العالم - ایران
آقای اسماعیل سقاب اصفهانی در برنامه گفتگوی ویژه خبری به موضوع راهکارهای دولت برای توزیع و مصرف بنزین در کشور پرداخت. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
مقدمه مجری: تقریبا دو شب پیش آقای سحاب اصفهانی معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان بهینه سازی و مدیریت راهبردی انرژی در گفتگوی ویژه خبری حضور پیدا کردند و راجع به راهکارهای دولت برای توزیع بنزین و مصرف آن در کشور توضیحاتی را ارائه کردند که البته خیلی از صحبتها ناتمام باقی ماند و راجع به آن راهکارهایی که دولت دارد و تصمیم نهایی که خواهد گرفت و البته نقدهایی که احتمالا به هر راهکاری وارد است حرف و حدیثهای بسیاری در فضاهای مختلف رسانهای مطرح شد. به همین دلیل بازامشب دعوت کردیم از حضور ایشان در گفتگوی ویژه خبری تا به صورت کاملتر راجع به این راهکارها صحبت کنیم و نقدها و شبههها و ابهامهایی که راجع به این راهکارها وجود دارد را با خود ایشان در میان بگذاریم و نهایتا ببینیم که دولت به چه تصمیمی خواهد رسید.
سوال: جنابعالی در برنامه گذشته اواخر برنامه راجع به سه راهکار دولت توضیح فرمودید و البته فرصت خیلی باز کردن این راهکارها فراهم نشد اگر موافق هستید یک بار دیگر منتها مختصر راجع به این سه راهکاری که دولت دارد راجع به آن الان فکر میکند اینها را یک بار توضیح بفرمایید که چه سناریوهایی را پیش رو داریم و راجع به هر یک و نقدهای وارده بر آنها توضیح بفرمایید:
سقاب اصفهانی: اولا من خیلی تشکر دارم از مردم شریف در این دو روزی که من رصد کردم و همکاران بنده سیل زیادی از سوالات و ابهامات پیش آمد یعنی مردم نگران هستند و البته حق دارند نگران باشند، چون بنزین موضوع کوچکی نیست از یک همکار شما که صبح با ماشین تشریف میآورند سر کار تا یک راننده اسنپ تا یک کارگری که با یک موتوری نان خانه اش را به دست میآورد اینها همه با این موضوع بنزین سر و کار دارند باصطلاح بنزین سر سفره همه است و من امروز که خدمت شما هستم سعی میکنم سه راهی که دیشب بیان شد همانطور که شما فرمودید کاملتر بگویم و نقدهایی هم که در این چند روز و روزهای گذشته نسبت به این راهکارها بوده بگویم و پاسخ هم بدهم، به این اعتقاد هستم که هر جایی مسئولی اگر سکوت کند قطعا شایعه حرف میزند و من سعی میکنم امشب صادقانه، شرافتمندانه و صریح خدمت مردم عزیزم هر آن چیزی که واقعیت هست در میدان اتفاق افتاده و نتایج مطالعات و بررسی ما است امشب تقدیم کنم.
سوال: سناریوی اول را اگر موافق هستید آغاز کنیم
سقاب اصفهانی: من دیشب خدمت مردم شریف و عزیز گفتم که صورت بندی را تقدیم شان کردم گفتم صورت بندی مسئله این طور است که ما ۱۳۵ میلیون لیتر مصرف میانگین بنزین هر روز کشور است و حدودا ۱۲۱ میلیون لیتر تولید کشور، تولید پالایشگاهی و تولید پتروشیمی کشور و حدودا ۱۴-۱۵ میلیون لیتر در روز کسری بنزین است و توضیح دادم که امروز هم به دلیل شرایطی که جنگ در آن قرار داریم به دلیل محدودیتهای ترانزیتی که اتفاق افتاده که مردم شریف آگاه هستند هم به دلیل تغییراتی که در اولویت بندی بودجهای کشور و جبران خساراتی که دشمن به کشور به صنعت، دستگاهها و توان نظامی کشور وارد کرده است برای جبران آن به این دو جهت هم به جهت محدودیت جابجایی نقل و انتقال هم به جهت تغییر اولویت بندی نظام بودجهای کشور ما باید کاری کنیم که این ۱۵ میلیون لیتر را در روز مصرف نکنیم باصطلاح، یعنی باصطلاح ساده ما به اندازه تولید کشور باید مصرف را برسانیم، اما سوالاتی مطرح شده بود از همان جا شروع میکنم که آیا واقعا همین است صورت بندی مسئله؟ و چیزی غیر از این نیست؟ من پریشب در سبب شناسی و علت شناسی وضعیت مصرف گفتم ولی بخاطر این که سادهتر این را بیان کنم و راهکار آن را هم بگویم تقدیم میکنم نه، همه صورت مسئله این نیست. یک قسمتی از این صورت مسئله موضوع خودروی ما است. خودروهایی که ما امروز داریم ۱۰ تا ۱۲ لیتر در صد کیلومتر میسوزاند و شما چنین تولید خودرویی را در کشورهای مختلف دنیا نمیبینید و موضوع دوم موضوع حمل و نقل عمومی است، یعنی ما وضعیتی که امروز در حمل و نقل عمومی که آمار آن را خواهم داد کشور با آن مواجه است این دو دغدغه اصلی مردم است یعنی مردم سوال شان این دو روز از ما بود که خب، آیا فقط این داستان به مصرف مردم برمی گردد و تکالیفی متوجه کسی نیست؟
میخواهم توضیح بدهم نه، هم تکالیف قطعا متوجه خودروساز ما است که به تفصیل میگویم و هم حمل و نقل عمومی است. من هر بار از این به بعد بنشینم پشت این میز سه تا چیز را حتما درباره اش توضیح خواهم داد، یکی موضوع عدد واردات کشور که میخواهیم دیگر وارد نکنیم، دو: تکلیف خودروساز و سه: وضعیت اتوبوس یا حمل و نقل عمومی که ساده بگویم وضعیت اتوبوس کشور، و اگر هر کسی فقط از یکی از این سه بخش صحبت کند و از آن دو بخش دیگر صحبت نکند یعنی قطعا به نظر من نصف حرف را نزده و امروز سعی میکنیم این را دنبال کنیم. اگر ما یک حساب سرانگشتی بکنیم اگر مصرف خودروهای امروز ما به اندازه خودروهای نمیخواهم بگویم روز دنیا، تقریبا مشابه آنها بود، یعنی حداقل ۱۰-۱۲ تا نمیسوزاند و ۷ و نیم میسوزاند و توقع ۵-۶ تا را ندارم ما امروز این کسری را شاهد نبودیم یعنی بدون صف، بدون سهمیه، بدون دغدغه قیمت ما امروز میتوانستیم با این مسئله مواجه نباشیم. ولی حتما میدانید که درست کردن ۲۵ میلیون خورویی که امروز در اختیار مردم است حسب هر تدبیری یا هر بی تدبیری یک کار زمان بری است و ما باید بتوانیم این کار زمان بر را با کمک مردم انجام بدهیم که توضیح خواهم داد. یک نکته تلخ تری هم دارد هزینه این خودروی بی کیفیت را هیچ وقت خودروساز نداده، این خودروی پرمصرف را هیچ وقت هزینه اش را خودروساز نداده یک بار در قیمت خودرو، یک بار در باک بنزین، یک بار هم در همین سهمیه بندی که امشب داریم حرف میزنیم مردم و بیت المال پرداخت کردند هزینه خودرو را، یعنی خودروساز سودش را برداشته و رفته، قبض این ماشین مانده، باصطلاح قبض بنزینش مانده برای مردم و برای بیت المال، که ما باید این معادلهای که و معاملهای که شکل گرفته را یک نقطه پایانی به آن بگذاریم.
چون اگر نگذاریم این داستان مدام تکرار میشود و ما باید سر این داستان دوباره یک سال دیگر دو سال دیگر دوباره با هم گفتوگو کنیم تا ریشه اش را نخشکاند. سوال این است آیا این خودرویی که امروز با آن مواجه هستیم مشکل مصرف دارد؟ من در برنامه قبلی هم گفتم با آماری الان تقدیم میکنم، نرخ مرگ و میر جادهای ما سه برابر کشور همسایه ما ترکیه است با این که جمعیت ما شبیه است و تعداد خودرویمان هم شبیه است، یعنی ما فقط مسئله مان با خودرو امروز مصرف نیست، امروز ۲۰ هزار خانوادهای است که در طول هر سال خانواده خودشان را، اعضای خودشان را بخاطر این نوع خودرو از دست میدهند و وقتی که ما تقسیم مقصر میکنیم میگوییم حواسش نبود، مراعاتی به چپ نکرد، به راست نکرد، سرعتش زیاد بود، خوابش برد، هیچ وقت نمیگوییم خودرویمان بی کیفیت بود، هیچ وقت هزینهای برای خسارت او قائل نیستیم و ما این همه خانواده را داغدار میکنیم، هر وقت هم رفتیم سراغ واردات رفتیم متوسل شدیم به خودروی چینی بی کیفیت پرمصرف. که از وضعیت خودروهای خودمان هم بعضا یعنی ما اگر به جای خودروی مونتاژ چینی، خودروی ژاپنی کلش را وارد کرده بودیم، قیمتش برای ما ارزانتر در آمده بود از این خودرویی که امروز با آن مواجهایم.
من سوال میکنم که میگویند صنعت خودروی ما نوزادست، شصت سال از آن گذشته است، مشکلش از شیر نیست، مشکلش از جای دیگرست، این داستان باید یک جایی تمام شود و این خودروسازی که امروز پدر همه مان را در آورده، باید تکلیفش معلوم شود. تا وقتی که این موتور اتلافش روشن است، هر تغییری که در سهمیهها و قیمتها بدهیم، یک مسکن است. تا وقتی ریشه اصلی را نتوانیم حل کنیم، خیلی بی تعارف بگویم، بخش بزرگی از این بنزینی که میسوزنیم که مصرف آن نسبت به خیلی از کشور زیادست در موتور خودروهایی میسوزدکه هیچ جای دنیا شبیهش وجود ندارد، اسمش هم میگذاریم مصرف مردم.
مطالبه روشن این است که ما باید امروز در مورد موضوع خودرو ساز از توصیه فراتر برویم و دو اقدام سریع باید کشور انجام دهد، در دولت آقای رئیس جمهور، چون آقای رئیس جمهور هم خودش زندگیش محصول همین قسمتی از زندگیش همین نوع خودرویی که سوار شده و اتفاقی که در زندگیش افتاده و عزیزترین افراد زندگی خودش را از دست داده، اگر در این دولت نشود، من خدمت آقای رئیس جمهور گفتم که خودرو را کلید اصلاحش زد، ادعا نمیکنم که ۲۵ میلیون خودرو، چوب جادویی وجود ندارد، این ماحصل شصت سال، چوب جادویی وجود ندارد و از فردا همه خودروها اصلاح خواهد شد ولی باید کلید اصلاحش را محکم بزنیم، آقای رئیس جمهور یک سال پیش محکم به خودروساز اخطار زدند ولی عمل نشد و امروز فراتر از اخطار عمل کند، یکی نسبت به شماره گذاری خودرو باید تعیین تکلیف شد که بستهای که آماده کردیم نسبت به این تعیین تکلیف کردیم و نباید هزینه اضافی بنزینی که به ملت تحمیل میشود از غیر خودروساز گرفت، نکته دوم که تاکید داریم این است که حتما باید تعیین تکلیف رقابت و واردات معلوم شود، این تعرفهای که روی خودرو میگذاریم یک مالیات دارد، که حق نداریم از مردم بگیریم و به جیب صنعت بگذاریم، ضمن احترام به صنعت خودروساز کشور حمایت بدون قید و شرط و بدون زمان تمام شده و امروز باید حمایتها از صنعت، نمیگویم از صنعت خودرو حمایت نشود، ولی حمایتها باید مشروط و زمان داشته باشد.
سوال: این نکاتی که میفرمایید خیلی قشنگ است، حداقل بیش از ۲۰ سالی که کار رسانه انجام میدهیم، یکی از موضوعات شیرین همین خودرو بوده، همین نکات گفته میشود که صنعت خودرو بهمان است و امیدواریم در دولت آقای پزشکیان این اتفاق بیافتد، شما هم خودتان متاثر از بحث ایمنی خودرو هستید، خانواده شما در یک حادثه ناگواری از دست رفتند، خدا رحمت شان کند. اینها تکرار میشود، گفته میشود، اخطار داده میشود ولی تهش؟
سقاب اصفهانی: بسته و راهکارهایی که ما پیشنهاد داریم، میگوییم ولی خدمت مردم شریف این اطمینان میدهم که امروز کسانی که در دولت نشستند این ریشه میشناسند، حداقل در مورد آقای رئیس جمهور میشود گفت مسیر زندگی شان تغییر پیدا کرده با این خودرویی که ما امروز با آن مواجهایم. ان شاءالله در این دولت میشود استارت آن تغییر بنیادین را زد، بسته اش آماده شده، خدمت آقای وزیر صمت چند جلسهای بودم و گفتوگوهایی انجام شده و یک کار جدی میطلبد، البته نسبت به گذشته ما جلوتر رفتیم، امروز دیگر تقریبا دولت از یکی از خودروسازان بزرگ پاش را کشیده بیرون و امروز راحتتر میتواند نقش سیاست گذاری و تنظیم گری خودش را بازی کند.
از خودروساز دیگر هم این اتفاق میافتد، باید آن وقت دولت راحتتر سیاست گذاری میشود، این را خدمت مردم بگویم این ریشه را میشناسیم و بسته را آماده کردیم، امروز که با ناترازی انرژی مواجهایم، من دست هایم را میبرم بالا و چند دهه قبل باید عمل میکردیم و عمل نکردیم، این ریشه را میشناسیم و بستهای را هم برای آن آماده کردیم، همکاران ما در وزارت صمت بیشتر میتوانند ارائه دهند، بسته جدی داریم آماده میکنیم که امروز با ۲۵ میلیون خودرویی در خیابان طرفیم که شروع کنیم استاندارد جدید تهیه کنیم و بازار رقابت را روی آن باز کنیم و این خودروها را از بازار خارج کنیم، چند ده سالی طول میکشد که اصلاح شود و باید بتوانیم یک برنامه کوتاه مدت بگذاریم و یک برنامه میان مدت و بلند مدت که این مسیر را اصلاح کنیم. نکتهای که گفته شده بود که موضوع حمل و نقل عمومی، میگویند که شما از آن طرف به ما میگویید با خودرو کمتر بروید، سوال این است که سوار اتوبوس شدید یا نشدید، سوار مترو شدید یا نشدید، آیا انصاف است عمل میکنید با ما، آیا رفتید اسلامشهر پیاده شوید از ماشین تان سوار خودروی عمومی بشوید و خودتان را به تهران برسانید، این حرف درستی است.
البته من که شخصا این کار را کردم، از آقای رئیس جمهور خواستم که ایشان گفتند من هم رفتم یکی از شهرهای حاشیه تهران که حالا با حمل و نقل عمومی برویم تهران که ببینیم کی میرسیم تهران و چه جوری، ما طرح جامع حمل و نقل تهران باید ۱۱ هزار تا اتوبوس داشته باشد، شهر تهران باید ۱۱ هزار تا اتوبوس داشته باشد. ما امروز چند تا اتوبوس در تهران داریم.
سوال: اصلا نیاز به این عدد و رقمها نیست، شما صبح در ترافیک تهران بیاید، خط بی آر تی آن جا که وجود دارد، خلوت است و این طرف حجم انبوه خودرو که نشان میدهد ناکارآمدی کجاست؟
سقاب اصفهانی: همه کشورها رفتند ما سمت حمل و نقل سنگین و نیمه سنگین، ما سبک مان را توسعه دادیم، تهران باید ۱۱ هزار تا اتوبوس داشته باشد، امروز ۵ هزار و ۲۰۰-۳۰۰ تا دارد، دو هزارتاش خوابیده، ۳ هزار و ۳۰۰ تا فعال است.فاصله ۳ هزار و ۳۰۰ تا، ۱۱ هزار تا، امروز میگوییم مردم کمتر مصرف کنند، پس نکتهای که وجود دارد، جواب صادقانه اش این است، از من سوال میکنند، تو که میگویی ۱۱ هزار تا قانون بوده، چرا نشده، پولها اولویتهای دیگر مصرف شده، کم کم کفگیر ته دیگ خورده و پولی نیست برای خرج حمل و نقل عمومی کردن، الان هم وضعیت جنگی، به جاش بودجه کشور سالها صرف قاچاق کردند، چندین میلیارد دلار جایگزین همه اتوبوسها میتوانستیم از ماحصل قاچاق انجام دهیم، مفصل صحبت میکنم، چون بعضا سوال میشود، ما پول اتوبوس داشتیم، ولی پول اتوبوس را در بشکههای قاچاقچیان سوخت ریختیم، واقعا پول اتوبوس بوده، واقعا حمل و نقل همین قدر که مردم به تعبیری دیروز میدیدم میگفتند واقعا افتضاح است، میگویم که واقعا افتضاح است، من در ارائهای که در سه تا راهکار میدهم، توضیح میدهم.
سوال: مثل جلسه قبل نشود که سه تا راهکار بیافتد آخر، سه تا راهکار سه تاش را یک بار بفرمایید؟
سقاب اصفهانی: این سه تا راهکار که میگویم، سه تا اجبارست که باید یکیش را انتخاب کنیم، کاش من در این دوره زمانی خدمت مردم نبودم، وقتی بودم که صادر کننده بنزین بودم، ده سال پیش که میتوانستیم از محل صادرات بنزین تدابیری بکنیم و اصلاحاتی انجام دهیم، حمل و نقل توسعه دهیم، خودرو را درست کنیم، به این نقطه اجبار نرسیده بودیم. امروز هم قبول داریم که خودرو را درست کنیم و هم قبول داریم حمل و نقل عمومی را توسعه دهیم، این راهکارهای میان مدت و بلند مدت دارد، یک شبه امکان نیست، امکان دولت نیست که ۳ هزار و ۳۰۰ تا دستگاه اتوبوس فقط در تهران یک شبه تبدیل به ۱۱ هزار تا اتوبوس کند. بعضا در یک دهه ده هزار تا اتوبوس اضافه شده، هزارتا اتوبوس اضافه شده، امکانش نیست ۷ هزار تا در یک ماه اضافه کرد، اما میگویم این اجبارها چی بودند و چی هستند.
سوال: امکانش است که این راهکارها را یک شبه اجرا کرد؟
سقاب اصفهانی: من هم یکی از این مردم هستم که زندگی میکنم، خانواده ما هم در سطح همین مردم و متوسط مردم زندگی کردم، من میخواهم خدمت شما بگویم واقعا سخت است، درک میکنم، امروز به یک نقطه اجباری رسیدیم، در همین نقطه اجبار حق نداریم خودرو را بگذاریم کنار، در همین نقطه اجبار باید برای آنها طرح داشته باشیم.حداقل امروز ادعای ما این است که سه تاش را باهم انجام دهیم، اگر روزی از دست بدهیم، امروز باید سه تاش با هم انجام دهیم. سه تا الگویی که من دیشب گفتم به ترتیب بازتر میکنم، الگوی اول در رسانهها و فضای مجازی اسمش را گذاشته بودند مدل شیری، پیشنهاد این بوده که توزیع کنیم، مجموعه ۱۲۰ لیتر تولید داخل مان در پمپ بنزینها و تا وقتی که تمام بشود و وقتی تمام شد خاموش کنیم.
من، چون مثال شیر زدم، صف شیر زدم در دهه اواخر دهه شصت وقتی بچه بودم، برای همین مدلش را گذاشتند مدل شیر، مثل نونواییهای سر صبح هم است، آن کس که ۵ صبح آمده نون میگیرد، آن کس که شبکار بوده و ساعت ۷ صبح آمده دست خالی میرود و از نون خبری نیست، در این مدل صف تصمیم میگیرد، هیچ کس تصمیم نمیگیرد، خیلی دیدم همه به این مدل حمله کردند، این مدل طرفداران جدی دارد و محسناتی دارد.اولین حسنش این است که هیچ پرداخت، افزایش قیمتی نیست، هیچ تغییر قیمتی داده نمیشود، نه هزار تومان، نه ۵۰ هزار تومان، قیمتها مثل سابق میماند.
سوال: وقتی بنزین نزنند، حالا قیمتش هم تکون نخورد؟
سقاب اصفهانی: نکته بعد ایراداتش میگویم، مدل بعد سادگی، شفاف است، پمپ بنزین چقدر بنزین آمده، مردم هم در صف نمیایستند. ولی ایرادش چیست، صفهای طولانی درست میکند، در بعضی از استانها بعضا صفهایی ایجاد شده، اتفاق بدی هم رشد بی رویه بازار سیاه، در بعضی از استانهای که صف تولید شده، من چند روز پیش رفته بود، قدم میزدم، از پمپ بنزین میآیید بیرون، همه آمدند بنزین میفروشند، همان بنزینی است که جایگاه دار از آن پشت رد کرده، نابرابری و بی عدالتی هم رخ میدهد، مسئله این نیست که شما دو خودرو یا سه خودرو، کارگری، فرق نمیکند، راننده اسنپی، در همین صف بایستد، اگر گیرت نیامد کار نکن، ماشینت را بگذار خانه. درست است از شوک قیمتی جلوگیری میکند، اما تبدیل میکند کمبود بنزین را به یک پدیده روزمره و روی مخ هر روز آدمها، که الان در بعضیها مثالهایی زدم، برای خودمن چند وقت اخیر دو بار پیش آمد که بنزین نیست و آن گوشه باید بایستید تا نوبت تان شود که بنزین بزنید، که ساعت ۱۲ بگذرد، یا یک کارت جایگاه ندارم، بعد دو تا اکتان بریزد، کارت جایگاه پیدا میشود.
پس این مدل اول، الگوی دوم چیست، الگوی دوم الان مرسوم شد در مردم مدل کرمان، در فضای مجازی میخوانم، ما اسمش گذاشتیم مدل آهنی، این مدل چی میگوید، این مدل میگوید که ما هرچقدر ۱۲۰ میلیون لیتر به خودروهای موجود تقسیم میکنیم، به هر خودرویی ۱۳۰ یا ۱۴۰ لیتر الباقی هرکس بیشتر از این عدد میخواهد با نرخ آزاد بخرد. توضیح بدهم، در کرمان مطالعات نشان داد وقتی نتایج در همین دو روز گرفتم، ۸۸ درصد مردم کرمان میتوانستند با همین سهمیهای که در کارتها شارژ شده نیاز خودشان را تامین کنند، فقط ۱۲ درصد لازم بوده بنزین مازاد بخرند، اما این ریاضیش است، اجتماعیش خیلی با این مدل متفاوت است که بعدا مسئولین را گول میزند این ریاضی.
سوال: یک سوال مازادش را مگر ما واردات داریم که کسی بتواند بخرد؟
سقاب اصفهانی: در مورد مازادش ما الان کمی از واردات مان از شمال میتوانیم وارد کنیم، ولی این فرمایش شما وجود دارد، نمیتوانیم به قطع یقین بگوییم بیشتر از ۱۴۰ لیتر واقعا وجود خواهد داشت، ولی به میزانی که وجود خواهد داشت نرخ آزاد خواهد بود، ممکن است هم نباشد، اگر باشد آزادست، اگر بتوانیم وارد کنیم دیگر به دلیل شرایط مالی که کشور تغییر پیدا کرده است از بدو جنگ، طبیعی است که با قلدری وارد جنگ شدیم و لطمات و خساراتی زده، زدیم و ده برابرش هم خورده به حول و قوه الهی، نتوانسته قصر در برود، ولی ما باید بتوانیم اینها سریع جایگزین کنیم هم در بخش صنعت و هم در بخش نظامی.
این ایده مزیت بزرگش چیست، مزیت بزرگش این است که تقریبا صفی ندارد، کارت سوختی خودرو دارد، شفاف میزند، ۱۴۰ لیتر سوخت در اختیارش است و عموم مردم هم، مطالعات نشان میدهد، مردم میانگین سوخت شان، غیر خودروهای کار، عموم مردم ۱۲۰، ۱۱۰، ۱۳۰ لیتر مصرف شان است و این حول و حوش، این عددها، جواب میدهد، یک قشری که کار میکنند و قشری که مسافتهای دورتری دارند، دیگر میروند میافتند جزو آن درصدی که باید آزاد بخرند، ایرادش چیست، حسنش که معلوم است چیست نسبت به روش قبل، ایراداتش چیست، خیلی ناعادلانه است، چرا، چون در این الگو سهمیه به خودرو میرسد. وقتی سهمیه به خودرو میرسد، ۴۷ درصد مردم کشور ما خودرو ندارند. ۱۳ درصد مردم ما دو خودرو بالاتر دارند. دو خودرو، سه خودرو، یعنی بعضیها اصلا سهمی نمیبرند، بعضیها چند برابر بعضیها سهم میبرند.
به اصطلاح مدل توزیعش دارندگی و برازندگی است، یا هرکس بیشتر داشته باشد، خودت داشته باشی ماشین، خانمت داشته باشد و دخترت، چهار برابر بقیه نسبت به آن کسی که ندارد، نکته مهم در این ناعادلانه اش این است که جلسه قبل هم گفتم که ۹۰ درصد کسانی که خودرو ندارند، در دهک یک هستند، ۹۹ درصد کسانی که خودرو ندارند در دهک یک هستند، ۸۷ درصد در دهک دو هستند و فقط دهک ۱۰ ما ۲ درصد خودرو ندارند، یعنی بی عدالتی دقیقا نشسته روی برخورداری یا عدم برخورداری مردم، به تعبیری نشسته روی مستضعفین، ۹۹ درصد دهک یک، دهک دو ۸۷ درصد خودرو ندارند، دهک سه ۷۰ درصد، دهک چهار ۵۷ درصد و دهک پنج ۴۶ درصد تا میرسد به دهک ۱۰ که میشود ۲ درصد که بی عدالتی در توزیعش است.
ایراد دومش این است که چرا گفتیم مدل آهنی، چون سهمیه را آهن به آن هویت داده، آدم به آن هویت نداده، مدل آدمی نیست، مدل آهنی است، ایراد دومش این است که درست است عمده مصرف مردم با قیمت سهمیهای جبران میشود، ولی آن شبی که قیمت کرمان اعلام شد، همه مردم، این جوری گفتند که قیمت بنزین شد این قدر، مثل این که وقتی میگویند آقا ارز چندست قیمتش، میگویند ارز آن چیزی است که در بانک مرکزی است، آن چیزی که در میدان فردوسی است، میدان فردوسی حساب کتاب زندگی مان است، کسی عدد بانک مرکزی را اعلام نمیکند، در حساب کتاب ذهنی شان مردم میگویند، وقتی میگویید ۱۲ یا ۱۵ درصد، باید توجه کنیم بنزین در ایران لنگر اسمی تورم است. درست یا غلط کار ندارم ولی است، ساده بگویم، به اصطلاح دماسنجی گرانی مردم است، واقعا نقش دماسنج گرانی، تا میگویید ضربدر، یعنی همه چیز میشود ده برابر، این کالا که بنزین نمیبرد و حمل نمیشود، میگوید نه روی همه کالاها میآید، پس مردم بلافاصله با افزایش قیمت انتظار تورم را دارند که همه چیز گران میشود. درست است از فردای تعیین قیمت آزاد به صورت سراسری یک عده کمی آن بنزین را مصرف میکنند، ولی آن بنزین میشود آلارم و شاخص تورم.
اصفهانی: ساده بگویم، دماسنج گرانی مردم است، واقعا نقش دماسنج گرانی را دارد تا میگوییم میگوید: عه! ضربدر ۵ تومان شده ۸۰ تومان یعنی میخواهد همه چیز بشود ۱۰ برابر؟ حالا میگویی بابا این کالا که اصلا بنزین نمیبرد اصلا حمل نمیشود، میگوید نه دیگر روی همه کالاها میآید، پس یعنی مردم بلافاصله با افزایش قیمت انتظار تورم را دارند که همه چیز گران بشود، پس درست است از فردای تعیین قیمت آزاد به صورت سراسری یک عده کمی آن بنزین را مصرف میکنند، اما آن بنزین میشود آلارم و میشود شاخص تورم؛ این هم ایراد دیگری که دارد. ایرادی بعدش این است که یک دسته افراد کارت سوخت ندارند عمده اش موتورسیکلتهای کار است ما در کشور سه چهار میلیون موتورسیکلت کار داریم که به هر دلیلی کارت ندارند، سند ندارند مثلا این قدیمی بوده به هر دلیلی کارت ندارد، و دارند عمده موتورها دارند با آن کار میکنند وقتی شما میگویید اینقدر سهمیه میدهم به این قیمت آزاد یعنی او از صفر آزاد، و او، چون در بازار رقابتی دارد با موتور دیگری در کار رقابت میکند او شکست میخورد ترجیح میدهد موتورش را بیاندازد وسط خیابان آتش بزند، چون دیگر نمیتواند درآمدش را تامین کند پس در راه قبلی صف انتخاب میکردند در این راه چه انتخاب میکند؟ آقای خسروی؟
سوال: میزان درآمد و دارندگی
سقاب اصفهانی: ضخامت کیف پول شما، راهکار ضخامت کیف پول تعیین کننده مصرف است، این هم مدل دوم؛ گفتم حسنش چیست؟ دیگر صفی وجود ندارد مردم میروند بنزین هست این خیلی مهم است.
سوال: آن دغدغه نبود را ندارد که گیر کردم
سقاب اصفهانی: احسنت این نیست، ولی بنزین هست ولی قیمتش این طور است یعنی باصطلاح نادارها از بازار خارج شوند، پیامش این است، نکته سوم: مدل سوم. این مدل آدمی است، شعارش این است که حق مردم در جیب مردم، مدل آن سهمیه به خانوار است، حالا بعد من برمی گردم حمل و نقل خودرو را توضیح میدهم این را رد بشوم، سهمیه به خانوار است، مدل آن چیست؟ مدل آن این است میگوید من سهم ملی برای آدمها قائل هستم، من دیگر به کسی یارانه بنزین نمیدهم، سهمیه بنزین نمیدهم، من سهمیه حمل و نقل عمومی میدهم، یعنی برای من مهم نیست تو یک خودرو داری یا دو خودرو داری یا فاقد خودرو هستی، تصمیم داری خودرو داری یا میخواهی استفاده کنی یا خودرو نداری یا تصمیم داری از خودروی خودت استفاده نکنی و به جای آن از موتورت استفاده کنی وقتی تک سرنشین هستی، یا تصمیم داری که از حمل و نقل عمومی استفاده کنی و با دوچرخه بروی، من چیزی که به نام سهم حمل و نقل عمومی تو است به تو میدهم، تو دیگر موظف نیستی ماشین داشته باشی یا موظف نیستی حتما از ماشینت مصرف کنی که بتوانی این سهم را دریافت کنی این سهم تو است و حق تو است، تو میتوانی دریافت کنی حالا تصمیم بگیری، تو میتوانی این سهم را دریافت کنی بنزینش کنی، با آن راه بروی، میتوانی این سهم را دریافت کنی ماشین هم حتی داری با موتور بروی وقتی تک سرنشین هستی بنزین کمتر مصرف کنی میتوانی با دوچرخه بروی میتوانی با حمل و نقل عمومی بروی و میتوانی خودرو هم نداشته باشی لازم نیست همه خودرو داشته باشند میتوانی تصمیم بگیری خودرو نداشته باشی ولی محکوم نیستی، چون خودرو نداری از یک سهمی محروم بشوی.
سوال: یک عدد مشخصی را ریالش میآید در حساب
سقاب اصفهانی: نه، الان میگویم، پس این نکته اول را داشته باشیم الان در ایرادات این ریال میرسیم، پس این سوال تا این جا، حالا سوالی که میشود بگذار همین جا پاسخ بدهم در ذهن شما است، موضوع این است، میگویند عه؟ میخواهید سر ما کلاه بگذارید؟ مثل فلان چیز و فلان چیز که به ما دادید اول معادله اینقدر بود بعد به مرور این بهم ریخت و آن هم رفت بالا این طور میخواهید عمل کنید؟ حالا ببخشید مثال نمیزنم.
سوال: مثل ۴۵ و ۵۰۰ دیگر
سقاب اصفهانی: مثال دوباره میخواهید سر ما کلاه بگذارید آن زمان اینقدر فلان بود الان اینقدر است آن سال اینقدر طلا بود این قدر دلار بود یک چیزهایی مردم میگویند حالا این جا هم نگوییم آنجا میگویند، مسئله این است که نه، ایندفعه نباید این طور باشد ایندفعه خود حامل انرژی باید داده شود، بعنوان سهم حمل و نقل عمومی، یعنی چه؟ یعنی سوال این است، ما ۱۲۰ میلیون لیتر تولید کشور است، ۳۰ میلیون لیتر را از روی پایه برمی داریم اسمش را میگذارم حمل و نقل عمومی برمی گردم توضیح میدهم که با آن چه کار میکنیم، ۹۰ میلیون لیتر میماند سهم مردم، فرض میگیرم در این قاعده نمیخواهم حمل و نقل عمومی را قیمتش را تغییر بدهم، هر چه حمل و نقل عمومی امروز در کشور مصرف میکند را به او میدهم یعنی تاکسی، یعنی اسنپ. با آن سی میلیون لیتر در روز، هر چه پس امروز دارد حمل و نقل عمومی مصرف میکند هیچ تغییر قیمتی نمیدهم آن سی میلیون را تقدیمش میکنم، فعلا، میگویم حالا بعدا چه کار میکنیم، میماند ۹۰ میلیون، ۹۰ میلیون لیتر را تقسیم بر همه آحاد مردم میکنم.
سوال: نفری یک لیتر میرسد
سقاب اصفهانی: یعنی ماهی ۳۰ لیتر به هر فردی میرسد، آن ۳۰ لیتر را تقدیم سرپرست خانوارش میکنیم یعنی یک خانوار مثلا ۴ نفره ۱۲۰ لیتر در ماه میشود سهم بنزینش، این سهم بنزین خود بنزین داده میشود یعنی چه؟
سوال: لیتر بنزین
سقاب اصفهانی: یعنی اگر تورم بشود یعنی اگر نفت گران شود یعنی اگر ارز... هر اتفاقی بیفتد در این دیده میشود یعنی من با چیز دیگری تبدیلش نمیکنم، او برود بالا این را نگه دارم بعد یک اتفاقاتی که در ۴۵ و ۵۰۰ افتاد شاید اگر ۴۵ و ۵۰۰ آن زمان میگفتند نصف بشکه نفت میشود داده بودند الان دیگر ۴۵ و ۵۰۰ نبود، کسی هم با آن مسئله نداشت قیمتها هم درست شده بود، پس نکتهای که وجود دارد این شکلی است، حالا سوال این است، ایا این سهمیهای که در اختیار مردم قرار میگیرد که دیگر اسمش ثروت ملی است متعلق به آحاد مردم است در اختیار مردم قرار میگیرد چه شکلی است؟ این سهمیه این است که شما که ماشین دارید میروید با این سهم خودت بنزین میزنی قیمت بنزین در این مدل چند است؟ ۱۵۰۰ تومان دیگر قیمت سه تومانی و پنج تومانی نداریم، در سراسر کشور یک قیمت در پمپ بنزینها است و آن ۱۵۰۰ است، شما وارد جایگاه میشوید، الان شما خانوارتان چند نفر است؟ حساب و کتابش را برای شما بکنیم، بعد خانوار شما چند نفر است؟
سوال: دو نفر
سقاب اصفهانی: مثلا شما دو نفر ۶۰ لیتر تقدیم میشود، یکی سه نفر است ۹۰ لیتر یکی ۴ نفر است ۱۲۰ لیتر، این روی کارت بانکی تان هم هست، وارد جایگاه میشوید آن را میزنید به قیمت ۱۵۰۰ تومان، بنزین تان را میزنید، شما میخواهید انتقال بدهید ماشین ندارید، این ۶۰ لیتر را میدهید به برادر شما، ما امکان انتقالش را برای شما فراهم میکنیم که شما این ۶۰ لیتر را به خواهرتان میدهید، مادرتان به شما میدهند، شما به همکارتان میدهید، این انتقال برای شما فراهم است.
سوال: قیمت رقابتی است هر کس هر چه بدهد؟
سقاب اصفهانی: الان میگویم، فرض اول ما این است که افراد ماشین دارند و استفاده میکنند، پس هر چه استفاده کنند ۱۵۰۰ است، فرض دوم این است که شما وقتی بنزین در اختیار دارید میتوانید به پدرت، به مادرت، به همسرت، رایگان بدهید اصلا، انتقال بدهید، لازم نیست وجه یا پولی در قبال آن دریافت شود، یعنی خیلی از توزیعها این طور انجام میشود توزیع درون خانوادگی عمدتا این طور انجام میشود یعنی سهم بنزینش را دراختیار دیگری قرار میدهد، یک وقتی میشود که شما تصمیم میگیرید که آن را به کسی بدهید، این تصمیم شما است، و آن را انتقال میدهید اگر میخواهید وجهی از او دریافت کنید دریافت میکنید، مفهوم چیزی که سمت دولت است این است، دولت بنزین را ۱۵۰۰ تومان داده و امکان انتخابش را به شما داده است، یک مثال این جا بزنم برای این که در ذهن بیاید، فرض کنید شما رد شدید حتما دیدید، حاشیه شهر مثلا شیرهای آب بزرگی است بعد میبینید یک عالمه ابهای رایگان است، تانکرهایی هم ایستادند این آبها را جمع میکنند میآورند در شهر برای مثلا عمرانی و اینها، باصطلاح این آب بی صاحب است، یک عالمه تانکر هم ایستادند جمع میکنند، ریشه قاچاق سوخت کشور این است، لیترهای بی صاحب، از فردا این لیترها کد دارد و صاحب دارد، مالک دارد، مالکش شما هستید، شما تصمیم میگیرید مصرف کنید یا پس انداز کنید، بدهید رایگان به کسی یا بفروشید، هر تصمیمی را شما میگیرید، دولت مدیریت را به خود شما واگذار میکند، کل چیزی که دارد را در اختیار شما قرار میدهد، پس نکته بعدی این است، دولت هم دیگر هیچ قیمت دومی هیچ قیمت سومی و هیچ چیزی در این وجود ندارد، مثلا یک کسی که یک خانواده ۴ نفره عمده مصرف او اگر یک خودرو هم داشته باشد جواب میدهد، مثلا من دغدغههای قبلی را بگویم مثلا یک موتورسواری که از موتور استفاده میکند سه چهار تا بچه هم دارد موتورش هم کار میکند دیگر موتورش چه کارت سوخت داشته باشد و چه نداشته باشد او ۲۰۰ لیتر ناشی از خانواده اش بنزین دریافت میکند، پس چرا من، حالا من شخصا یک کم تمایلم طبیعتا به این مدل بیشتر است دلیلم این است که در این مدل فقرا دیگر جریمه نمیشوند برای اولین بار، کسانی که وویس ندارند یا باصطلاح صدا ندارند جریمه نمیشوند برای اولین بار کسانی که صدا ندارند یعنی ۴ دهک اول که تقریبا ما هیچ نقطه مشترکی نه در میز تصمیم گیریها دهک یک و دو و سه و چهار نداریم قطعا حتی از آشنایان، آنها همیشه صدایی نداشتند در اداره، این دفعه آنها جریمه نمیشوند ایندفعه قیمت نمیرود بالا، بقیه کالاها برود بالا او هزینه اش را بدهد، ایندفعه او پاداش میگیرد، پاداش نداشتنش را میگیرد، پاداش کمتر مصرف کردنش را میگیرد.
سوال: الان اگر روی این مدل من سهمیهام تمام شود، یعنی آن سهمیهای که مثلا خانوادهام هر چند نفر که هست تمام شود از جای دیگر هم نتوانم تامین کنم تکلیف من چیست؟
سقاب اصفهانی: الان توضیح میدهم، من دو سه تا ویژگی اش را بگویم، دوم عادلانهتر است، سوم دیگر صف ندارد قیمت در آن تعیین نمیشود و این قیمتهایی که ما در ذهن مان است نمیدهد، توضیح هم دادم که امکان قاچاق آن نیست و دیگر از کارتهای جعلی و کارت جایگاه که بعدا اوتلان بزند و نزند و دیگر لوله زیر پالایشگاه و اینها دیگر خبری نیست، چون دیگر لیتر لیتر آن صاحب دارد. نکتهای که شما میفرمایید من این طور توضیح بدهم، اولا شما وقتی سهمت را مصرف کردید، بالاخره کمبود دارید بنزین همیشه هست، در پمپ بنزین، بنزین همیشه هست، وقتی من میگویم سهمیه اش را دادم خود بنزین را که ۴ لیتری اش را که ندادم این برگه مالکیتش را دادم.
سوال: اعتبار خریدش را دادید.
سقاب اصفهانی: جمله صحیحش این است اعتبار مصرفش را دادم، اجازه مصرفش را دادم همین فقط، اجازه مصرفش را دادم، خود کالا را که من دارم، یعنی من اگر این کالا را برداشتم گذاشتم این زیر شما میگویید این چه شد؟ آن کالای ما چه شد؟ من مجبورم این را به شما تحویل بدهم دیگر زیر میز نداریم، پس من اجازه مصرف را به شما دادم، حالا شما این اجازه مصرف را ایا ممکن است وارد پمپ بنزینی بشوید و بنزین نباشد؟ نه، بنزین که هست، شماباید اجازه اش را از یک کسی گرفته باشید، حالا اجازه اش را یا دولت به شما داده، یا شما اگر مصرفتان بیشتر است دو خودرو دارید یا یک خودرو دارید باید اجازه اش را از یکی گرفته باشید.
سوال: حالا نتوانستیم بگیریم چه کار کنیم؟
سقاب اصفهانی: مثال بزنم، وقتی به ما کوپن میدادند من یکی از ماموریت هایم که خانواده به من میدادند میگفتند مثلا مهمان داریم این برنجها را بده روغن بگیر، در بازار واقعی همیشه این وجود دارد نمیشود وجود نداشته باشد یعنی عرضه کنندههایی وجود دارند برای این، اما میشود، میشود اگر درخواست مردم بشود امکان بازار صحیح این را هم فراهم کرد یعنی این که شما لازم نیست من را بشناسی ولی میتوانید از من خرید کنید، یعنی یک حالت انتقال وقتی است که من را میشناسید ولی میتوانیم بازارهایی درست کنیم که من را نشناسید.
سوال: مثلا یک پلتفرم یا اپلیکیشنی طراحی بشود
سقاب اصفهانی: احسنت، من را نمیشناسید ولی خرید میکنید فرض کنید یک صندوقی هست در آن همه کسانی که بنزین میخواستند بفروشند ریختند این تو، اما مسئله مهمش این است، قیمت این بازارها نباید توسط دولت یا توسط یک عده رانتی و اینها درست شود باید امکان مبادله و معامله بین افراد فراهم شود، طبیعتا ممکن است متفاوت هم باشد این قیمتها، مثلا ممکن است فروش آن در هرمزگان یک چیز باشد در خراسان شمالی یک چیز باشد، پس طبیعتا داستان این مدل این شکلی است، این اتفاقی که میافتد این است که دیگر ما هر قطرهای از این بنزین هست در اختیار یک کسی است، حالا برگردم ان حمل و نقل عمومی را هم پاسخ بدهم، در مورد حمل و نقل عمومی چه اتفاقی میافتد؟ آن ۳۰ میلیون لیتر را که جدا کردیم، در مدل الگوی اول که من توضیح دادم حمل و نقل عمومی نیست، بنزین میگذاریم در جایگاه هر کسی رفت حالا معمولا آدم شخصی رفت زد و یا تاکسی رفت زد برای من دیگر فرقی نمیکند، هر کس رفت زد، پس این جا موضوع حمل و نقل عمومی هیچ، همین وضعیت میماند شاید هم بدتر شود، چون دیگر حالا به تاکسی بنزین نرسیده، الگوی دوم حمل و نقل عمومی مثل فعلی میماند یعنی بدتر نمیشود، در الگوی دوم حمل و نقل عمومی بدتر نمیشود، چون حمل و نقل عمومی سهمش را گرفته است، ثابت گرفته، اما در الگوی سوم وضع تغییر میکند، چطور تغییر میکند؟ ما ۳۰ میلیون لیتر در کشور به حمل و نقل عمومی اختصاص دادیم، حمل و نقل عمومی ما چند تا ویژگی دارد، وانتهایی هست که سی ان جی نشدند، میتوانند سی ان جی بشوند خیلی کمتر مصرف کنند، موتورهای کاری هستند که میتوانند برقی شوند و خیلی کمتر مصرف کنند، ماشینهایی هستند که میتوانند تبدیل به ون و اتوبوسهای متوسط شوند خیلی کمتر مصرف میکنند، میشود این کارها را کرد ولی این کارها پول میخواهد، در الگوی سوم چطور پولش تامین شود، ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم ایجاد کرده به عنوان گواهی صرفه جویی که با شهرداریها و استانداریها یکی یکی تفاهماتی میبندیم، در مدل شهرداری تهران ما ۵ میلیون لیتر در روز در تهران خرج حمل و نقل، مصرف سوخت حمل و نقل عمومی میشود، حمل و نقل عمومی و کار، مجموعه موتورهای کار و ماشینها و تاکسیهایی که میبینید، کار ۵ میلیون لیتر در روز سوخت شان است، در روز اول طرح به همه ۵ میلیون لیتر را میدهیم در تهران و قراردادی با شهرداریها و سرمایه گذاران بستیم و اعلام کردیم که در این قرارداد سرمایه گذاری بتوانیم ۴۰۰ هزار موتور کار را در تهران جمع کنیم و برقی کنیم، حدودا ۱۳۰ هزار وانت را تبدیل به سی ان جی کنیم که مصرف سوخت مان پایین بیاورد. حدودا ۷ هزار و ۳۰۰ دستگاه اتوبوس اضافه کنیم که با مدل تامین مالی که نه پولی از دولت داده میشود، نه سرمایه گذاری خارجی و نه از چین گرفته میشود، از خود این روغن ریخته، به این شکلی که من موتور کار دارم، روی پیمایشم سوخت دریافت میکنم موتور کار، کسی که موتور کار داشته باشد در یکی از فضاهای ثبت نام باشد و کار کند، سوخت را بنا بر پیمایش او میدهیم به او، من که صاحب موتور هستم هم سوخت سهمیه فرد میگیریم، هم بنا به کاری که میکنم سهمیه کارم را میگیرم. اما عددی که برای سهمیه کار میگیرم همیشگی نیست، این زماندارست، اعلام میشود به فرد که تو یک سال مهلت داری مراجعه کنی به این درگاهها موتورت را بدهی، موتور برقی تحویل بگیری، موتور برقی تحویل میگیرد، کارت سوختش از دستش خارج میشود. کارت سوخت در اختیار سرمایه گذار قرار میگیرد، سرمایه گذاری که این موتور را تبدیل کرده، سرمایه گذار ناشی از این بنزینی که حالا اجازه دارد، حالا کشور صادر کند، چون مصارفش کاهش پیدا کرده، سود این سرمایه گذاری درمی آورد، به عنوان مثال این موتورهای کار فقط در تهران هستند.
سوال: فقط میتواند صادر کند؟
سقاب اصفهانی: نه، میتواند مصارف داخلی هم بکند، فقط صادرات نیست، این هم دولت نیست، بخش خصوصی است، مثلا موتور کاری که توضیح دادم، همه موتورهای کار تهران برقی کنیم، پولش تا دو سال با سوخت خودش دوساله برمی گردد، چون شدید مصرف بالاست. نکتهای که وجود دارد، البته فقط تغییر ماشین و خودرو این است، یک سری قواعد ترافیکی عوض میشود، این ۳۰ میلیون لیتر به مرور زمان خرج توسعه حمل و نقل عمومی میشود، به جای این که افراد فقط فشار به کسی که صاحب خودروی عمومی و خودروی کارست یا ماشین، از موتورسیکلت کارست نمیآوریم، یک جای دیگر سرمایه گذاری پیدا میشود، میرود وارد قرارداد با این فرد شده، موتور را تحویل میگیرد، یا ماشینش را سی ان جی میکند، تحویل میدهد، آن کارت را تحویل میگیرد، آن کارت دولت به او اجازه صادراتی دولت تا سه سال که بازگشت سرمایه اش شود، این آرزو و برنامه نیست، با شهرداری تهران، وزیر نفت و وزیر نیرو امضا کردیم هم برای بنزین و گاز، آقای رئیس جمهور تنفیذ کردند و شروع شده است این اتفاق و چیزی نیست که روی کاغذ باشد وارد اجراش شدیم.
داستانی که در الگوی سوم ان شاءالله میتوانیم طی یک برنامه سه ساله مصرف کشور از ۱۲۰ میلیون لیتر که تولید کشورست به ۹۰ میلیون لیتر کاهش دهیم، امروز ۳۰ میلیون لیتر که سهم حمل و نقل عمومی است، که حمل و نقل عمومی باید برقی باشد یا کفش سی ان جی شود، از بنزین خارج شود، هم به جهت هوا و آلودگی هوا به ما کمک میکند و یک منابع جدی را آزاد میکند. اگر سی ان جی مصرف کنیم به جای بنزین میبینیم سه برابر ارزش قیمتیش است، که این کارها توسعه میدهیم.
سوال: دولت روی مدل سوم است؟
سقاب اصفهانی: سه مدل دولت برای تصمیم گیری است، هیچ کدام از این مدلها هنوز رای نهایی ندارد.
سوال: تصمیم گیریش به چه صورت است، نهاد یا شخص خاصی، یا رای گیری است؟
سقاب اصفهانی: جمعی، بعضا میگویند سازمان انرژی یک حرفی میزند، سازمان برنامه یک حرفی میزند، وزارت نفت یک حرفی میزند، سه تا سناریو روی میزست، هر کدام طرفداران و منتقدینی دارند، تا این جا خیلی خوب است، چرا، چون دولت تک سناریو برای حل مسائل دولت اشتباهی است، اتفاقا باید برای هر مسئله دو سه تا سناریو داشته باشیم، تک سناریو معنی انتخاب نمیدهد، پس سه سناریو وجود دارد، طرفدارانی در دولت هر کدام از این سناریوها دارد، سازمان انرژی طرفدار سناریو سوم هستیم سعی کردم ولی سناریوهای اول و دوم طرفدارانی دارد، من هم صادقانه سناریو اول و دوم آن چه است توضیح دهم، ممکن است خودشان بیایند بیشتر سناریو اول و دوم باز کنند.
سوال: خودشان کی هستند؟
سقاب اصفهانی: سازمان برنامه است، وزارت نفت است، این ها در سناریوها هستند.
سوال: سناریو اول کیست؟
سقاب اصفهانی: هستند باید دوستان بیایند توضیح دهند.
سوال: ما نمیدانیم کی طرفدار کیست؟
سقاب اصفهانی: همین یا ما مسئول این کاریم، سازمان برنامه و بودجه، وزارت نفت همین ها، کس دیگری نیست، پیشنهاد روی میزست، صادقانه عرض کردم، دولت پای مصوبه ابلاغ اجرا نداده، همه گفتوگوها شده، اینها که گفتم هزاران صفحه بیشترست که من تدوین کردم، مطالعه روی تک تک این سناریوها شده، بد یا خوب، طرفداران دفاع کردند، ما بسیار گفتوگو میکنیم، آنها نقد به سناریو ما وارد میکنند، ما اصلاح میکنیم، ما نقد میکنیم، این سه تا سناریو ارتقا پیدا کرده و مثل روز اولش نیست ما حتما یک قولی به مردم شریف میدهم، روی دستور آقای رئیس جمهور یک قولی میدهم، از سمت خودم نمیگویم، ما یک شگفتانهای در بنزین برای مردم فراهم نخواهیم کرد، به هیچ وجه، حتما هر کدام از این الگوهای پیشنهادی بیاد بالا و نهایی شود در دولت چند هفته از قبل برای مردم ابعادش را میگوییم، گفتوگو میکنیم، روشها را میگوییم، توضیحات میدهیم، نقد مردم را میشنویم و اگر لازم باشد اصلاحاتی روی آن انجام میدهیم.
خواهش میکنم که ما همیشه وقتی که از بنزین صحبت کردیم، یک کالایی بوده، جیزست، که کسی صحبت نکند، این رفتارها التهاب ایجاد میکند، هیچی بهتر از صداقت و شفافیت نیست، شعار آقای رئیس جمهور هم است خواهشم از صدا و سیما این است که بسترهایی فراهم کنند، همانندی که دولت روی سه تا سناریو گفتوگو میکند، رسانه ملی جساتی تشکیل دهد که افراد گفتوگو کنند، همکاران ما در سازمان انرژی پای کار در هر جلسهای که دعوت کنید، گفتوگو کنند، از سناریو دفاع کنند، بحث کنیم، این بحث کارشناسی عیبی ندارد، ارتقا میدهد مردم احساس نکنند که با یک نسخه اجباری طرف هستند، هیچ کدام از این راهکارها بدون عیب نیست.
سوال: آیا زمان مشخصی دولت در نظر گرفته که تاریخ مشخص تصمیم خواهد گرفت یا هنوز مشخص نیست؟
سقاب اصفهانی: بله، دولت در ۱۰-۱۵ روز آینده تصمیم خودش را میگیرد، در همین زمان یک دو هفته بهترین زمان است، چهار پنج شب پیاپی جلسات دو سه نفره بگذارید، منتقدین هر سناریو بیایند گفتوگو کنند، یک کم بیاد بالا که جامعه متوجه شود که با چه چیزی متوجه است و طرف است، عیبها و خوبی هاش ببیند من پیشنهاد دادم به رئیس سازمان که بد نیست یک نظرسنجی در یکی از برنامهها که مردم یک را میپسندند یا دو سه، لازم نیست ما به جای مردم تصمیم بگیریم، مردم خودشان تصمیم بگیرند.
سوال: دولت دنبال شگفتانه برای بنزین نیست، قبلش حتما با مردم گفتوگو میکنید، ماجرای کرمان پس چی بود؟
سقاب اصفهانی: الگوی کرمان یکی از این الگوها بود.
سوال: قبلش با مردم صحبت کردید؟
سقاب اصفهانی: نه، اگر صحبت شده بود که لغو نمیشد، اگر صحبت شده بود، امروز این جا اعلام میکنم، طبیعتا من طرفدار الگوی سوم هستم، اگر دولت همه با هم بعد همه گفتوگوها الگوی دوم را تصمیم بگیریم، من فردایی که این جا حضور پیدا کنم، از الگوی دوم دفاع میکنم، امر طبیعی است همه یک بدنه یک پارچه هستیم، هر سناریو جمع کارشناسی گفتوگو کنند، جمع بندی کنند، آقای رئیس جمهور روی آن صحه بگذارند، هم یک پیکره هستیم همه زیر یک پرچم هستیم و از آن دفاع میکنیم کرمان یک سناریو بدون طی مراحل جا زد و یک نقطهای در اجرا پیدا کرد.
سوال: میشود مگر؟
سقاب اصفهانی: با برخی تفیضها به برخی استانداریها شده بود، این نبود که وارد اجرا شود، تبعات ایجاد شود، به محضی که ملاحظه شد، آن موضوع قطع شد و دستوارت خیلی شفاف و صریحی هم صادر شد ولی خوب یک بی تدبیریهایی شد، لازم نبود ما این کار را انجام دهیم همیشه یک چیزی که با همه همکاران در دولت تاکید دارم این است که هر کاری در عرصه انرژی میخواهیم بکنیم، به ویژه به ویژه بنزین، ما دفعه قبل این تجربه خوبی داشت با این که میخواست قیمت را افزایش دهد، الگوی دوم دولت میخواست آن زمان انجام دهد، همین که مصوبه اش را محرمانه نکرد، عادی در اختیار همه قرار داد یک دو هفته گفتوگو کرد و برخی از بندهاش را تغییر دهد، در همین نشستها نمایندهها و کارشناسان میآمدند فلان خودرو نوشماره بعضی از بندها تغییر داد و مردم همراهی کردند آن چیزی که ممکن است خشم ایجاد کند در جامعه خود آن تصمیم نیست، آن بی خبری از آن تصمیم است.
پس ما حتما این که هم دو شب پیش و هم الان خدمت شما هستم، تصمیم دولت است که خدمت شما هستم، تصمیم فردی نیست، دولت تصمیم گرفته که قبل از اجرای تصمیم خودش با مردم گفتوگو کند، یک مرحله آمده عقب تر، قبل از تصمیم نهاییش هم با مردم گفتوگو میکند، شاید کم دولتی بوده باشد که سناریوهای روی میزش برای حل مسئله را هم اجتماعی کند، نه این که توقع از ما این است که قبل از این که تصمیم بگیریم، اجرا کنیم، بیاییم تصمیم مان را به مردم توضیح دهیم، دولت سه مرحله عقبتر آمده و سه سناریوش را آورده روی میز و خواهش میکند که افراد روی این سه سناریو دیدگاههای شان را بگویند، هیچ چیز نهایی، دفعی و یک هویی وجود ندارد و این دستور آقای رئیس جمهورست، پایه حکمرانی آقای رئیس جمهور صداقت است، نباید اجازه دهیم هیچ کدام از همکاران ما در دولت از این مزیت بزرگ دولت کمال مراقبت را بکنیم که این را به هم نزنیم، حتی اگر میخواهیم مدل دوم را اجرا کنیم، جمع بندی کارشناسی شد با مردم گفتوگو کنیم توضیحات دهیم، یا مدل اول یا سوم، حتما مردم با ما همراهی خواهند کرد، نظرسنجیها نگاه کنیم، ۸۵ درصد مردم گفتند که اگر شفاف باشید، اگر همه ابعاد بگویید ما همراهی کنیم، این که یک شبه اعلام کنیم ۱۰ اعلام کنیم که ۱۲ این اتفاق میافتد این نه.
سوال: خودتان پیش بینی میکنید که کدام مدل اجرایی شود، از فضایی که در داخل میشناسید؟
سقاب اصفهانی: نه، واقعا، اینها بسیاریش به تشخیص نهایی آقای رئیس جمهور بستگی دارد.
سوال: تشخیص نهایی آقای رئیس جمهور میگیرند؟
سقاب اصفهانی: بله، ایشان راهبر اصلی دولت هستند، همه سناریوها، چیزی که ایشان همیشه در عرصه کارشناسی تاکید کردند که هیچ سناریو حق ندارد که سناریوی دیگر را کنار بزند، همه تا دقیقه ۹۰ تلاش کنید، متن و ایده تولید کنید و سناریوتان را ارتقا دهید، از ماهها پیش ایشان روحیه تکی ندارد، از آخر همه با هم تصمیم میگیرند، ایشان از سایر قوا ایشان مشورت میگیرد و گفتوگو میکند، اما یک تاکیدی ایشان بوده که همه سناریوها تا آخرین زنده هستند و پویا هستند و باید خودشان را قوی کنند که در این جریان بهترین برای دولت انتخاب شود، دوم ویژگی که همیشه به من تاکید میکنند که همیشه برای مردم صادق باشیم و کار شگفتانهای برای مردم انجام ندهیم.
سوال: جمع بندی بفرمایید؟
سقاب اصفهانی: من آن چیزی که خودم فکر میکنم این که ما باید خودورساز بی کیفیت را پای میز حساب بکشیم، باید پول آزاد شدهای که در این فرآیند ایجاد میشود و صرفه جویی میشود اتوبوس بخریم باید صف را انتخاب نکنیم، هویتی هم بین آدم و آهن به آدم بدهیم، این چیزی است که باورهای سازمانی، سازمان نوپا است اما طبیعتا ما جمع بندی مان هر جمع بندی که اعاظم دولت انجام دهند، خدمت شان به عنوان جوانترین عضو دولت هستم و حتما در میدان این قول را به مردم شریف میدهم، در حادثه کرمان این اتفاق را ما ثابت کردیم، حتما سکوت را انتخاب نمیکنیم.، حتما میآییم و پاسخ میدهیم حتی اگر خرابکاری کرده باشیم، سکوت بدترین اتفاقی است که میتواند یک سیاست گذار تصمیم بگیرد، سکوت، من یاد ندارم مبایل خاموش کنم، یاد ندارم ماشینم به دیوار بخورد، یاد ندارم قلبم بگیرد در بیمارستان بستری شوم حتما اگر اتفاقی بیافتد میآییم در رسانهها به مردم پاسخ میدهیم حتی اگر آن اتفاق منجر به اشتباهی شده باشد، اگر مردم بدانند ما پاسخگو هستیم و در میدان هستیم، حتما همراهی میکنند.