود.
وی هشدار داد که اصرار بر مذاکره مستقیم با رژیم صهیونیستی، به تضعیف پایداری ملی منجر میشود و به نوعی نشانه آمادگی برای تسلیم در برابر خواستههای دشمن است؛ حتی در شرایطی که این رژیم به آتشبس نیز پایبند نیست.
رعد در پایان تصریح میکند که عقبنشینی دولت از مقابله با دشمن و تلاش برای جرمانگاری مقاومت، نوعی شکستپذیری است و در برابر این وضعیت، تنها گزینه مؤثر برای جلوگیری از تسلیم و تحمیل اراده دشمن، «مقاومت و ایستادگی» است.