العالم - یمن
«طوفان الجنيد» نویسنده سیاسی یمنی در مقالهای باعنوان «ایران؛ هزارتویی که جهان را سردرگم کرده است »؛ که در پایگاه خبری العالم منتشر شد؛ نوشت: «در واقع، جمهوری اسلامی ایران به یک هزارتوی پیچیده برای تمام جهان تبدیل شده است. با وجود همه این حملات دشمن آمریکایی-صهیونیستی و ایادی آنها در منطقه، و با وجود همه شهدایی که ایران تقدیم کرد، ما این کشور را همچون کوه استوار و در مواضع سیاسی و گفتگوهای دیپلماتیک خود مصمم میبینیم. تهران عقبنشینی نکرده و تسلیم نشده است و در سختترین شرایط و تاریکترین موقعیتها،از حقوق مشروع خود در استفاده از موقعیت ژئوپلیتیک آبراه تنگه هرمز، این سرمایهای راهبردی ایران؛کوتاهی نکرده و به هیچ یک از تهدیدات متجاوزان اهمیت نمیدهد.»
وی افزود که تحولات سریع منطقه غرب آسیا، استحکام موضع ایران در مواجهه با قدرتهای منطقهای و بینالمللی را اثبات میکند و این صرفاً یک مانور سیاسی یا سخنرانیحزبی نیست، بلکه محصول یک مهندسی استراتژیک عمیق و گسترده است که طی دههها ساخته شده است.
این دیدگاه ایرانی مبتنی بر مفهوم «بازدارندگی ترکیبی و جنگ نامتقارن» است که به موجب آن تهران توانسته است نقاط ضعف خود را به نقاط قوت ژئوپلیتیکی پیچیده ای تبدیل کند، که مبتنی بر پنج رکن اساسی برای شبکه ایمنی است که تصمیمگیرندگان ایرانی به آن متکی هستند.
اول: دکترین دفاعی پیشرفته و انتقال میدان نبرد به داخل خاک دشمن
امنیت ملی ایران بر یک اصل استراتژیک حیاتی استوار است: «خارج کردن جنگ از فضای جغرافیایی داخلی خود و انجام نبردها در خارج از مرزها.» تهران طی دههها تلاش سازمانیافته، با موفقیت شبکهای از اتحادهای فراملی را از سواحل مدیترانه تا تنگه بابالمندب ایجاد کرده و پرورش داده است.
این محور منطقهای صرفاً نمایانگر متحدان ایدئولوژیک نیست، بلکه به ایران عمق دفاعی و فضای مانور نظامی فوقالعادهای میدهد. دشمنان آن میدانند که هرگونه تلاشی برای هدف قرار دادن قلب ایران، به طور خودکار منجر به انفجار جبهههای متعدد و همزمانی خارج از مرزها خواهد شد که قدرتمندترین سیستمهای دفاعی نیز نمیتوانند به طور کامل آن را مهار کنند و این امر منجر به بالا رفتن هزینه ادامه جنگ مستقیم با تهران و همچنین نامعلوم بودن نتایج چنین جنگی میشود.
دوم: برتری نامتقارن در توان پهپادی و موشکی
در طول سالهای متمادی، به علت تحریمهای نامشروع و طولانیمدت بینالمللی ، تهران برای بالا بردن سطح توان رزمی خود به استراتژی سلاحهای جایگزین ساخت داخل که کمهزینهتر، و مؤثرتر بودند، روی آورد:
نیروی پدافند هوایی : صنایع نظامی ایران بر مهندسی موشکهای بالستیک و کروز و توسعه خانوادهی پهپادهای پیشرفته ای مانند ( پهپادهای شاهد) تمرکز کردهاند.
تاکتیکهای نوین رزمی: این سلاحها با هزینه تولید پایین خود در مقایسه با سیستمهای پر هزینه دفاعی دشمنان مشخص میشوند؛ ایران آموخته است که از یک تاکتیک «اشباع کوانتومی» استفاده کند که قادر به غلبه بر سیستمهای دفاعی مدرن و عبور از آنها است و در نتیجه بدون نیاز به جتهای جنگنده پیشرفته، یک تعادل واقعی از وحشت را در میدان نبرد ایجاد میکند.
سوم: ابهام استراتژیک و «آستانه هستهای»
تواناییهای هستهای ایران حساسترین و سنگینترین برگ برنده در سیستم دیپلماتیک این کشوراست؛ تهران موفق شده به چیزی که به عنوان «آستانه هستهای» شناخته میشود، برسد، مرحلهای که در آن دانش فنی کامل، توانایی غنیسازی اورانیوم تا سطوح بالا (۶۰٪) و حفظ زیرساختها را دارا باشد.
این ابهام استراتژیک به مذاکرهکننده ایرانی قدرت اجرایی زیادی میدهد؛ غرب و متحدانش کاملاً آگاه هستند که فشار بیش از حد نظامی یا اقتصادی، که میتواند موجودیت ایران را تهدید کند، ممکن است رسماً و قطعاً تهران را به عبور از آستانه و اعلام خود به عنوان یک کشور هستهای سوق دهد - خط قرمزی که قدرتهای بینالمللی تلاش میکنند به هر قیمتی از آن اجتناب کنند.
چهارم: شرکای شرقی و عمق ژئوپلیتیکی جدید
به دلیل تغییر اساسی در مناسبات راهبردی کلان و روابط بینالملل؛ ایران به سمت شرکای شرقی سوق پیدا کرده ،و تلاشهای غرب برای منزوی کردن ایران از نظر سیاسی و اقتصادی، دیگر مانند گذشته مؤثر نیست.
همکاری نظامی با روسیه: همکاری بین تهران و مسکو به یک اتحاد استراتژیک و نظامی نزدیک تبدیل شده است که ناشی از نیاز مشترک به مقابله با فشار غرب است.
راه نجات اقتصادی چین: پکن از طریق توافقنامههای جامع همکاری و خرید نفت ایران، یک شبکه ایمنی مالی و اقتصادی حیاتی برای دو طرف فراهم کرده که به ایران این امکان را می دهد که در مبحث سیاست در شورای امنیت سازمان ملل موفق تر عمل کرد و زیرساختهای خود را در اوج تحریم های یکجانبه محافظت می کند.
پنجم: مقاومت در برابر تحریمها همگام با رویکرد اقتصاد مقاومتی
بیش از چهل سال است که ایران سازوکارهای بسیار پیچیده و انعطافپذیری را برای دور زدن تحریمهای اقتصادی ایجاد کرده است؛ تهران با ایجاد شبکههای مالی موازی، و تکیه بر مبادله کالا به کالا و مبادلات با ارزهای محلی با شرکای منطقهای و بینالمللی، توانسته است ساختار سیاسی و اقتصادی خود را تقویت کند.
این سازگار، فشارهای اقتصادی خارجی را به ابزاری با تأثیر محدود تبدیل کرده است که قادر به تحمیل شرایط سیاسی یا وادار کردن تهران به کنار گذاشتن گزینههای استراتژیک خود نیست.
به هر حال آنچه به ایران استحکام فعلیاش را میدهد، آمادگیاش برای شروع یک جنگ تمامعیار نیست، بلکه تواناییاش در مدیریت ماهرانه اقتصاد مقاومتی است.
ایران امروز ترکیبی از قابلیتهای بازدارنده (منطقهای، نظامی-فناورانه، هستهای نهفته و اتحادهای شرقی) را در اختیار دارد که هرگونه رویارویی مستقیم با آن را به قماری بیملاحظه تبدیل میکند. بنابراین، این بازدارندگی ترکیبی همچنان مبنای اساسی است که تهران بر اساس آن، امور خود را مدیریت میکند و همچنین شرایط خود را در هرگونه توافق یا معادله درگیری در منطقه، به طرف مقابل تحمیل میکند.