العالم - ایران
به گزارش العالم، نشریه لبنانی الاخبار با انتشار مطلبی تلحیلی نوشت: آنچه در هفتههای پس از امضای «یادداشت تفاهم» میان ایران و آمریکا، بهویژه در روزهای اخیر رخ داده، نشان میدهد که دو طرف هنوز فاصله زیادی با ورود به مرحله کاهش تنش و حلوفصل اختلافات دارند. بلکه شواهد حاکی از آن است که رویارویی میان آنها همچنان ادامه خواهد یافت، هرچند در قالبها و اشکال متفاوت.
درگیریهای نظامی و اختلاف در خلیج فارس بر سر نحوه عبور کشتیها از تنگه هرمز رو به افزایش است، تنشهای مرتبط با لبنان نیز تشدید شده و جدال دو طرف بر سر دامنه تعهداتشان در چارچوب یادداشت تفاهم نیز وارد مرحله تازهای شده است.
در نگاه نخست، ممکن است چنین به نظر برسد که ریشه بحران کنونی صرفاً به اختلاف در تفسیر برخی بندهای یادداشت تفاهم بازمیگردد. برای نمونه، درباره مدیریت تنگه هرمز، ایران معتقد است که ترتیبات پیشبینیشده باید بر اساس سازوکارهایی که خود تعیین میکند اجرا شود، در حالی که آمریکا با این برداشت موافق نیست و میکوشد الگوی دیگری را جایگزین آن کند.
اما بررسی دقیقتر تنشهای موجود نشان میدهد آنچه اکنون در جریان است، در واقع رقابتی بر سر ترسیم ویژگیهای نظم منطقهای پس از جنگ است؛ نظامی که در آن جایگاه هر بازیگر اصلی، میزان نفوذ، سهم او از قدرت و ابزارهای فشارش برای سالهای آینده مشخص خواهد شد.
از این رو، دو طرف در طول مهلت شصتروزه اجرای یادداشت تفاهم و پیش از دستیابی به توافق نهایی، تلاش میکنند موقعیت خود را تقویت کرده و دست برتر را به دست آورند تا برای مرحله بعدی آماده شوند.
آمریکا در پی آن است که توانمندیهای ایران در زمینه اعمال فشار و نفوذ را کاهش دهد و مانع از آن شود که تهران دستاوردهای جنگ را به ابزاری برای تثبیت جایگاهی دائمی و برتر در معادلات منطقهای تبدیل کند. در مقابل، ایران میکوشد امتیازاتی را که در میدان جنگ یا در متن توافق به دست آورده، به موقعیتهایی پایدار و غیرقابل بازگشت تبدیل کند.
بر همین اساس، هر بند از یادداشت تفاهم میتواند در مذاکرات نهایی به ابزاری برای اعمال فشار، چانهزنی یا بازتعریف توازن قوا تبدیل شود.
در پرونده تنگه هرمز، اکنون محور اصلی اختلاف این است که چه کسی حق تعیین قواعد امنیت و کشتیرانی در این گذرگاه حیاتی را دارد. آمریکا با ادعای «آزادی کشتیرانی» و از طریق همکاری با عمان، در تلاش است مسیر جایگزینی را در حاشیه جنوبی تنگه تثبیت کند و وابستگی رفتوآمد کشتیها به سازوکارهای مورد نظر ایران را کاهش دهد؛ اقدامی که از نگاه تهران قابل پذیرش نیست.
برای ایران، موضوع تنها دریافت عوارض، نظارت بر کشتیها یا اعمال محدودیتهای مقطعی نیست؛ بلکه مسئله اصلی، به رسمیت شناخته شدن نقش ژئوپلیتیکی این کشور در یکی از مهمترین شاهراههای انتقال انرژی و تجارت جهانی و پذیرش دستاوردی راهبردی است که تثبیت آن میتواند جایگاه منطقهای ایران را در نظم پساجنگ تقویت کند. از همین رو، ایران ایجاد مسیر جایگزین بدون موافقت یا مشارکت خود را تضعیف یکی از مهمترین اهرمهای فشارش میداند.
الگوی مشابهی را میتوان در پرونده لبنان نیز مشاهده کرد. بسیاری از ناظران، گنجاندن نام لبنان در متن یادداشت تفاهم را یکی از مهمترین دستاوردهای ایران در این سند و نوعی به رسمیت شناختن ضمنی نقش و جایگاه آن در یکی از حساسترین پروندههای منطقهای ارزیابی کردند.
با این حال، آمریکا همزمان کوشیده است این امتیاز را خنثی یا دستکم محدود کند. از دیدگاه تهران، سرعت گرفتن گفتوگوها میان دولت لبنان و "اسرائیل" ممکن است تلاشی برای دور زدن نقش جمهوری اسلامی ایران و کاهش نفوذ آن در معادلات آینده مربوط به لبنان باشد.
فشار آمریکا برای محدود کردن دامنه اجرای توافق، تنها ناشی از اختلافات سنتی با ایران یا تلاش برای جلوگیری از بهرهبرداری تهران از دستاوردهایش نیست، بلکه متحدان منطقهای واشنگتن نیز در این میان نقش دارند. این متحدان بیم آن دارند که تفاهم ایران و آمریکا در نهایت به تثبیت نقش تهران در معادلات امنیتی منطقه بینجامد.
در این میان، پرسش اساسی آن است که روند استفاده متقابل از اهرمهای فشار تا کجا ادامه خواهد یافت؟
در شرایط کنونی، مسیر مذاکرات هنوز بهطور کامل بسته نشده و به نظر میرسد هیچیک از دو طرف خواهان شکست کامل روند دیپلماتیک نیستند. اما همزمان، تهران و واشنگتن در حال آزمودن خطوط قرمز یکدیگر هستند؛ وضعیتی بسیار خطرناک که در آن، هرچند هیچیک خواهان جنگی فراگیر نیست، اما هر دو ممکن است در نتیجه انباشت واکنشهای متقابل، گامبهگام به همان سناریو کشیده شوند.
این خطر زمانی بیشتر میشود که بازیگر سومی مانند "اسرائیل" نیز در صحنه حضور داشته باشد؛ بازیگری که اساساً با هرگونه روند دیپلماتیک میان آمریکا و ایران مخالف است و همچنان تصور میکند که با ادامه جنگ علیه محور مقاومت، میتواند به قدرت مسلط منطقه تبدیل شود.
در چنین شرایطی، حتی تنشهای محدود میان واشنگتن و تهران نیز ممکن است به فرصتی برای تلآویو تبدیل شود تا کل روند دیپلماتیک را با شکست مواجه کند.