العالم - یمن
زیرا هدف اصلی آن خفه کردن جبهه داخلی با فقر، بیکاری، کاهش درآمد و کاهش حقوق و در نتیجه تضعیف مقاومت افسانهای مردمی است که عربستان سعودی، به رهبری ایالات متحده و صهیونیستها، در میدانهای جنگ نتوانستند به آن دست یابند.
با توجه به این واقعیت تلخ، ادامه مسیر مذاکرات بی نتیجه بدون یک بازه زمانی مشخص، دیگر یک گزینه استراتژیک قابل قبول یا امکانپذیر برای مردمی که از قحطی و فقر مطلق رنج میبرند، نیست.
بلکه، فرار از این تنگنا اکنون نیازمند تدوین یک استراتژی بازدارندگی سخت و ادغام هوشمندانه و مؤثر قدرت نظامی و سیاسی برای تحمیل واقعیت جدیدی است که حقوق خود را به زور به چنگ بیاورد .
در سطح نظامی و عملیاتی، وقتی محاصره؛ ابزاری برای مرگ تدریجی میشود، فعال کردن نیروی مسلح برای شکستن آن به یک وظیفه قانونی و ملی اجتنابناپذیر تبدیل میشود. این امر مستلزم تغییر جنگ فرسایشی سنتی به استراتژی فلج کردن اقتصادی طرف مقابل است.
از جمله این استراتژیها، رویکرد «حمله به بندر در برابر بندر و فرودگاه در برابر فرودگاه» است. به گونه ای که دشمن بفهمد ادامه تعطیلی فرودگاه صنعا و محاصره بندر الحدیده با فلج کامل بنادر و فرودگاههای حیاتی در عمق خاک با حملات دقیق و ویرانگر به تأسیسات نفتی و نیروگاههای آن همراه خواهد بود و هزینه رکود مداوم را برای اقتصادی که به شدت به دنبال ثبات و میلیاردها دلار برای تأمین مالی پروژههای خود است، به طرز غیرقابل تحملی بالا میبرد.
علاوه بر این، استفاده از موضع شجاعانه یمن در حمایت از غزه و توسعه عملیات دریایی، یک تاکتیک فشار بینالمللی استراتژیک است. که قدرتهای جهانی حامی محاصره متوجه خواهند شد که ثبات ناوبری بینالمللی با پایان دادن به محاصره جامع تحمیل شده بر مردم یمن ارتباط تنگاتنگی دارد.
اما در جبهه سیاسی، این امر مستلزم تغییر فوری از رویکرد انتظار و واکنش؛ به موضع پیشگیرانه، اعمال شرایط با اعلام پایان مذاکرات باز و تعیین مهلت مشخص و قطعی برای انجام تعهدات بشردوستانه، به ویژه درباره زندانیان و حقوقهاست. زیرا عدم رعایت این مهلت، به طور خودکار منجر؛ گزینه نظامی کسترده را به دنبال خواهد داشت .
از سوی دیگر باید تلاشهای مداوم رژیم سعودی برای پنهان شدن در پشت نقاب «میانجیگر» و اصرار سیاسی و رسانهای بر مسئول دانستن مستقیم آن به عنوان رهبر ائتلاف و طرف موظف به ارائه غرامت، بازسازی و پرداخت حقوق جدی گرفته نشود و همزمان، هماهنگی سیاسی با نیروهای محور مقاومت برای اطمینان از جلوگیری از منزوی شدن جبهه یمن تقویت و هرگونه رویارویی آینده باید به یک نبرد منطقهای جامع که واشنگتن و متحدانش باید آن را بسیار جدی بگیرند تبدیل شود .
این چارچوب استراتژیک بدون تقویت جبهه داخلی و مقابله با پیامدهای اقتصادی و اجتماعی محاصره در طول آمادگی برای هرگونه اقدام قاطع، تکمیل نمیشود. این امر مستلزم فعالسازی واقعی سازوکارهایی برای اقتصاد جنگی مبتنی بر همبستگی و تخصیص دقیق زکات، وقف و درآمدهای دولتی موجود برای ایجاد صندوقهای حمایتی اضطراری است که فقر را برای آسیبپذیرترین اقشار جامعه، مانند خانوادههای شهدا، مرزبانان و کارمندانی که حقوقشان قطع شده ، کاهش میدهد.
این پایداری همچنین مستلزم برخورد قاطع با هرگونه مظاهر فساد یا سوءاستفاده از مناصب دولتی برای تقویت اعتماد جامعه مقاوم و هم چنین تشویق تولید کشاورزی محلی و حمایت از ابتکارات جامعه برای دستیابی به حداقل سطح خودکفایی در کالاهای اساسی و کاهش وابستگی به وارداتی است که به دلیل محاصره در حال نابودی است.
به تعویق انداختن و بازی با زمان، سلاحی ناکارامد است و راه حل واقعی برای یمن امروز دیگر در راهروهای تو در توی سیاسی نیست، بلکه در یک تصمیم شجاعانه است که ثبات منطقه و منابع انرژی آن را به ثبات شهروند یمنی و دسترسی آنها به معاش و حقوق پیوند میدهد.
بنابراین دستی که هنوز روی ماشه است می تواند به این وضعیت نزدیک به مرگ پایان دهد و صلح شرافتمندانهای را برقرار کند.