آیا ایران شمارش معکوس افول هژمونی و قدرت تک قطبی آمریکا را کلید زده است؟

شنبه 16 خرداد 1405
12:56
آیا ایران شمارش معکوس افول هژمونی و قدرت تک قطبی آمریکا را کلید زده است؟ وزیر خارجه پیشین لبنان در مقاله ای نوشته است: از سوی ایران، معادلات جدیدی در خاورمیانه شکل خواهد گرفت، سیاست‌های تازه‌ای ترسیم خواهد شد، نفوذ ایالات متحده کاهش خواهد یافت و "جایگاه آمریکا به‌عنوان تنها ابرقدرت جهان نه از روی انتخاب، بلکه به‌صورت اجتناب‌ناپذیر رو به افول خواهد رفت؛ برخلاف آنچه ریچارد نیکسون روزی ادعا کرده بود".

العالم - آمریکا

به گزارش العالم، عدنان منصور وزیر پیشین امور خارجه لبنان، در مقاله ای نوشته است که در ۲۶ دسامبر ۱۹۹۱، شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی رسما انحلال این کشور را اعلام کرد و در پی آن، زلزله‌ای سیاسی و راهبردی ایجاد کرد که چهره جهان را دگرگون ساخت.

به نوشته ی وزیرسابق امور خارجه لبنان، "فرانسیس فوکویاما، اندیشمند سیاسی آمریکایی، در کتاب "پایان تاریخ و آخرین انسان" نوشته است:

"افول کمونیسم و استقرار دموکراسی لیبرال، همراه با ارزش‌های آزادی، فردگرایی و اقتصاد آزاد، اوج تکامل ایدئولوژیک بشر را تشکیل می‌دهد"؛ زیرا به اعتقاد او بیشتر مردم بر سر این ارزش‌ها توافق دارند و جایگزین بهتری برای آن‌ها وجود ندارد.

"یک ماه پس از فروپاشی اتحاد شوروی، جورج بوش پدر، رئیس‌جمهور آمریکا، در ۲۸ ژانویه ۱۹۹۲ گزارش "وضعیت اتحادیه" را به کنگره ارائه کرد و در این سند بر چند نکته مهم تأکید نمود؛ از جمله اینکه ایالات متحده تنها کشوری خواهد ماند که از قدرت جامع و نفوذ گسترده سیاسی، اقتصادی و نظامی برخوردار است".

"همچنین آمریکا حضور راهبردی خود را در غرب و جنوب شرق آسیا تقویت خواهد کرد، جریان آزاد نفت را تضمین می‌کند و به‌عنوان رهبر بلامنازع جهان، تنها کشوری است که می‌تواند امنیت و صلح جمعی را از طریق اجرای حقوق بین‌الملل، حمایت از جنبش‌های دموکراتیک و حقوق بشر، حفاظت از حاکمیت کشورها و ارائه الگوی آمریکایی در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تضمین کند؛ الگویی که از نگاه واشنگتن بهترین راه‌حل برای مشکلات فزاینده جهان به شمار می‌رود".

به نوشته ی دکتر منصور؛ فروپاشی اتحاد شوروی باعث شد ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، در کتاب"فرصت را غنیمت بشمارید" نقش رهبری جهانی ایالات متحده را چنین ترسیم کند:

"در دهه‌های آینده هیچ جایگزینی برای رهبری آمریکا وجود نخواهد داشت؛ زیرا این کشور از قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی برخوردار است که آن را در اوج توان ژئوپلیتیکی قرار داده است و اگر روزی جایگاه آن به‌عنوان تنها ابرقدرت جهان دچار افول شود، این نتیجه انتخاب خواهد بود نه ضرورت؛ و ما اکنون فرصتی تاریخی برای تغییر جهان در اختیار داریم."

"طبیعی بود که وضعیت جهانی پس از سال ۱۹۹۱ و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، محدودیت‌های آمریکا را از میان بردارد و برای نخستین بار این کشور را از فشارهای جنگ سرد و حتی ملاحظات حقوق بین‌الملل رها سازد".

"در همین چارچوب، زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر، اظهار داشت: "افول اتحاد شوروی به معنای انحصار موقعیت ابرقدرتی و مسئولیت جهانی ایالات متحده است."

در ادامه این سوال ها مطرح است که "آیا آمریکا امروز همچنان همان‌گونه که در دهه ۱۹۹۰ و اوایل قرن بیست‌ویکم بود، بدون رقیب بر جهان رهبری می‌کند؟"

"آن هم در شرایطی که قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای ظهور کرده‌اند و توانسته‌اند یک‌جانبه‌گرایی آمریکا را مهار کنند، نفوذ آن را محدود سازند و در برابر سیاست‌هایی که گاه ناقض قوانین بین‌المللی و انسانی بوده‌اند، ایستادگی نمایند؟"

به نوشته ی این مقام سابق لبنانی، "دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، چه در دوره نخست و چه در دوره دوم، به‌خوبی نشان داد که او تا چه اندازه از قوانین و عرف‌های بین‌المللی عبور کرده است".

"از درخواست برای الحاق کانادا و گرینلند به خاک آمریکا گرفته تا ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا در عملیاتی که نویسنده آن را نوعی دزدی دریایی توصیف می‌کند؛ اقدامی که در برابر دیدگان سازمان ملل و جامعه جهانی صورت گرفت. پس از آن نیز آمادگی خود را برای حمله به کوبا و سرنگونی نظام آن اعلام کرده است".

"ترامپ می‌خواهد شعار "اول آمریکا" را به بهای نادیده گرفتن حقوق و منافع دیگران در جهان عملی سازد و از همین رو، جنگ اقتصادی خود را علیه متحدان، دوستان و رقبای آمریکا ادامه داده، تعرفه‌های گمرکی بیشتری وضع کرده و تحریم‌های گسترده‌ای را علیه کشورهایی که با سیاست‌های واشنگتن مخالفت می‌کنند، اعمال می‌کند".

"او می‌کوشد کنترل اقتصاد و قدرت نظامی جهان را در دست بگیرد و برتری و نفوذ آمریکا را حفظ کند، بی‌آنکه توجه داشته باشد جهان در حال تغییر است و دیگر مانند دو دهه نخست پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیست".

از سوی دیگر "قدرت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی جدیدی ظهور کرده‌اند که به‌طور مستقیم آمریکا را به چالش می‌کشند و از هیبت و نفوذ آن می‌کاهند".

"از این رو ترامپ معتقد است که تسلط بر انرژی جهان، چه از طریق مذاکره و چه از راه جنگ، می‌تواند به آمریکا امکان دهد کنترل شریان‌های اصلی جهان را در دست بگیرد، اقتصادهای رقیب را تحت فشار قرار دهد و قدرت بیشتری برای اعمال تحریم‌ها و نفوذ سیاسی کسب کند".

"اگر ایالات متحده بتواند بر تولید نفت و گاز کشورهای عربی خلیج فارس، ایران و ونزوئلا کنترل قابل توجهی پیدا کند، ابزارهای مهمی برای اعمال قدرت در اختیار خواهد داشت؛ از جمله تأثیرگذاری بر قیمت جهانی انرژی، افزایش نفوذ بر کشورهای بزرگ واردکننده انرژی، تقویت کارایی تحریم‌ها و محدود کردن قدرت مانور راهبردی رقبایی مانند چین، هند و دیگر اقتصادهای صنعتی بزرگ که به واردات انرژی وابسته‌اند".

"امنیت انرژی همواره بخشی از مفهوم امنیت ملی آمریکا بوده است و بسیاری از متفکران راهبردی آمریکایی، از جمله برژینسکی و هنری کیسینجر، بر این باور بودند که کنترل گذرگاه‌ها و منابع راهبردی بر توازن قدرت جهانی تأثیر می‌گذارد".

"با این حال، نفوذ بر منابع انرژی به‌تنهایی برای تأثیرگذاری بلندمدت بر قدرت‌های بزرگ اقتصادی کافی نیست؛ زیرا این کشورها اکنون علاوه بر نفت و گاز، به فناوری، توان نظامی، نفوذ مالی و منابع طبیعی نیز متکی هستند".

"به همین دلیل رقابت آمریکا و چین عمدتا بر فناوری‌های پیشرفته، هوش مصنوعی و زنجیره‌های تأمین جهانی متمرکز شده است".

"پس از نفت خلیج فارس، عراق و ونزوئلا، نگاه آمریکا و شخص ترامپ به نفت و گاز ایران دوخته شده است".

"نویسنده معتقد است که جنگ علیه ایران در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ با هدف سرنگونی نظام سیاسی این کشور و جایگزینی آن با نظامی مورد حمایت واشنگتن انجام شده است؛ اقدامی که به آمریکا امکان می‌داد بر آخرین پایگاه بزرگ انرژی راهبردی جهان تسلط یابد».

"برآورد می‌شود ذخایر اثبات‌شده نفت جهان بین ۱٫۷ تا ۱٫۸ تریلیون بشکه باشد، در حالی که ذخایر اثبات‌شده کشورهای عربی خلیج فارس، ونزوئلا، ایران و عراق بین ۱٫۱۵ تا ۱٫۲۵ تریلیون بشکه، یعنی حدود ۷۰ درصد ذخایر جهانی، را تشکیل می‌دهد و به همین دلیل این کشورها را می‌توان "قلب انرژی جهان" دانست".

از نگاه نویسنده، "ایران آخرین نقطه‌ای است که هنوز در برابر ترامپ مقاومت می‌کند و او می‌خواهد با استفاده از قدرت نظامی آن را تحت نفوذ آمریکا درآورد".

"سپس از این نقطه به سوی دیگر قدرت‌های بزرگ حرکت کند؛ قدرت‌هایی که چالشی جدی برای آمریکا محسوب می‌شوند و مانع تداوم سلطه تک‌قطبی آن هستند".

به باور عدنان منصور وزیر پیشین امور خارجه لبنان، صاحب این مقاله، "اگر ایران بتواند پروژه آمریکا و "اسرائیل" را ناکام بگذارد، شمارش معکوس افول هژمونی و نفوذ آمریکا آغاز خواهد شد و می‌تواند آغازگر روندی باشد که به تدریج منطقه و سپس جهان را از سلطه آمریکا رها سازد".

چراکه به اعتقاد نویسنده، "ایران امروز نمونه‌ای از مقاومت، ایستادگی و مقابله با فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی ابرقدرتی است که می‌کوشد تصمیم‌گیری جهانی را در انحصار خود نگه دارد و به حقوق ملت‌ها و کشورها توجهی نکند".

از دیدگاه او، ایران در حال نگارش فصل تازه‌ای در روابط بین‌الملل است و به جهان نشان می‌دهد چگونه می‌توان از حاکمیت ملی، امنیت ملی و استقلال سیاسی در برابر فشارها، تحریم‌ها و تهدیدهای قدرت‌های بزرگ دفاع کرد.

نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که از ایران، معادلات جدیدی در خاورمیانه شکل خواهد گرفت، سیاست‌های تازه‌ای ترسیم خواهد شد و نفوذ ایالات متحده کاهش خواهد یافت و "جایگاه آمریکا به‌عنوان تنها ابرقدرت جهان نه از روی انتخاب، بلکه به‌صورت اجتناب‌ناپذیر رو به افول خواهد رفت؛ برخلاف آنچه ریچارد نیکسون روزی ادعا کرده بود".

0% ...

آخرین اخبار

غریب‌آبادی: اگر آژانس می‌خواهد بخشی از راه‌حل دیپلماتیک باشد، باید از فشار سیاسی پرهیز کند


شمار شهدای غزه به ۷۲ هزار و ۹۶۱ نفر رسید


بقائی در واکنش به ادعاهای رئیس‌جمهور لبنان: آن‌که کنارش ایستاده را می‌فروشد


شمار شهدای لبنان از مرز ۳ هزار نفر فراتر رفت


آیا ایران شمارش معکوس افول هژمونی و قدرت تک قطبی آمریکا را کلید زده است؟


استارمر مدعی احتمال حمله روسیه به ناتو شد


نتایج یک نظرسنجی جدید: جایگاه جهانی اسرائیل به ‌شدت تضعیف شده است


اظهارات «جوزف عون» باعث گسست در لبنان می‌شود/ حزب‌الله بخشی جدایی‌ناپذیر از جامعه است


مفاد توافق جدید آتش بس اسراییل با لبنان غیر قابل قبول است/ این توافق بحران داخلی در لبنان را شعله ور می کند


زمزمه‌هایی از سفر فرمانده ارتش لبنان به پاکستان برای دیدار با عاصم منیر