العالم - لبنان
در همین راستا؛ رژیم صهیونیستی تلاش میکند حضور نیروهای خود در این قلعه را به عنوان نشانهای از پیشروی و موفقیت نظامی معرفی کند، اما واقعیتهای میدانی حاکی از آن است که این اقدام هنوز تأثیر ملموسی بر اهداف اصلی جنگ و معادلات امنیتی جبهه شمالی فلسطین اشغالی نداشته است.
قلعه شقیف از جایگاه ویژهای در حافظه تاریخی منطقه برخوردار است ؛ چرا که در جریان تجاوز سال ۱۹۸۲ رژیم صهیونیستی به لبنان، این قلعه به نمادی از مقاومت در برابر نیروهای اشغالگر تبدیل شد و به همین دلیل همچنان از اهمیت نمادین بالایی برخوردار است.
اما با همه این اوصاف، "شقیف" در شرایط کنونی یک پایگاه نظامی فعال یا مرکز فرماندهی مقاومت به شمار نمیرود، بلکه یک اثر تاریخی و میراث فرهنگی لبنان است و از این رو، تصرف آن لزوما به معنای دستیابی به یک برتری راهبردی در میدان نبرد به حساب نمی آید.
کارشناسان نظامی معتقدند با تحول ماهیت جنگهای مدرن و گسترش استفاده از پهپادها، سامانههای شناسایی و فناوریهای پیشرفته، کنترل یک موقعیت جغرافیایی به تنهایی نمیتواند سرنوشت جنگ را تغییر دهد.
افزون بر این، یکی از مهمترین مشکلات شقیف برای هر نیروی نظامی، ویژگیهای جغرافیایی آن است... این قلعه از جهات مختلف در معرض دید قرار دارد، فضای محدودی برای استقرار نیروها فراهم میکند و امکان ایجاد استحکامات گسترده یا مانور نظامی در آن وجود ندارد.
علاوه بر این، مسیرهای منتهی به قلعه نیز دشوار، محدود و در معرض رصد و هدفگیری قرار دارند؛ موضوعی که تأمین نیروها و حفاظت از خطوط پشتیبانی را به چالشی جدی تبدیل میکند.
در علوم نظامی، رسیدن به یک موقعیت تنها بخشی از عملیات است؛ حفظ آن موقعیت و تأمین امنیت نیروهای مستقر در آن، مرحلهای بسیار دشوارتر به شمار میرود.
از سوی دیگر با توجه به اینکه یکی از مهمترین ویژگیهای جنگ کنونی، نقش روزافزون پهپادها در میدان نبرد است ؛ بنابراین اینگونه ابزارها دیگر تنها برای شناسایی به کار نمیروند، بلکه به بخشی از معادله بازدارندگی و فرسایش تبدیل شدهاند.
و در چنین فضایی، برای بیاثر کردن یک موضع نظامی نیازی به تخریب کامل آن نیست؛ هدف قرار دادن تجهیزات رهگیری و رد یابی، سامانههای ارتباطی یا نیروهای مستقر در آن میتواند آن موقعیت را به یک بار عملیاتی و امنیتی تبدیل کند.
در همین چارچوب، منطقه شقیف بلافاصله پس از ورود نیروهای اسرائیلی به یکی از کانونهای اصلی درگیری تبدیل گردیده و بخش قابل توجهی از عملیاتهای مقاومت در اطراف این منطقه متمرکز شده و مواضع، تجهیزات و نیروهای اشغالگر مستقر در آن بارها هدف حملات مستقیم حزب الله قرار گرفتهاند.
این تحولات نشان میدهد مکانی که قرار بود نماد برتری و کنترل باشد، در مدت کوتاهی به نقطهای برای فرسایش و تحلیل نیزوی انسانی ونظامی ارتش صهیونیستی تبدیل شده است.
پیروزی رسانهای و واقعیت نظامی
نکته قابل توجه آن است که ارتش "اسرائیل" برای رسیدن به منطقهای در فاصله چند کیلومتری از مرز، ناچار به استفاده از یگانهای نخبه، تجهیزات پیشرفته و ظرفیتهای گسترده نظامی شده است که این موضوع خود پرسشهایی را درباره نسبت میان هزینههای صرفشده و دستاورد حاصل ایجاد میکند.
از سوی دیگر، هدف تبلیغات رژیم صهیونیستی در آغاز جنگ، تأمین امنیت شهرکهای شمالی و رفع تهدیدات مرزی بوده است اما با این حال، تاکنون نشانه روشنی از تحقق کامل این هدف مشاهده نمیشود و وضعیت امنیتی جبهه شمالی همچنان با چالشهای جدی مواجه است.
در نتیجه، میان روایت سیاسی ارائهشده از سوی مقامات اسرائیلی و واقعیتهای میدانی فاصلهای قابل توجه از زمین تا آسمان وجود دارد.
در همین حال، برخی ناظران با یادآوری تجربه عقبنشینی ارتش صهیونیستی از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ تأکید میکنند که چالش اصلی نه دستیابی به یک موقعیت جغرافیایی، بلکه توانایی حفظ آن در برابر فشارهای مستمر میدانی است.
هرچند حضور نیروهای اسرائیلی در قلعه شقیف از منظر تبلیغاتی برای تلآویو اهمیت دارد، اما قضاوت درباره ارزش واقعی این اقدام به نتایج میدانی و میزان توانایی ارتش آن در حفظ و بهرهبرداری از این موقعیت در آینده بستگی خواهد داشت.
به هر روی، قلعه شقیف همچنان نمادی است که به رژیم صهیونیستی یادآوری میکند رسیدن به یک نقطه جغرافیایی پایان نبرد نیست؛ بلکه چالش اصلی، حفظ آن در برابر فشارهای مستمر و هزینههای فزاینده جنگ است و به باور بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان نظامی تصرف شقیف نه ضربهای تعیینکننده به مقاومت محسوب میشود و نه دستاوردی که بتواند اهداف اصلی جنگ را برای "اسرائیل" محقق کند.