العالم - ایران
«رحیم کثیر» در گفت وگو با شبکه خبری العالم درباره دور آتی مذاکرات غیرمستقیم اعلام شده در روزهای آینده و اینکه آیا فکر می کند که این دور آخرین فرصت به شمار می آید، اظهار داشت: تلقی از این مذاکرات به عنوان «آخرین فرصت» یعنی (آخرین فرصت) قطعی یا نهایی اشتباه است زیرا اینگونه تلقی بخشی از همان «فضاسازی» است که واشنگتن در مدیریت درگیری از آن استفاده می کند.
وی افزود: دولت فعلی آمریکا به ویژه در چارچوب سبکی که با ترامپ ظهور کرده است، رسانهها و تبلیغات را به یک جبهه جنگ مستقل و ابزاری برای فشار روانی و سیاسی تبدیل کرده است که اهمیت آن از ناوهای هواپیمابر و تحریمها کمتر نیست.
این استاد دانشگاه ادامه داد: هشدارها و تهدیدهای مکرر صرفاً موضعگیریهای گذرا نیست بلکه پیامهای عمدی و برنامه ریزی شده برای ارعاب ایران، گسترش نگرانی در داخل ایران و القای این تفکر است که «هیچ راهی جز تسلیم شدن وجود ندارد».
وی گفت: با این حال، احتمال رسیدن به یک «توافق واقعی» همچنان ضعیف است، نه به این دلیل که ایران خواهان راهحل نیست بلکه به این دلیل که شکاف بین دو طرف بسیار زیاد است، زیرا خواستهها و شروط و خطوط قرمزی وجود دارد که به راحتی نمیتوان از آنها گذر کرد.
کثیر افزود: این دور از مذاکرات ممکن است به کاهش تنشها، مدیریت بحران یا تفاهمات محدود منجر شود، اما تبدیل آن به یک پیشرفت جامع - تا زمانی که طرف آمریکایی با دیپلماسی به عنوان بخشی از ابزار فشار برخورد میکند، نه به عنوان دریچهای به سوی شراکت برابر- بعید به نظر میرسد.
وی در پاسخ به سوالی درباره اذعان و تعجب مقامات آمریکایی از عدم تسلیم شدن ایران و پیروزی ایران در جنگ اراده ها گفت که ایران در «جنگ ارادهها» پیشرفت واضح و آشکاری داشته است، زیرا جوهره این جنگ این است که چه کسی دیگری را مجبور به پذیرش منطق تسلیم میکند.
این پژوهشگر افزود: به نظر من، ایران در این سطح از درگیری طرف پیروز است. این کشور از نظر دیپلماتیک پیروز شده است زیرا بدون ترس، تردید یا دودلی وارد میز مذاکره شد و موضع خود را به روشنی ارائه داد و آنچه را که میخواهد، آنچه را که رد میکند و آنچه را که شروط غیرقابل مذاکره میداند، اعلام کرد. این صرفاً یک مشارکت ظاهری نیست، بلکه پیام ثابت قدمی ایران است، یعنی «ما مذاکره میکنیم زیرا مذاکره را انتخاب کردهایم، نه به این دلیل که مجبور به آن شدهایم.»
وی ادامه داد: به نظر من، ژست نظامی آمریکا و گسیل ناوگانها، ناوهای هواپیمابر، هواپیماها و فشار های رسانهای، شوک مورد نظر آمریکا را ایجاد نکرد و عزم جمهوری اسلامی، رهبری و مردم آن را در دفاع از عزت و حاکمیت خود متزلزل نکرد و این به خودی خود یک دستاورد استراتژیک است.
این تحلیلگر احتمال ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران را در جریان دنبال کردن مسیر دیپلماسی بعید ندانست و در عین حال تاکید کرد: به نظر من، ایران عناصر بازدارنده خود را آماده نگه میدارد، به این معنی که از یک سو سازوکار سیاسی و از سوی دیگر آمادگی میدانی را حفظ میکند. تاکید ایران بر اینکه «انگشت ها روی ماشه است» یک شعار نیست بلکه یک مفهوم بازدارنده است که با هدف مقابله با این باور دشمن که حمله بدون هزینه خواهد بود، مطرح میشود.
وی در پاسخ به این سوال که خطر واقعی امروز برای منطقه چیست و چگونه می توان این خطر را دفع کرد، گفت: منبع خطر پروژههای واشنگتن و تلآویو است که می خواهند خاورمیانه عرصه تنش دائمی باشد و راه مقابله با این خطر نیز در وحدت و همکاری منطقهای، کنار گذاشتن اختلافات و پرداختن به مشکلات از طریق گفتگو و ایجاد تابآوری استراتژیک از نظر سیاسی، اقتصادی و رسانهای است، زیرا بخش قابل توجهی از جنگ امروز، جنگ روایتها و تبلیغات با هدف شکستن روحیه و ایجاد تفرقه در جوامع است. امنیت واقعی زمانی آغاز میشود که کشورهای منطقه بر سر اولویتهای خود توافق کنند، نه بر اساس یک دستور کار خارجی.
این تحلیلگر درپاسخ به سوالی درباره سناریوهای احتمالی در صورت ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران گفت: به نظر من، هر جنگی به جغرافیای ایران محدود نخواهد شد و آنطور که برخی بوق های تبلیغاتی میگویند،عملیاتی تمیز نخواهد بود. ماهیت منطقه و پیوند و درآمیختگی پرونده ها، هر جنگ بزرگی را مستعد گسترش سریع دامنه آن میکند. پاسخ ایران قوی و شدید خواهد بود، نه برای نمایش، بلکه به عنوان یک عامل بازدارنده، و هزینه تجاوز را به سطحی افزایش میدهد که ادامه آن را بسیار دشوار میکند.
وی افزود: این بدان معناست که جنگ میتواند به چندین نقطه بحرانی در خاورمیانه گسترش یابد و پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن حتی بیشتر گسترش یابد و پس لرزه های آن در زمینه انرژی، مسیرهای دریایی و بازارها به آسیا برسد. خطرناکترین جنبه فقط مقیاس درگیری نیست، بلکه سلسله عواقب آن است زیرا این امر باعث آشفتگی اقتصادی جهانی، تنشهای امنیتی در عرصههای مختلف و تشدید بیثباتی خواهد شد که در نهایت بر همه تأثیر خواهد گذاشت.