العالم - فلسطین - ایران - سیاسی
این شاعر فلسطینی در این اثر، با زبانی سرشار از نماد و استعاره، شهیدان را "آیات زنده الهی" میخواند و با ترسیم جایگاه اهلبیت(ع)، عالمان مجاهد و پرچمداران مقاومت، از جاودانگی راه حق و استمرار آن در نسلهای آینده میسراید.
سروده بلند و حماسی "تمیم البرغوثی"شاعر نامآشنای فلسطینی، که در رثای رهبر شهید ایران، حضرت آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای با بهرهگیری از مضامین قرآنی، تاریخی و عاشورایی، سروده است، به این شرح است:
اگر روزی حق و باطل را از هم بازشناسند، خاتم پیامبران همان پیامبرِ رزمآور است.
پیام او بر دو گونه جوهر نوشته شده است...
یکی سیاه، بر صفحه نقش بسته،
و دیگری سرخ، جاری بر زمین.
آیات این پیام، پسران و دختران مایند...
و مصحف آن، خانههای آباد و جانهای زنده.
خود پیامبر نیز حقیقت را چنین آشکار ساخت...
فرزندانش نخستین آیات این کتاباند.
به امت خویش عزیزترین یادگارش را بخشید...
تا گواه راستگویی رسالتش باشند.
و مگر فرزندِ دختر، عزیزترین یادگار انسان نیست؟...
پس او گرانبهاترینشان را تقدیم کرد؛
دیگر بر سر چه چیز جدال میکنید؟.
رسالت او، قرآن و حدیث اوست،
و اگر انصاف دهید،
فرزندانش نیز خود پیامهای زنده آن رسالتاند؛
پیامهایی که در زیبایی،
همچون وحیاند،
و در هر نسل،
شنوندهای و روایتگری دارند.
آنان پیشوایان حقاند...
و دیگران تنها صاحبان تخت و تاج.
سلطنت آنان...
در خصلتها و فضیلتهایشان نهفته است.
مردم از سر عشق فرمانشان میبرند...
نه از بیم،
نه به طمع،
بلکه چون پاسخ جویندگان حقیقتاند.
مردانی که با شهادت به امامت رسیدند...
منصبشان در میدان نبرد،
تیغههای برهنه بود.
و مرگ، آغاز فرمانرواییشان شد...
فرمانرواییای که عهدش پایان نمیپذیرد.
پادشاهی آنان تا روز قیامت پایدار است...
آنگاه که فرمانرواییهای عقیم
یکی پس از دیگری فرو میریزند.
پس هرگاه آنان را ببینی...
خواهی دانست که وحی هرگز از جهان رخت نبسته،
بلکه هنوز
در چینهای همان عباها
حضور دارد.
آیا توحید...
جز نفی الوهیت پادشاهان است،
هرچند بر فرازشان معبدها برپا کرده باشند؟
آن که به سلطه ستمگر رضایت دهد،
در شرک افتاده است.
حال آنکه فرمانروایی خداوند...
برتر از همه آسمانها،
عادلانه است.
شاه را تنها از روی مجاز «شاه» مینامند...
و نخستین قربانی این نیرنگ،
خودِ فریبکار است.
آن که لقبهایش بسیار شود...
قدرش اندک میشود،
و آن که جامهاش فاخرتر گردد،
از درون تهیتر است.
مگر توحید با «نه» آغاز نشد؟...
پس مبادا «لا» را بر زبان آوری
و از حقیقتش غافل باشی.
با همان "نه" است...
که حقیقت توحید آغاز میشود؛
نه با تسلیم شدن.
این کتاب...
واژههایش از پیکرهای ما نوشته شده است؛
نه سخن فراموش میشود،
و نه جوهرش خشک.
چه بسیار آیات خدا...
که در میان مردم گام برمیدارند
و انسانها را به هدایت میخوانند.
آیات خدا...
دختران مدرسهاند
که گیسوان صبح را بر دوش میکشند.
آیات خدا...
رزمندگان فداکاریاند
که با خوی عیسی
و دلیری داوود
در میدان حاضر میشوند.
آیات خدا...
شیرمردانیاند
که هرگاه بر زمین گام نهند،
زلزلهها از هیبت قدمهایشان آرام میگیرند.
و آیات خدا...
پیران روشنضمیرند
که چراغ راه را
از جان خویش میافروزند.
آنگاه که بر منبر...
تفنگ را تکیهگاه سخن میکنند.
مرگ...
خود سرگرم مرگ خویش میشود.
چه بسیار آیات خدا..
که زیر عمامهای جای گرفتهاند؛
در اوج اندوه،
سلام را با لبخند پاسخ میدهند،
و اگر اندوه حسین را
بر دوش کشیده باشند،
باز از غم تو میپرسند:
«چه کسی بار اندوهت را برمیدارد؟»
چه بسیار شهید...
که در پی شهیدی دیگر آمد؛
چون رشتهای از مرواریدهای نور
که گسستنی نیست.
و چه بسیار «علی»
که ریشه در «علی» دارد،
و روز فراخوان بزرگ،
همه در پیشگاه عظمت برابرند.
آن که زیر باران تیر
از راه حق منحرف نشد،
همانند آن کسی است
که زیر باران عدالت نیز
از مسیر نلغزید.
و آن علی
که قاتلش را میشناخت،
میدانست قصد جانش را دارد،
و با این همه از راه خویش بازنگشت،
همانند آن علی دیگری است
که در صحن خانهاش ایستاد
و انفجارها
نتوانستند حتی دو گام
او را از جای خویش عقب برانند.
ریش سپیدش،
یادگار ریش سپید جدّش بود؛
و فرومایگان
دست تعدی به سوی آن دراز کردند.
او را کسی ترور کرد
که واژه «کافر» را
بر بازوی خود خالکوبی کرده بود
و به آن میبالید.
میدانی از چه کسی سخن میگویم؟
آری،
نه او ناشناس است،
و نه تو ناآگاهی.
آیا هویت خویش را از یاد بردهاید؟
آیا اصل و ریشه خود را فراموش کردهاید؟
مگر قریش
شیخ خویش را از یاد میبرد؟
و مگر قبیلهها
تبار خود را فراموش میکنند؟
ای مردم!
این پیکر،
پیکر فرزند دختر پیامبر شماست.
به جانم سوگند،
این صحنه،
تلخ و جانسوز است.
پیکر،
همانجا میماند
که شکوه خویش را آفرید؛
اما کاروانها،
ننگ خاموشان را
با خود خواهند برد.
پس چه سرافراز است
این ریش سپید
و این عمامه؛
که هزار سال است
برای پاسداری از شما
در میدان ایستادهاند.
آری؛ چه نیکو سرود این شاعر مقاومت، مرثیهای که از آدم تا خاتم(ص) امتداد مییابد و روایتگر پرچم حق و آزادگی است؛ پرچمی که در طول تاریخ، از دستی به دست دیگر و از نسلی به نسل دیگر سپرده شد تا در روزگار ما، در دستان فرزندی از سلاله طهارت و عصمت با نام "سید اولاد پیامبر اکرم و ذریه و خاندان پاک او سید "علی حسینی" خامنه ای؛ به اهتزاز درآمد.
حضرتش که استوار و بیهراس، در برابر شیطان زمانه و صهیونیسم خونریز این عصر هرگز سر تسلیم فرود نیاورد و تا واپسین لحظه بر عهد خویش با خدا، امت و آرمان مقاومت ایستاد.
شهادتش، در نگاه دوستدارانش، نه پایان یک راه، بلکه آغاز فصلی تازه از پایداری بود؛ افتخاری برای آزادگان و الهامبخش آنان که کرامت، عزت و آزادی را ارزشهای فراموشنشدنی انسان میدانند.
پروردگارا، گامهای برادران ما، رزمندگان مقاومت و مجاهدان راه حق را استوار بدار؛ دلهایشان را به نور هدایت روشن ساز، ارادهشان را نیرومند گردان و صبر، استقامت و بصیرت را روزی آنان فرما.
بارالها، پیروزی و عزت را نصیب آنان گردان، دشمنانشان را ناکام ساز و قدرت ستمگران و متجاوزان را درهم شکن.
پروردگارا، تو را به همه نامهای نیکویت میخوانیم و از تو میخواهیم که رزمندگان راه حق را در همه میدانهایی که به باور آنان، عرصه رویارویی حق و باطل است، یاری فرمایی و آنان را به پیروزی و سربلندی رهنمون سازی.