العالم ـ ایران
رادنی شکسپیر، نویسنده انگلیسی، در این کتاب در مورد اهمیت اسلام در پرداختن به چالشهای اقتصادی مدرن، به ویژه از دست دادن شغل به دلیل پیشرفتهای تکنولوژیکی، در گفتگویی اختصاصی با شبکه خبری العالم این موضوع را با خانم ریم عبد الله بحث میکند.
این نویسنده انگلیسی، ضمن انتقاد از مدلهای اقتصادی غربی و اسلامی، بر نیاز به تفکر اقتصادی جدیدی که مالکیت سرمایه و عدالت را به ویژه برای زنان ترویج میدهد، تأکید میکند.
در این گفتگوی مفصل که شبکه خبری العالم با پروفسور رادنی شکسپیر،داشت علاوه بر تشریح ابعاد بحران اقتصاد سرمایهداری و راهکارهای برونرفت از آن، به بررسی ابعاد دیگر ژئوپلیتیک، تقابلهای غرب با ملتهای مستقل، روانشناسی قلدرمآبانه قدرتهای سلطهگر و ضرورت بازگشت به اخلاق در سیاست و اقتصاد نیز پرداخته شده است.
وی در این گفتگو راهبردی بر چهار محور کلیدی تاکید می کند و پیشبینی حذف ۷۰ درصد مشاغل فعلی جهان در ۵ تا ۱۰ سال آینده به دلیل تحولات شتابان فناوری و صنعت را مطرح می کند.
همچنین این نویسنده انگلیسی، در این گفتگو تاکید می کند که در دنیای آینده، عدالت اقتصادی نه از طریق «اشتغال»، بلکه از طریق «مالکیت همگانی بر سرمایه» و توزیع ثروت محقق میشود.
وی از سوی دیگر به این نکته اشاره می کند که سانسور سیستماتیک نظریههای اقتصادی جایگزین، توسط غرب، نشاندهنده استیصال و ترس عمیق نخبگان غربی از ناتوانی اقتصاد سرمایهداری در بقاست.
پروفسور رادنی شکسپیر، در پایان این گفتگو ایران را به عنوان کانون بالقوه برای تولید و صدور این « تحول اقتصادی نوین» و فرصتی بینظیر برای پیشگامی در دوران افول هژمونی سیاسی و اقتصادی غرب معرفی می کند.
وتاکید می کند که جهان در آستانه یک فروپاشی اقتصادی است، غرب پاسخی برای آن ندارد و ایران میتواند با ارائه یک مدل اقتصادی مبتنی بر مالکیت همگانی سرمایه، رهبری این گذار تاریخی را بر عهده بگیرد.
مقدمه شروع برنامه با اجرای خانم ریم عبدالله :
سلام، و رحمت خداوند بر شما باد.
وقتی طوفانها میوزند، نه تنها تابآوری ملتها، بلکه ایدئولوژیهایی که آنها را هدایت میکنند نیز مورد آزمایش قرار میگیرند
در بحبوحه تحریمها، جنگها و بحرانهای پی در پی که منطقه در دهههای گذشته شاهد آن بوده است، نام رهبر شهید، آیتالله سید علی خامنهای، به عنوان یکی از برجستهترین و تأثیرگذارترین چهرهها در صحنه سیاسی معاصر ظهور کرده است.
برخی از چهرهها در تاریخ میمانند، در حالی که برخی دیگر تأثیر ماندگاری بر جای میگذارند که بسیار فراتر از طول عمرشان است.
در میان حمایت و مخالفت، میان سیاست و اندیشه، شهید آیتالله علی خامنهای همچنان یکی از بحثبرانگیزترین و مورد توجهترین چهرههای جهان است.
این تجربه فکری و سیاسی، پروفسور رادلی شکسپیر را بر آن داشت تا کتابی با با عنوان:
(A New Paradigm Response) " پاسخ الگویی نوین "
بنویسد که بر پیام آیتالله خامنهای خطاب به جوانان غرب و دیدگاههای آنها در مورد عدالت، نظم جهانی و آینده روابط بین ملتها تمرکز دارد
نویسنده قصد داشت از این پیامها چه چیزی استخراج کند؟
و چه چیزی میتوانست به بحث جاری در مورد آینده جهانی که ویژگیهای آن روز به روز در حال تغییر است، اضافه کند؟
بینندگان محترم، این و موارد دیگر، موضوع بحث امروز ما دراین قسمت از برنامه "قیام برای خدا" است.
خوش آمد می گویم به میهمان شبکه خبری العالم در استودیو پروفسور رادنی شکسپیر.
همچنین من دوباره به شما بینندگان عزیز خوش آمد می گویم و اجازه میخواهم با مهمانم در استودیو، پروفسور رادنی شکسپیر، با این سوال شروع کنم.
سوالات برنامه:
1_ چه چیزی در شخصیت رهبر شهید، آیتالله علی خامنهای، توجه شما را جلب کرد و باعث شد این کتاب، "پاسخ الگویی نوین "، را به مطالعه نوشتههای او اختصاص دهید؟
لطفاً بفرمایید...
2_ وقتی پیام رهبر شهید، را میخواندید، چه ایده یا بهتر است بگوییم چه پیامی را درک کردید که متفاوت بیان شده است؟
شاید بیشتر از بقیهی پیام های این کتاب...
3ــ آقای شکسپیر،لازم به ذکر است که این پیامها خطاب به مقامات یا سیاستمداران خاصی نبود، بلکه خطاب به جوانان بود؛
سوال من این است که به نظر شما، چرا رهبر شهید، آیتالله علی خامنهای، به طور خاص جوانان غرب را خطاب قرارداد ؟
و ایشان میخواستند چه پیامی را به آنها منتقل کنند؟
4ــ آقای ردنی شما در عنوان کتاب به ایده عدالت اشاره میکنید.و بیش از چندین بار از این واژه در کتابتان استفاده کردید واین واژه ای است که در مناقشات سیاسی و فکری وغیره بسیار تکرار می شود
برداشت شما از مفهوم عدالت که آیت الله سید علی خامنه ای مطرح کردنند و آن برداشت متفاوت از آنچه غرب آن را به عنوان عدالت مطرح می کند، چگونه بود؟
مشروح مصاحبه پروفسور رادنی شکسپیر،نویسنده انگلیسی،کتاب (A New Paradigm Response) یا همان " پاسخ الگویی نوین " :
در سال ۲۰۱۵، دو قتل عام فجیع در فرانسه رخ داد و توسط تندروها، تندروهای افراطی، اسلامگرایان، داعشی و وهابیها انجام شد.
در همان زمان رهبر ایران آیتالله خامنه ای دو نامه به جوانان اروپا و جوانان آمریکای شمالی نوشت.
و گفت، لطفاً، لطفاً به ندای اسلام گوش دهید، زیرا یک چیزی عظیم و مهم در اسلام وجود دارد که با شما، جوانان آمریکا و غیره مرتبط است.
و سپس این سوال پیش میآید که آیتالله خامنه ای دقیقاً چه میگفت؟ چه چیزعظیمی و چه چیز جدید وجود دارد؟
و چهار سال بعد، او از من، که مسلمان نیستم و مطمئناً جوان هم نیستم، دعوت کرد تا اگر پاسخی وجود دارد، پاسخ را ارائه دهم.
بله. من از انجام این کار بسیار خوشحال شدم و پاسخ در آن کتاب موجود است.
مسئله دقیقاً این است که چه چیزی در اسلام جدید است. اسلام یک دین قدیمی و یک فرهنگ قدیمی است.
آیا چیزعظیم و جدیدی مرتبط با دنیای مدرن در اسلام وجود دارد که با این دنیای مدرن مرتبط باشد؟ و پاسخ مثبت است.
و آن عواملی که میتوان از این وضعیت استخراج کرد ،میتواند به یک طرز فکر جدید منجر شود.
یک تحول اقتصادی جدید که نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای غیرمسلمانان نیز مرتبط است. و به عنوان مثال، ایران را قادر میسازد تا به جهان رهبری کند.
در حال حاضر، ایران به طور طبیعی در حالت دفاعی قراردارد. ومدام مورد حمله، حمله و حمله قرار میگیرد.
اما در چارچوب اسلام و در چارچوب اسلام شیعه، این امکان وجود دارد که چیزی را به جهان ارائه دهیم که به جهان، جهانی که به شدت به چنین رهبری نیاز دارد، حاکم شود.
بله. خب، من معتقدم که جوهره سوال شما این است که به جوانان اشاره میکنید.
مممم. اتفاق بسیار بسیار بزرگی در جهان امروز در حال رخ دادن است. و آن این است که تولید بیشتر و بیشتر توسط ابزارهای سرمایهداری انجام میشود.
یعنی از طریق صنعت، از طریق فناوری. مممم. همیشه برخی مشاغل و برخی مشاغل خوب وجود خواهد داشت، اما بیشتر مشاغل در حال تضعیف هستند. مممم. و از دست دادن این حجم عظیم از مشاغل وجود خواهد داشت.
حدود 70 درصد از مشاغل موجود احتمالاً ظرف پنج یا حداکثر ده سال از بین خواهند رفت.
و در تفکر غربی هیچ پاسخی برای آن وجود ندارد، و در اسلام نیز هیچ پاسخی برای آن وجود ندارد. میبینید، در اسلام خمس و زکات وجود دارد، اما پاسخ واقعی برای وضعیتی که مشاغل از بین میروند، وجود ندارد.
و کتاب به این موضوع میپردازد و نشان میدهد که چگونه گسترش مالکیت سرمایه میتواند به مرور زمان در بین جمعیت، به ویژه جوانان، گسترش یابد.
و این مربوط به اسلام است، بله، و به ویژه مربوط به غرب است.
شما به ایده عدالت اشاره میکنید. عدالت در مورد انصاف، در مورد انجام کار خوب، انجام کار درست است. و اساسیترین چیز این است که من و شما و هر کس دیگری؛ باید نوعی درآمد مطمئن داشته باشیم.
حال، اگر اینطور است که نمیتوانید آن درآمد را از طریق شغل به دست آورید، هوم. تنها راه دیگری که میتوانید آن را به دست آورید، از طریق مالکیت سرمایه است.
و بنابراین عدالت در نهایت در وهله اول، عدالت اقتصادی است. و من در اینجا یاد آور می شوم که در کل جهان، نیمی از جمعیت زنان هستند و آن زنان به طور متوسط چهار ساعت در روز کار بدون دستمزد انجام میدهند.
و زنان در سراسر جهان در موقعیت ضعف قرار دارند. یا دستمزدی دریافت نمیکنند و کار میکنند، یا دستمزد کمی دریافت میکنند یا از امنیت شغلی بیبهرهاند.
تنها راه برونرفت از این وضعیت در درازمدت، تضمین درآمدی برای زنان است که از انرژی سرمایهشان ناشی شود.
پدیدهای که امروز در سراسر جهان شاهد آن هستیم، از بین رفتن مشاغل و تمرکز فزاینده ثروت در دست صنایع و فناوری است.
این درک و تحول جدید، راهکاری جهانی میطلبد. امروزه در آمریکا، طبقه متوسط رو به افول است و شکاف عظیم ثروت، منشأ بحرانها شده است.
سیاست و اقتصاد متعارف هیچ پاسخی برای این چالشها ندارند. در نهایت، «عدالت» یعنی تضمین درآمدی برای آحاد مردم از طریق مالکیت بر سرمایه، چرا که در آینده دیگر نمیتوان صرفاً به داشتن شغل دل بست.
اقتصاد متعارف میگوید «باید شغلی داشته باشی و همیشه شغل وجود خواهد داشت»، اما این گزاره دیگر صحت ندارد و دقیقاً به همین دلیل است که دولت بریتانیا با انتشار کتابی که این نظریه را تبیین میکند، مخالفت ورزید.
در خصوص ایران، واژه «فشار» کلمه دقیقی نیست؛ آنچه در جریان است، تلاشی مستقیم و بیپرده برای نابودی ایران است.
اسرائیل سیاستهای آمریکا را کنترل میکند، بدون هشدار حمله میکند، ترور میکند و خواهان نابودی کامل فیزیکی ایران است.
اما ایران با شجاعت و تمامیتخواهی بینظیری در برابر آمریکا و اسرائیل ایستادگی کرده است و مردم جهان آغازگری بر درک این واقعیت هستند.
ایران باید با تکیه بر قدرت نظامی خود، بر تنگه هرمز مسلط باشد و عقبنشینی نیروهای آمریکایی از منطقه را تحمیل کند؛ نیروهایی که اصلاً نباید هرگز در این منطقه حضور مییافتند.
اسرائیل نیز باید به جایگاه واقعی خود تنزل یابد، چرا که رویکردی نسلکشانه دارد و شرمسارم که بگویم کشورم (بریتانیا) عملاً از این نسلکشی حمایت میکند.
تنها کشوری که محکم در برابر این جنایات ایستاده، ایران است.
فشارها، بهویژه فشارهای ناشی از جنگ، تأثیرات عمیقی بر کشورهای مختلف میگذارد.
همانطور که در بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم جایگاه زنان دگرگون شد، این تحول در ایران نیز در جریان است و زنان در عرصههای مختلف پیش رانده میشوند؛ فرآیندی که تداوم آن برای موفقیت انقلاب حیاتی است.
امروزه جهان با بحران در اندیشه سیاسی و اقتصادی مواجه است.
این تنها یک جابهجایی قدرت از غرب به سایر کشورها نیست، بلکه تغییری بنیادین در ماهیت تولید است.
به تفکری نو نیاز داریم، تفکری که از غرب برنمیخیزد. امیدوارم این تفکر نو در مکانی ایدهآل، یعنی ایران، شکل بگیرد؛ کشوری که اگر فرصتهای خود را درک کند، میتواند به رهبر جهان تبدیل شود.
اما بیایید با اقتصاد اسلامیِ رایج خداحافظی کنیم. اقتصاد اسلامیِ فعلی، در واقع همان اقتصاد غربی است که حتی در بهره، از اقتصاد غرب نیز بیشتر میگیرد.
این اقتصاد تنها یک برند و نقابی برای اقتصاد غربی است؛ چنانکه بانکهای غربی به راحتی «اقتصاد اسلامی» را پذیرفته و ارائه میدهند.
ما به اقتصادی نوین نیاز داریم که نهتنها مالکیت سرمایه را میان همگان توزیع کند، بلکه پول بدون بهره را برای گسترش این مالکیت تضمین نماید.
در این مدل، پول از بانک مرکزی منتشر میشود، بازپرداخت شده و سپس ابطال میگردد. این سیستم تورمزا نیست، بر اقتصاد واقعی تأثیر میگذارد و در گذر زمان، درآمد واقعی را میان همگان توزیع میکند.
این دیدگاهها در کتاب « پاسخ الگویی نوین» مطرح شده است؛ کتابی که توسط دولت بریتانیا سانسور و سرکوب شد.
ناشر کتاب، «مرکز اسلامی انگلستان» در لندن بود، اما بلافاصله پس از انتشار، به دستور دولت بریتانیا که مدیریت این مرکز را در دست گرفته بود، از انتشار آن جلوگیری شد.
دلیل این سانسور آشکار بود: این کتاب ماهیت اقتصاد غربی و همچنین اقتصاد اسلامیِ رایج را به چالش میکشد.
اقتصاد فعلی بر دو اصل «اشتغال اجباری» و «پول بهرهدار» استوار است، اما کتاب ما مالکیت سرمایه و پول بدون بهره را پیشنهاد میدهد.
منافع قدرتهای موجود به لرزه درآمده و از این فروپاشی عمیق در سیاست و اقتصاد غرب هراس دارند، از همین رو دست به سانسور زدهاند.
رهبر معظم ایران در نامههای خود به جوانان اروپا و آمریکا اشاره کردند که پیامی بزرگ و نو در اسلام نهفته است.
اسلام به خوبی اهمیت مالکیت سرمایه را درک میکند، میداند که پول لزوماً نباید بهرهدار باشد، و باور دارد که میتوان از عرضه پول برای تضمین مالکیت سرمایه برای همگان استفاده کرد.
این پیام عظیمی است که اسلام باید آن را ترویج کند و در صورت تحقق، جهان را شگفتزده خواهد کرد، زیرا غرب پاسخی برای آن نخواهد داشت.
غرب رهبری سیاسی، اخلاقی و بهویژه اقتصادی خود را از دست داده است.
پیام اخلاق نو، سیاست نو و بهویژه اقتصاد نو، همان چیزی است که در قلب اسلامِ منطبق با دنیای مدرن میتپد.
اگر به دنبال انتقام هستیم، بگذارید این انتقام مسالمتآمیز باشد و از طریق اثبات بطلان اقتصاد غرب محقق شود؛ اقتصادی که دیگر توان تطبیق با شرایط نوین را ندارد.
مردم ایران استوار بمانند؛ چرا که جهان تحسینگر ایستادگی شماست.
اکنون زمان مناسبی برای ارائه تفکر، سیاست و بهویژه اقتصاد نوین است.
روانشناسی غرب، روانشناسی قلدرمآبانه است. اگر یکی از رهبران غرب ترور شود، بلافاصله یک کمپین عظیم راه میاندازند و پس از ۲۴ ساعت، حملهای ویرانگر به آن کشور ترتیب میدهند.
آنها فکر میکنند حق دارند دیگران را هدف قرار دهند و انتظار تسلیم دارند، اما اگر کسی مقابله به مثل کند، او را متجاوز مینامند.
رویکرد غرب کاملاً رسواگرانه، خشونتآمیز و یکجانبه است و همهچیز را درباره ماهیت واقعی این نظام جهانی فاش میکند.
بدترین قلدرهای عالم نیز امروز ترامپ و نتانیاهو هستند؛ دو قاتل که فکر میکنند حق ترور دیگران را دارند و این واقعیتِ تلخ و آشکار دنیای امروز است.