العالم - اروپا
ستوننویس روزنامه انگلیسی بر این باور است «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا باید به جای دنبال کردن ماجراجوییهایش از تاریخ عبرت بگیرد و ببیند هر زمان روسای جمهور آمریکا به روی سیاست خارجی تمرکز کرده و از سیاست اقتصادی داخلی غفلت ورزیدهاند چه پیامدها و هزینههایی را برای خود و ایالات متحده به بار آوردهاند.
«سیدنی بلومنتال»، ستوننویس روزنامه گاردین که سابقه خدمت به عنوان مشاور ارشد سابق «بیل کلینتون»، رئیس جمهور سابق آمریکا و «هیلاری کلینتون»، وزیر خارجه سابق این کشور را دارد در مقالهای با تحلیل رویکردها و ماجراجوییهای دونالد ترامپ در عرصه سیاست خارجی در ضمن غفلت او از وخامت وضعیت اقتصادی و اجتماعی در داخل کشور خودش پیامدهای داخلی احتمالی این رفتار را مطرح میکند.
این تحلیلگر با استناد به آراء و افکار عمومی، مواضع ترامپ و مقایسه تاریخی آنها با مواضع جورج اچ. دبلیو. بوش، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده استدلال میکند تمرکز نمایشی ترامپ بر امور بینالمللی در حالی که از بحرانهای اقتصادی داخلی غفلت میورزد، ممکن است منجر به افول سیاسی او و حزب جمهوریخواه شود.
نویسنده، اقدامات ترامپ در عرصه بینالملل را نه بر پایه اصول قوانین بینالملل یا منافع ملی تعریف شده، بلکه بر اساس تمایلات شخصی و نیاز به نمایش قدرت توصیف میکند.
بلومنتال تصریح میکند: «دونالد ترامپ بعد از حمله برقآسای سوم ژانویه که به دستگیری نیکولاس مادورو، رهبر ونزوئلا منجر شد با اشاره به فلسفه "اراده معطوف به قدرت" که از سوی فردریش نیچه، فیلسوف آلمانی مطرح شده، ادعا کرد غلبه اراده او را هدایت کرده است تا جایی که صراحتا عوامل هدایتش را "اخلاقیات خود و ذهن خودش" خواند. ترامپ با ذکر مستقیم اینکه قوانین بینالمللی برایش مهم نیستند اظهار کرد: "اینها تنها چیزهایی هستند که میتوانند من را متوقف کنند... من به قوانین بینالمللی نیازی ندارم".»
به عقیده این تحلیلگر ترامپ حالا در نمایش خودمحورانه خود مانند یک برنامه تلویزیونی واقعنما (ریالیتی شو) رفتار میکند که در آن خودش هم تهیهکننده و هم مجری است و در نهایت خودش را هم برنده برنامه اعلام میکند.
رئیس جمهور آمریکا در کنفرانس مطبوعاتیاش در ۳ ژانویه، روزی که مادورو دستگیر و به آمریکا منتقل شد، ۲۷ بار «نفت» و ۱۳ بار «پول» را تکرار کرد در حالی که او بر خلاف روسای جمهور سابق ایالات متحده که دموکراسیخواهی را بهانه مداخلات ذکر میکردند حتی یک بار هم از «دموکراسی» نام نبرد. ترامپ حتی تا جایی پیش رفت که مخالفان دولت مادورو را به دلیل آنکه فاقد «احترام» و «پشتیبانی» هستند تحقیر کرد.
بلومنتال در تحلیلش درباره رخدادهای ونزوئلا اعتقاد دارد: «دستگیری مادورو یک عملیات قطع سر بود، نه تغییر رژیم. در واقع، ترامپ به عنوان عامل در دسترس برای یک کودتای داخلی توسط قدرتهای موجودی که آنها را "متحد" خواند عمل کرد اما بعدا ادعا کرد: "اول باید کشور را درست کنیم. نمیتوانید انتخابات داشته باشید."»
ترامپ در حالی که صراحتا گفته تنها مرجع تصمیمگیریاش، «اخلاق و ذهن شخصی» خود اوست در این میان با دخالت در ونزوئلا و تلاش برای کنترل منابع نفتیاش طبق آنچه که خودش اعلام داشته، قصد داشته نسخه شخصیسازیشدهای از دکترین مشهور به «دکترین مونرو» که ترامپ نام این نسخه را «دکترین دونرو» گذاشته ارائه دهد.
به عقیده بلومنتال این تفسیر دلبخواهی ترامپ از دکترین مونرو همراستا با برخوردهای دلبخواهی او با اتفاقات تاریخی همچون حذف اشاره به استیضاحهایش از بخش توضیحات عکسش در نگارخانه پرتره ملی و تحت فشار گذاشتن موسسه اسمیتسونین برای تمرکز نکردن بر اینکه «بردهداری چقدر بد بوده» است. او به تایمز نیز ادعا کرده بود جنبش حمایت از حقوق مدنی در دهه ۱۹۶۰ منجر به «بدرفتاری بسیار با سفیدپوستان» شد. او در این میان خودش را به عنوان «رئیس شورای شهروندان سفیدپوست» معرفی کرده است.
رئیس جمهور آمریکا بعد از تجاوز نظامی به ونزوئلا خود را رئیسجمهور این کشور حوزه آمریکای لاتین خواند و گفت: «پولها توسط خود من کنترل خواهد شد» و صنعت نفت ونزوئلا را «تا مدتی نامحدود» کنترل خواهد کرد.
او حتی تا جایی پیش رفت که در رسانه اجتماعی عکسی دستکاری شده را از توضیحات دایرة المعارف اینترنتی «ویکیپدیا» درباره خودش که همزمان از او هم به عنوان رئیس جمهور آمریکا و هم رئیس جمهور وقت ونزوئلا یاد کرده، منتشر کرد.
او همچنین مدیرعاملهای شرکتهای بزرگ نفتی را به نشستی در کاخ سفید دعوت کرد تا آنها را برای ورود به بخش نفتی ونزوئلا متقاعد کند اما مدیر عامل شرکت مشهور «اکسون موبیل» در این نشست به ترامپ گفت: «واقعبینانه باید گفت که بخش نفت ونزوئلا غیرقابل سرمایهگذاری است و این کشور نظام قضایی مناسبی ندارد.»
تحلیلگر گاردین در بخش دیگری از این مقاله به ماجراجویی دیگر ترامپ بر سر تهدیدش به تصرف جزیره گرینلند، بزرگترین جزیره دنیا که تحت حاکمیت دانمارک، متحد خود آمریکا در ائتلاف ناتو است، پرداخته است.
او مینویسد: « ترامپ بار دیگر به رویای الحاق یا خرید گرینلند یا حمله به این قلمروی خودمختار دانمارک، متحد کشورش در ائتلاف ناتو، بازگشته است. آمریکا از سال ۱۹۵۱ تحت یک توافقنامه جداگانه پایگاههای نظامی در گرینلند را حفظ کرده است. ترامپ درباره تهدیدش علیه گرینلند گفت: "اگر راه آسان را انجام ندهیم، به سراغ راه سخت خواهیم رفت." او به تایمز گفت باید "مالکیت" این جزیره را داشته باشد چون "این از نظر روانی برای موفقیت لازم است." در مقابل رهبران فرانسه، آلمان و انگلیس با انتقاد از مواضع ترامپ گفتند گرینلند "متعلق به مردمش است". «استیون میلر»، معاون رئیس دفتر ترامپ اما ادعا کرد: "هیچکس حاضر نیست بر سر آینده گرینلند با آمریکا جنگ نظامی کند." مقامات دانمارک و گرینلند به مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا گفتند "اختلاف نظر اساسی" با واشنگتن دارند.»
بلومنتال نوشته است: «امپریالیسم ترامپ بر امپریالیسم شخصی خود او متمرکز است. «ولادیمیر لنین»، در جزوه جبرگرایانه خود، "امپریالیسم: بالاترین مرحله سرمایهداری" که در سال ۱۹۱۷ منتشر شد، توضیح داد که سرمایه مالی، استعمار را در جستجوی سود پیش میبرد و به رقابت قدرتهای بزرگ، جنگ جهانی و "انقلاب پرولتاریایی" منجر میشود. ترامپ اما لنین را وارونه میکند. او میخواهد سرمایهداران بیمیل را به ماجراجوییهای امپریالیستی غارتگرانه با پیامدهای نامشخص سوق دهد. ترامپ به بیان لنینی، نمایانگر پایینترین مرحله امپریالیسم است.»
به عقیده این تحلیلگر، دکترین ادعایی «دونرو» که توسط ترامپ مطرح شد با دیگر سیاستهای بدوی ارتجاعیاش همچون سیاست تحمیل تعرفههای تجاری (سیاستی که یادآور قانون تعرفه اسموت-هاولی در ۱۹۳۰ است که رکود بزرگ را تشدید کرد) تا سیاستهای مهاجرتی و اعمال محدودیتها و تبعیض های نژادی همخوانی دارد.
او تصریح میکند: «در حالی که ترامپ با ژست یک فاتح جهانی بر صحنه سیاست گام برمیدارد، نظرسنجی اخیر کوینیپیاک از آمریکاییها نشان میدهد که محبوبیت او و سیاستهایش به طرزی باورنکردنی در حال تحلیل رفتن است: ۵۷٪ مخالف با «اداره» ونزوئلا؛ ۷۳٪ مخالف با اعزام نیرو به آنجا؛ ۵۵٪ مخالف با تصرف و فروش نفت آن؛ ۸۶٪ مخالف تصرف نظامی گرینلند؛ ۵۵٪ مخالف خرید آن؛ و ۷۰٪ مخالف اقدام نظامی علیه ایران.
همچنین بر اساس نظرسنجی AP-NORC ؛ ۶۱ درصد آمریکاییها به طور کلی با تمامیت سیاست خارجی او مخالفند. نظرسنجی دیگر از سوی رویترز-ایپسوس نشان داد که تنها ۱۷٪ موافق تصرف گرینلند توسط ترامپ و ۴٪ موافق استفاده از نیروی نظامی هستند.»