به گزارش پایگاه اطلاع رسانی العالم روز دوشنبه مرکز بينالمللي مطالعات راهبردي در لندن گزارشي ارائه کرد که در آن تاکيد شده بود که تحريمهاي نفتي و مالي اعمال شده بر ايران از طرف شوراي امنيت، کشورهاي اروپايي و آمريکا بر برنامه موشکي بالستيک و دوربرد اين کشور تاثير به سزايي داشته است.
در اين گزارش ادعا شده است که دلايل بسياري است که اين تحريمها همچنين مانع از آن شده تا تهران تعداد بيشتري از سانتريفيوژها را به کار گرفته و ميزان مواد غني شده خود را افزايش دهد، همچنان که همين تحريمها برنامه موشکي دور برد ايران که توان هدف قرار دادن اروپاي غربي و خارج از آن را داشت، ناکام کرده است.
اين گزارش در حالي منتشر ميشود که مراکز مطالعاتي و حتي سرويسهاي اطلاعاتي غربي هيچ اطلاعي دقيقي از برنامه موشکي ايران نداشته و ندارند، چرا که بر اساس يک سنت در نيروهاي مسلح ايران، دستاوردها و تجهيزات ساخته شده توسط متخصصان ايراني، بعد از دستکم هفت سال رونمايي رسانهاي شده و وجود آن اعلام ميگردد.
هر چند اين گزارش تلاش کرده اينگونه القا کند که ايران در حال حاضر قدرت ساخت موتورهاي جديد با سوخت مايع براي موشکهاي قاره پيماي خود را ندارد و اين موضوع در حال حاضر توسط ايران پيگيري نميشود، آن را به تحريمها مربوط دانسته است، در حالي که منابع مطلع و کارشناسان مسايل نظامي ميگويند ايران به هيچ عنوان قصد افزايش برد موشکهاي خود بيش از دوهزار کيلومتر را نداشته و تنها در حال تقويت قدرت، دقت و سرعت اين موشکها براي اصابت بهتر به اهداف مورد نظر است.
همين منابع بر اين باورند از آنجايي که صنايع موشکي و هستهاي ايران بومي بوده و بخش وارداتي آن اندک است، پس تحريمها هيچ اثري بر آن نداشته و نخواهد داشت چرا که هر چه مورد نياز اين صنايع است در خود کشور ساخته ميشود و در اين مورد هيچ محدوديتي وجود ندارد.
در همین حال پایگاه خبری ایرانآباد در تحلیل این رویکرد مراکز رسانهای و مطالعاتی غربی نوشت: موشکهاي ايراني مانند سجيل که با سوخت جامد کار ميکند به همراه موشک قدر در زرادخانه موشکي کشور به اندازه کافي کابوسي براي نيروهاي فرامنطقهاي تبديل شده است و در حال حاضر به نظر نميرسد که ايران بخواهد به بردي بالاي برد موشک سجيل دست پيدا کند، حال چرا رسانههاي و مراکز مطالعاتي غربي تلاش دارند اين موضوعات را مطرح کنند، کارشناسان دو مساله مهم را مطرح ميکنند:
نخست آنکه اين تحريمها بيش از آنکه به صورت هدفمند صنايع نظامي و هستهاي ايران را هدف قرار دهد، موجب فشار به اقشار ضعيف و متوسط جامعه ايراني شده و اين چيزي نبود که غربيها در تبليغات خود در اعمال تحريمها اعلام ميکردند، چرا که به باور برخي از کارشناسان غربي اين مساله باعث شده تا طيف وسيعي از مردم که تحريمها را ناشي از اراده غرب براي عدم توسعه ايران بدانند در کنار حکومت قرار بگيرند و عملاً موضع نظام ايران مستحکم شود.
مساله دوم که توجيه از نوع ديگري است به درون کشورهاي غربي باز ميگردد. اعلام آنها بر اثرگذاري تحريمها بر برنامه موشکي و هستهاي ايران و اينکه ديگر ايران نميتواند کشورهاي اروپاي غربي را هدف قرار دهد درست در همين راستا قابل تعريف است.
نکته ديگر اما به بخش تجارت اين کشورها باز ميگردد. در حالي که اتحاديه اروپا در سالهايي نه چندان دور شريک اول تجاري ايران بود، اکنون به دليل همين تحريمها بازار دهها ميليارد دلاري ايران را از دست داده است و بر همين اساس فشارهاي بسياري بر برخي از شرکتهاي اروپايي که سرمايهگذاريهاي سودآوري در حوزههاي مختلف اقتصادي در ايران داشتهاند، وارد ميشود، از اين رو انتشار چنين گزارشهايي تنها براي قانع کردن اين سرمايهگذاران و بازرگانان منتشر ميشود در حالي که خود غربيها به خوبي بر اين نکته واقف هستند که برنامه موشکي و هستهاي ايران ربطي به تحريمها ندارد و در بدترين حالتها هم رديفهاي بودجهاي خاص آنها تصويب ميشود.