«مارک جوزف کارنی» نخستوزیر کانادا، در سخنرانی راهبردی خود در مجمع جهانی اقتصاد در داووس خاطرنشان کرد: «نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد» پایان یافته است.
وی با با بیان اینکه جهان وارد دورهای از رقابت بیپایان بین قدرتهای بزرگ شده است افزود: تنها راه حفظ امنیت و حاکمیت برای قدرتهای سطح متوسط، کنارگذاشتن توهمها، تقویت توان داخلی و ساخت ائتلافهای جدید مبتنی بر ارزشها، منافع مشترک و صداقت در سیاست خارجی است.
نخست وزیر کانادا گفت: امروز میخواهم درباره گسست در نظم جهانی سخن بگویم؛ درباره پایان یک روایت خوشایند و آغاز یک واقعیت خشن که در آن، ژئوپلیتیکِ قدرتهای بزرگ دیگر تابع هیچ قید و بندی نیست.
کارنی تصریح کرد: دیگر کشورها بهویژه قدرتهای متوسط مانند کانادا ناتوان و بیدفاع نیستند. آنها توانایی ساختن نظمی نوین را دارند؛ نظمی که بازتابدهنده ارزشهای ما مثل احترام به حقوق بشر، توسعه پایدار، همبستگی و حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها باشد.
وی گفت: قدرتِ آنان که توان کمتری دارند، از صداقت آغاز میشود. هر روز به ما یادآوری میشود که در عصر رقابت قدرتهای بزرگ زندگی میکنیم؛ عصری که در آن نظم مبتنی بر قواعد در حال رنگباختن است؛ عصری که در آن قویها هرچه بخواهند انجام میدهند و ضعیفها باید همه چیز را تحمل کنند.
نخست وزیر کانادا افزود: گویی منطق طبیعی روابط بینالملل دوباره خود را تحمیل کرده است. و در مواجهه با این منطق، گرایش نیرومندی وجود دارد: همراهی برای بقا، سازگاری، پرهیز از دردسر و امید بستن به اینکه تبعیت، امنیت به ارمغان آورد. اما اینگونه نخواهد بود. پس گزینههای ما چیست؟
کارنی ادامه داد: در سال ۱۹۷۸، واتسلاو هاول از مخالفان دولت چک مقالهای نوشت با عنوان «قدرت بیقدرتان». او پرسشی ساده مطرح کرد: نظام کمونیستی چگونه خود را حفظ میکرد؟ پاسخ او با مثال یک سبزیفروش آغاز میشود. این فروشنده هر صبح تابلویی در ویترین خود میگذارد: «کارگران جهان متحد شوید». او به آن باور ندارد. هیچکس باور ندارد. اما با این حال، تابلو را نصب میکند ـ برای پرهیز از دردسر، برای اعلام تبعیت، برای کنار آمدن با وضعیت. و چون هر مغازهداری در هر خیابانی همین کار را میکند، نظام پابرجا میماند. نه فقط از راه خشونت، بلکه از طریق مشارکت روزمره مردم عادی در آیینهایی که خود میدانند دروغیناند.
نخست وزیر کانادا به تشریح مقاله این سیاستمدار اهل جمهوری چک پرداخت و گفت: هاول این وضعیت را «زندگی درون دروغ» نامید. قدرت نظام نه از حقیقتش، بلکه از تمایل همگانی به وانمود کردنِ حقیقتبودن آن ناشی میشود و شکنندگی آن نیز از همینجا آغاز میشود. وقتی حتی یک نفر از این نمایش دست بکشد ـ وقتی سبزیفروش تابلو را پایین بیاورد ـ ترکها در این توهم پدیدار میشوند. زمان آن رسیده است که شرکتها و کشورها تابلوهای خود را پایین بیاورند.
کارنی افزود: برای دههها، کشورهایی مانند کانادا در چارچوب آنچه «نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد» مینامیدیم، شکوفا شدند. ما به نهادهایش پیوستیم، اصولش را ستودیم و از پیشبینیپذیری آن بهره بردیم. در پناه آن، توانستیم سیاست خارجی مبتنی بر ارزشها را دنبال کنیم. ما میدانستیم که این روایت تا حدی نادرست است؛ میدانستیم قدرتمندان هر زمان که به نفعشان باشد، خود را مستثنا میکنند؛ میدانستیم قواعد تجارت بهطور نامتقارن اجرا میشود و میدانستیم حقوق بینالملل بسته به هویت متهم یا قربانی، با سختگیری متفاوتی اعمال میشود.
وی گفت: با این حال، این داستانِ ساختگی مفید بود. بهویژه هژمونی آمریکا در تأمین کالاهای عمومی نقش داشت: امنیت مسیرهای دریایی، ثبات مالی، امنیت جمعی و حمایت از سازوکارهای حل اختلاف. پس ما هم تابلو را در ویترین گذاشتیم. در آیینها شرکت کردیم و عمدتاً از اشاره به شکاف میان گفتار و واقعیت پرهیز کردیم. اما این معامله دیگر کار نمیکند.
عضویت در ائتلافها دیگر رفاه و امنیت نمیآورد
نخست وزیر کانادا تصریح کرد: بگذارید صریح باشم: ما در میانه یک گسست هستیم، نه یک گذار. در دو دهه گذشته، سلسلهای از بحرانها در حوزههای مالی، بهداشتی، انرژی و ژئوپلیتیک، مخاطرات ادغام افراطی جهانی را آشکار کرد. در سالهای اخیر، قدرتهای بزرگ شروع به استفاده از همین ادغام اقتصادی بهعنوان سلاح کردهاند: تعرفهها بهمثابه اهرم فشار؛ زیرساختهای مالی بهعنوان ابزار اجبار و زنجیرههای تأمین بهعنوان آسیبپذیریهایی برای بهرهبرداری.
کارنی افزود: نمیتوان در «دروغِ منفعت متقابل از رهگذر ادغام» زندگی کرد، زمانی که ادغام خود به منبع فرودستی بدل میشود. نهادهای چندجانبهای که قدرتهای متوسط جهان به آنها تکیه داشتند ـ سازمان تجارت جهانی، سازمان ملل، کنفرانسهای اقلیمی یعنی معماری حلوفصل جمعی مسائل ـ بهشدت تضعیف شدهاند.
وی درباره نتیجه چنین وضعیت گفت: بسیاری از کشورها به یک جمعبندی مشترک رسیدهاند: باید خودمختاری راهبردی بیشتری ایجاد کنند؛ در انرژی، غذا، مواد معدنی حیاتی، مالیه و زنجیرههای تأمین. این گرایش قابل درک است. کشوری که نتواند خود را تغذیه کند، سوخترسانی کند یا از خود دفاع کند، گزینههای اندکی دارد. وقتی قواعد دیگر از شما حفاظت نمیکنند، ناچارید خودتان از خود محافظت کنید.
نخست وزیر کانادا خاطرنشان کرد: اما باید با چشمانی باز ببینیم این مسیر به کجا میانجامد: جهانی شکل گرفته از دژها فقیرتر، شکنندهتر و ناپایدارتر خواهد بود.
کارنی گفت: حقیقت دیگری هم وجود دارد: اگر قدرتهای بزرگ حتی تظاهر به پایبندی به قواعد و ارزشها را کنار بگذارند و صرفاً به دنبال منافع خود باشند، دستاوردهای «معاملهمحور» نیز دشوارتر تکرار میشوند. هژمونها نمیتوانند به شکل بیپایانی روابط خود را به پول تبدیل کنند.
نخست وزیر کانادا گفت: متحدان برای پوشش ریسک، تنوع ایجاد میکنند، بیمه میخرند و گزینههای خود را افزایش میدهند. این یعنی بازسازی حاکمیت؛ حاکمیتی که زمانی بر قواعد استوار بود، اما اکنون بیشازپیش بر توان تحمل فشار بنا میشود. این مدیریت ریسکی هزینه دارد، اما این هزینهِ خودمختاری و حاکمیت میتواند مشترکاً پرداخت شود. سرمایهگذاری جمعی در تابآوری، ارزانتر از آن است که هر کشور دژ خود را بسازد. استانداردهای مشترک از تکهتکهشدن میکاهد. مکملبودنها بازیِ جمعِ مثبت ایجاد میکنند.
کارنی تصریح کرد: پرسش اصلی برای قدرتهای متوسط مانند کانادا این نیست که آیا باید با این واقعیت جدید سازگار شویم یا نه. پرسش این است که آیا فقط دیوارها را بلندتر کنیم، یا کاری بلندپروازانهتر انجام دهیم. کانادا از نخستین کشورهایی بود که زنگ بیدارباش را شنید و بهطور بنیادین رویکرد راهبردی خود را تغییر داد.
وی گفت: کاناداییها میدانند فرض قدیمی ما ـ اینکه جغرافیا و عضویت در ائتلافها بهطور خودکار رفاه و امنیت میآورد ـ دیگر معتبر نیست.
نخست وزیر کانادا افزود: رویکرد جدید ما بر آنچه «واقعگرایی مبتنی بر ارزشها» نامیده شده استوار است؛ یا به بیان دیگر، اصولی و عملگرا بودن. اصولی در پایبندی به ارزشهای بنیادین: حاکمیت و تمامیت ارضی، ممنوعیت استفاده از زور مگر در چارچوب منشور سازمان ملل و احترام به حقوق بشر و عملگرا در پذیرش اینکه پیشرفت غالباً تدریجی است، منافع متفاوتاند و همه شرکا ارزشهای ما را ندارند.
کارنی گفت: ما با چشمانی باز و بهصورت راهبردی تعامل میکنیم؛ جهان را همانگونه که هست میپذیریم، نه آنگونه که آرزو داریم باشد.
وی تصریح کرد: با توجه به سیال بودن نظم جهانی و مخاطرات پیش رو، کانادا روابط خود را بهگونهای تنظیم میکند که عمق آنها بازتابدهنده ارزشهایمان باشد. ما برای بیشینهسازی نفوذ خود، تعامل گسترده را در اولویت قرار دادهایم. ما دیگر فقط به قدرت ارزشهایمان تکیه نمیکنیم، بلکه به ارزشِ قدرتمان نیز متکی هستیم و این قدرت را در داخل میسازیم.
نخست وزیر کانادا گفت: از زمان روی کار آمدن دولت من، مالیات بر درآمد، سود سرمایه و سرمایهگذاری تجاری را کاهش دادهایم؛ همه موانع فدرال تجارت بیناستانی را برداشتهایم و روند سرمایهگذاری یک تریلیون دلاری در انرژی، هوش مصنوعی، مواد معدنی حیاتی، کریدورهای جدید تجاری و فراتر از آن را تسریع کردهایم. تا سال ۲۰۳۰، هزینههای دفاعی خود را دو برابر میکنیم، آن هم بهگونهای که صنایع داخلی ما را تقویت کند.
کارنی افزود: در خارج نیز بهسرعت در حال تنوعبخشی هستیم. با اتحادیه اروپا به یک مشارکت راهبردی جامع دست یافتهایم و به ترتیبات دفاعی مشترک اروپا پیوستهایم. در شش ماه گذشته، دوازده توافق تجاری و امنیتی دیگر در چهار قاره امضا کردهایم. در روزهای اخیر، مشارکتهای راهبردی جدیدی با چین و قطر نهایی کردهایم. در حال مذاکره برای توافقهای تجارت آزاد با هند، آسهآن، تایلند، فیلیپین و مرکوسور هستیم.
وی تصریح کرد: برای حل مسائل جهانی، رویکرد «هندسه متغیر» را دنبال میکنیم: ائتلافهای متفاوت برای مسائل متفاوت، بر پایه ارزشها و منافع.
نخست وزیر کانادا درباره اوکراین نیز گفت: ما عضو اصلی ائتلاف داوطلبان هستیم و از بزرگترین کمککنندگان سرانه به دفاع و امنیت آن بهشمار میرویم.
کارنی درباره حاکمیت قطب شمال نیز تصریح کرد: قاطعانه در کنار گرینلند و دانمارک ایستادهایم و کاملاً از حق منحصربهفرد آنها برای تعیین آینده گرینلند حمایت میکنیم. تعهد ما به ماده ۵ خدشهناپذیر است. کانادا بهشدت با اعمال تعرفهها درباره گرینلند مخالف است و خواستار گفتوگوهای هدفمند برای تحقق امنیت و رفاه مشترک در قطب شمال است.
نخست وزیر کانادا افزود: در تجارت چندجانبه، ما پیشگام ایجاد پلی میان مشارکت ترانسپاسیفیک و اتحادیه اروپا هستیم تا بلوک تجاری جدیدی با ۱.۵ میلیارد نفر جمعیت شکل گیرد.
کارنی گفت: در حوزه مواد معدنی حیاتی، باشگاههای خریداران را در چارچوب گروه هفت تشکیل میدهیم تا جهان بتواند از وابستگیهای متمرکز فاصله بگیرد.
وی افزود: در هوش مصنوعی، با دموکراسیهای همفکر همکاری میکنیم تا در نهایت مجبور نشویم میان هژمونها و ابرشرکتها یکی را انتخاب کنیم. این چندجانبهگرایی سادهلوحانه نیست و اتکا به نهادهای تضعیفشده هم نیست. این ساختن ائتلافهایی است که کار میکنند؛ مسئلهبهمسئله، با شرکایی که توان کافی برای اقدام مشترک دارند.
مذاکره دوجانبه با هژمون
نخست وزیر کانادا با بیان اینکه قدرتهای متوسط جهان باید با هم عمل کنند، گفت: اگر بر سر میز نباشید، خودِ منو خواهید بود. قدرتهای بزرگ میتوانند تنها عمل کنند؛ آنها اندازه بازار، توان نظامی و اهرم لازم برای تحمیل شرایط را دارند. قدرتهای متوسط ندارند. مذاکره دوجانبه با یک هژمون، مذاکره از موضع ضعف است. این حاکمیت نیست؛ اجرای نمایشیِ حاکمیت در حالی است که فرودستی پذیرفته شده است.
کارنی افزود: در جهانی با رقابت قدرتهای بزرگ، کشورهای متوسط یک انتخاب دارند: رقابت برای جلب رضایت، یا ترکیب توانها برای ساختن مسیر سومی با اثرگذاری واقعی. نباید اجازه دهیم اوجگیری قدرت سخت، ما را از این واقعیت غافل کند که قدرت مشروعیت، یکپارچگی و قواعد همچنان نیرومند خواهد بود اگر تصمیم بگیریم آن را با هم به کار بگیریم و این ما را به مقاله هاول بازمیگرداند.
نخست وزیر کانادا گفت: «زندگی در حقیقت» برای قدرتهای متوسط یعنی چه؟ یعنی نامگذاری واقعیت. دیگر از «نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد» سخن نگوییم، گویی هنوز همانگونه که تبلیغ میشد کار میکند. سیستم را همانگونه که هست بنامیم: دورهای از تشدید رقابت قدرتهای بزرگ که در آن قدرتمندترینها از ادغام اقتصادی بهعنوان ابزار اجبار استفاده میکنند.
کارنی گفت: رفتار یکسان داشته باشیم. معیارها را درباره دوست و رقیب بهطور برابر به کار بگیریم. وقتی فشار اقتصادی را از یک سو محکوم میکنیم و از سوی دیگر سکوت، تابلو هنوز در ویترین است. یعنی ساختن آنچه ادعای باور به آن داریم. بهجای انتظار برای بازگشت نظم قدیم، نهادها و توافقهایی بسازیم که واقعاً در شرایط جدید کار میکنند.
نخست وزیر کانادا افزود: دوره جدید یعنی کاهش اهرمهای اجبار. اقتصاد داخلی نیرومند باید همیشه اولویت هر دولت باشد. تنوعبخشی بینالمللی فقط احتیاط اقتصادی نیست؛ زیربنای مادی سیاست خارجی صادقانه است.
کارنی افزود: کانادا آنچه جهان میخواهد را دارد: ما یک ابرقدرت انرژی هستیم؛ ذخایر عظیم مواد معدنی حیاتی داریم؛ آموزشدیدهترین جمعیت جهان را دارا هستیم؛ صندوقهای بازنشستگی ما از بزرگترین و پیشرفتهترین سرمایهگذاران جهان هستند. سرمایه، استعداد و دولتی با توان مالی عظیم برای اقدام قاطع داریم و ارزشهایی داریم که بسیاری دیگر به آنها مینگرند.
وی گفت: کانادا جامعهای کثرتگراست که کار میکند. میدان عمومی ما پرصدا، متنوع و آزاد است. ما به پایداری متعهد ماندهایم. ما شریکی باثبات و قابل اتکا هستیم ـ در جهانی که چنین نیست ـ شریکی که روابط بلندمدت را میسازد و ارج مینهد. کانادا یک چیز دیگر هم دارد: درک آنچه در حال رخ دادن است و اراده اقدام بر اساس آن. ما میدانیم این گسست چیزی فراتر از سازگاری میطلبد؛ صداقت درباره جهانِ واقعی.
نخست وزیر کانادا گفت: ما تابلو را از ویترین برمیداریم. نظم قدیم بازنخواهد گشت. نباید برایش سوگواری کنیم. نوستالژی، راهبرد نیست. اما از دل این شکاف، میتوان چیزی بهتر، قویتر و عادلانهتر ساخت. این وظیفه قدرتهای میانی است؛ کشورهایی که در جهانی متشکل از دژها بیشترین زیان و در جهانی مبتنی بر همکاری واقعی بیشترین سود را دارند.
کارنی افزود: قدرتمندان قدرت خود را دارند. اما ما نیز چیزی داریم: توانِ دست کشیدن از تظاهر، نامگذاری واقعیت، ساختن قدرت در داخل، و عملکردن با هم. این مسیر کاناداست. ما آن را آشکارا و با اطمینان انتخاب میکنیم و این مسیری است که به روی هر کشوری که بخواهد همراه ما گام بردارد، کاملاً باز است.