العالم - ایران
به گزارش العالم، «خالد حجازی» روزنامه نگار و تحلیلگر جهان عرب در مطلبی در این باره نوشت: در ایران، شهادت رهبر نه به عنوان یک فقدان بلکه به عنوان نیروی محرک معنوی برای ملت دیده میشود. در تصور جمعی مردم ایران، جسم از بین میرود، اما تفکر و ایده پایدار میماند.
تصویر هر یک از شهیدان که با نورانیت و چهره ای آرام روی دیوارهای سراسر خیابانها و میادین ایران نصب می شود، این پیام را در دل خود دارد که مرگ پایان کار نیست بلکه آغاز یک معنای جدید است. این تصاویر، فرد را به یک نماد و نماد را به یک نیروی بسیجکننده تبدیل و تأکید میکند که تصویر شهید روی دیوار نه تنها نمایانگر فرد بلکه نمایانگر کل ملت است. هر تصویری روی دیوار نشان میدهد که این فرد در جمع در آمیخته است و جمع قدرت خود را از او میگیرد. بنابراین، شهادت در ایران یک رویداد فردی نیست بلکه یک هویت جمعی است که به طور روزانه در فضای عمومی خود را بازتولید می کند. دیوارنگاره ها در ایران صرفاً تزئینی نیستند بلکه پیام های بصری هستند که معنای شهادت را از حضرت امام حسین (ع) گرفته تا چهرههای معاصر بازتولید می کنند و رسیدن از فرد به جمع و بقای تفکر با وجود نیستی را به تصویر می کشند. این دیوارنگاره ها و تصاویر یک خاطره زنده، یک گفتمان بسیجکننده و زیباییشناسی معنوی هستند که شهادت را در ذهن و تصور و وجدان شهروندان ایرانی به دریچه ای برای جاودانگی و نه نیستی تبدیل میکنند.
وقتی مرگ به یک شرافت و افتخار تبدیل میشود، دیگر وسیلهای برای ارعاب نیست. این موضوع توانایی جامعه ایران را در مقابله با تحریمها، جنگها و ترورها بدون فروپاشی جمعی توضیح میدهد. شهادت در ایران صرفاً مرگ نیست، بلکه یک ساختار فرهنگی و اجتماعی است که رابطه بین فرد و گروه، بین جسم و معنا، بین تاریخ و زمان حال را بازتعریف میکند.
کربلا الگوی بنیادین است و امام حسین (ع) مرجع اصلی برای درک شهادت در ایران است. ایشان فقط یک شخصیت تاریخی نیستند بلکه نمادی هویتی هستند که تجلی بخش بقای اندیشه و تفکر و آرمان با وجود فقدان جسمی هستند. امتداد معاصر آن این است که هر شهید در انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی عراق علیه یا جنگهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران به عنوان امتداد شهدای کربلا خوانده میشود که به فداکاری معنا می بخشد.
شهروند ایرانی خود را ملتی میبیند که از مرگ نمیهراسد و بنابراین، شکست نمی خورد. کودک ایرانی با داستانهای شهدا در مدرسه، رسانهها و مناسبتهای مذهبی بزرگ میشود و بدین ترتیب الگوی انسان کامل برای او شکل میگیرد که خود را فدای دیگران میکند. شهادت و دلاوری شهید به عنوان الگویی از مردانگی کامل، شجاعت، فداکاری و محافظت از دیگران معرفی میشود. شهادت در ایران یک عمل فردی نیست بلکه به یک قدرت و توان جمعی از «من آمادهام بمیرم» به «ما شکست نخوردهایم» تبدیل میشود. فرد در گروه ذوب میشود و گروه از فداکاری او قدرت بیشتری میگیرد.
در ایران، شهادت رهبر به معنای پایان راه نیست بلکه به معنای آغاز مرحلهای جدید است.این دقیقاً همان چیزی است که مفهوم شهادت را در ایران نه صرفاً یک رویداد بلکه به یک ساختار اجتماعی یکپارچه تبدیل میکند. رهبر شهید به یک نماد تبدیل میشود و نماد به نیرویی بسیجکننده. از مرگ تا جاودانگی در آگاهی ایرانی به این معنی است که شهادت یک فقدان نیست بلکه تکامل زندگی است.
شهادت در ایران، پیوستگی ناگسستنی در آگاهی ایرانیان است. اگر رهبری از دنیا برود، بلافاصله رهبری دیگر برمیخیزد. اگر یک نفر بیفتد، ده نفر دیگر جای او را میگیرند. اگر نمادی از دست برود، به نیرویی معنوی تبدیل میشود که مردم را به جلو میراند. به همین دلیل است که در ایران، پس از فقدان یک چهره برجسته، شاهد فروپاشی معنوی نیستیم بلکه شاهد همبستگی، مقاومت، اشکهای آمیخته با غرور و این حس هستیم که راه به پایان نمیرسد. شهادت در اینجا یک فقدان نیست بلکه دست دادن مشعل به دیگری برای ادامه راه است.
شهادت در ایران یک ارزش معنوی است، نه سیاسی. شهروند ایرانی شهید را قربانی نمیداند بلکه او را کسی میداند که حق انتخاب دارد و صاحب عقیده و فداکاری است. به همین دلیل است که شهادت به عنوان قرب الهی تلقی میشود و نه به عنوان یک فقدان دنیوی.
جوهره شهادت در وجدان شهروند ایرانی همچنان پابرجاست، به طوری که حتی اگر بزرگترین رهبران از میان آنها بروند و حتی اگر دست خشونت و تروریسم والاترین شخصیتها را هدف قرار دهد، شهروند ایرانی متزلزل نمیشود، فرو نمیریزد و مسیر خود را گم نمی کند.
واکنش رهبر شهید به تهدیدها برای ترور ایشان همواره آرام و برخوردار از شجاعت و ثبات قدم بود و ایشان هیچ گونه ترسی از خود نشان نمی دادند. معظم له خود را بخشی از یک کلیت بزرگتر از خود معرفی میکردند و بارها میگفتند که «دشمن میتواند جسم را بکشد، اما نمیتواند اندیشه را بکشد.» معظم له همچنین تأکید می کردند که شهادت ایشان مسیر ایران را متوقف نخواهد کرد و نبرد با ایالات متحده و اسرائیل «نه نبرد افراد، بلکه نبرد ارادهها است.»
وقتی واشنگتن و تلآویو تهدید به ترور میکردند، هیچ تغییری در چهره رهبر شهید ایجاد نمیشد و ایشان دستور کار خود را تغییر نمیدادند و هیچ نشانهای از ترس بروز نمیدادند. ایشان همیشه با همان عبارت پاسخ میدادند که «ما از مرگ نمیترسیم». رهبر شهید ساده زیست بودند و در بین مردم حضور داشتند و از تواضع و زهد برخوردار بودند.
درود خداوند بر روان پاک رهبر شهید، حضرت آیت الله خامنهای (رض)، که از کالبد فانی به جاودانگی عروج کردند. ایشان با اخلاص و فداکاری برای کشور خود خدمت کردند و امتی شکستناپذیر را تربیت کردند. درود بر رهبر شهید که پرچم استقامت و استواری را به دوش کشیدند و آن را به مردمی سپردند که در شهادت دریچه ای به سوی ابدیت و در فداکاری راهی به سوی سربلندی و عزت میبینند. آن مرد بزرگ رفت، اما اندیشه ایشان باقی ماند. رهبر شهید نمادی شدند که دیوار نگاره های ایران به چهره نورانی ایشان مزین شدند تا بر این نکته تاکید شود که وقتی مرگ شرف و افتخار است، نمی تواند کسی را بترساند، و نوید ابدیت میشود.