بلایی که تروریست های غوطه بر سر مردم بی پناه آوردند / از زندان های مخوف تا رگبار مردم و آتش زدن مغازه و خانه ها

پنج‌شنبه 24 اسفند 1396 - 17:59

مصاحبه خبرنگار العالم از مهاجرین غوطه شرفی در گذرگاه حموریه

العالم - سوریه

خبرنگار العالم در گذرگاه حموریه با تعدادی از مهاجرین مصاحبه گرفته است؛ یک شهروند سوری گفت عمده افراد مسلح در این منطقه از اعضای فیلق الرحمن هستند، آنها مانع خروج مردم می شوند، مردم بسیار ستم دیدند، قتل، استفاده به عنوان سپر انسانی، زندان هایی که خدا می داند چه کسانی در آن هستند. ما آماده ایم که در کنار ارتش سوریه با این تروریست ها بجنگیم.

وی در ادامه اظهار داشت: گرسنه بودیم، غذا را پیش خودشان پنهان کرده بودند، حتی بسیاری از آن گندید و دور انداختند، سیگار را که 250 لیره بود، ششصد لیره به مردم می دادند.

یک جوان گفت که به خاطر اینکه از پایگاه اینترنتی ارتش سوریه حمایت کردم 5 روز خودم و برادرم را به انفرادی انداختند و به ما آب و غذا ندادند، زندگی نزد آنان غیر قابل تحمل است.

یک زن در حالی که گریه می کرد؛ گفت که با ذلت و ستم زندگی می کردیم، نه غذا، نه آب، نه راحتی فکر، در زیر زمین زندگی می کردیم، در زمان بشار اسد همه چیز خصوصا برای زنان فراهم بود، بهترین زندگی و حیات را داشتیم اما خدا را شکر دیگر راحت شدیم.

یک مرد گفت که از 6 سال قبل افراد مسلح به منطقه ما آمدند، مغازه ام را نابود کردند چون که از ارتش سوریه حمایت کردم.

فرد دیگری گفت که شمیر آمد و با تشکیل گروه های مسلح، از مشت آهنین ضد مردم استفاده کرد. چند بچه را دور خودش جمع کرد و به آنان اسلحه داد تا مردم را شبانه روز بکشنند

ابوبشیر گفت که اگر کسی حرف می زد، اعدام می شد. سبدهای غذایی را که هلال احمر می فرستاد، برای خودشان برمی داشتند، برای هر نفر فقط 5 گرم نمک، 150 گرم آرد، یک فنجان روغن می دادند.  

یکی دیگر گفت که به خاطر اینکه پرچم سوریه را برفراشتم، مرا زدند.

یک زن با گریه گفت که به ما خیلی ظلم کردند، فقط مقدار کمی برنج می دادند، دارو که اصلا نمی دادند، اما وقتی نزد ارتش سوریه آمدیم فورا از ما استقبال کردند، به ما آب و غذا دادند، تروریست ها مدام سعی می کردند ما را از ارتش سوریه بترسانند؛ در حالی که اینجا و آنجا قابل مقایسه نیست.

یک زن دیگر با گریه گفت که برادرزاده ام در ارتش سوریه به شهادت رسید اما جرات نداشتیم آن را بگوییم و مراسم برگزار کنیم، به این دلیل که از فیلق الرحمن می ترسیدیم. 11 بچه دارم، با سبزی جعفری از صحرا آنان را سیر می کردم و مانند گوسفند به آنان غذا می دادم، غذا نبود که بخوریم، نمی توانستم برایشان غذا پیدا کنم، یک بچه یکساله دارم، مقداری آرد خواستم تا او را سیر کنم، از گرسنگی تا صبح  نمی خوابید، از من 2500 لیره پول خواستند تا آرد بدهند. فیلق الرحمن فقط به دور و بری های خودش می رسید و به دیگران چیزی نمی داد. حتی می گفتند هر کسی از بشار اسد دفاع کند، دستش را قطع خواهند کرد.

یک کودک سوری گفت، فقط سبزی جعفری می خوردیم، افراد مسلح همه غذا و کمک که از دمشق می آمد را برای خودشان برمی داشتند، جیش الاسلام از مادرم 500 هزار لیره دزدید، همه شان دزدند.

یک مرد گفت که در کفربطنا ضد افراد مسلح تظاهرات شد، تمامشان را به گلوله بستند، تا مردم را بترسانند.

206         

شما هم نظر بدهید

کاراکترهای باقی مانده : (1000)

آخرین مطالب

پربیننده ترین خبرها