العالم - یمن
«طوفان الجنید» کارشناس و تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بررسی تحولات جاری در یمن و نبردهای جاری ارتش این کشور با عربستان و عناصر وابسته به آن تلاش کرده است به این سوال پاسخ دهد که اقدامات دیپلماتیک بینالمللی و اقدامات سیاسی سازمان ملل به منزله طناب نجاتی برای جنبش انصارالله یمن است یا برای نجات عربستان سعودی است؟
این کارشناس و تحلیلگر مسائل خاورمیانه در مطلبی تحلیلی برای شبکه العالم نوشت: در سایه تشدید درگیریهای نظامی مداوم بین نیروهای مسلح یمن با عربستان سعودی و عناصر وابسته و هم پیمان ریاض در یمن و تحولات اخیر، سوالاتی در مورد ماهیت اقدامات دیپلماتیک جاری در منطقه مطرح میشود. این تحولات شامل اعمال محاصره دریایی عربستان از سوی دولت صنعا از ماه اوت گذشته و اعلام سیاست «محاصره در برابر محاصره» و «تشدید تنش نظامی در برابر تشدید تنش نظامی» است. این اقدامات دولت صنعا و ارتش یمن با هدف لغو محاصره ۱۲ ساله یمن، پایان دادن به حضور نظامی عربستان در یمن، تضمین خروج اشغالگران از خاک یمن و توقف دخالت در امور اقتصادی این کشور انجام میشود.
با این حال، عربستان سعودی به اقدامات نظامی و امنیتی خود ادامه داده و نیروهای مستقر در جبهههای مختلف را تقویت کرده و پشتیبانی لجستیکی و نظامی از نیروهای متحد خود ارائه میدهد. این امر به تشدید درگیریها در تعز، مارب، الجوف، البیضا و الضالع منجر شده است.
هنگامی که نیروهای مسلح یمن با این تجمعات نظامی مقابله و آنها را هدف قرار دادند - و با موفقیت مناطقی را که قبلاً در دست مزدوران سعودی بود آزاد کردند - عربستان سعودی به وخامت اوضاع پی برد. این امر به ویژه پس از آن بود که نیروهای مسلح یمن حملات دقیقی علیه منافع اقتصادی عربستان در مناطق جنوبی این کشور انجام دادند.
با شروع نتیجه دادن محاصره اقتصادی یمن علیه عربستان، ریاض مجبور شد که عناصر مسلح وابسته و متحد خود از جمله «تیپهای العمالقه»، نیروهای موسوم به «سپر میهن» و نیروهای «اضطراری» را مستقر کند. در عین حال، از جامعه بینالمللی، سازمان ملل و عمان درخواستهایی برای مداخله، انجام اقدامات دیپلماتیک و بازگرداندن طرفین به میز مذاکره شد.
با توجه به این روایت رسانههای مزدور که فرستاده سازمان ملل و کشور عمان برای مجبور کردن «جنبش انصارالله» به امتیازدهی آمدهاند، ما در پی تحلیل وقایع و روشن کردن حقیقت و پاسخ به این سوال هستیم که آیا اساسا این ادعا دقیق است یا واقعیت کاملاً خلاف آن را ثابت می کند؟
با توجه به موازنه قدرت در میدان نبرد- که به تدریج تغییر کرده و معادله بازدارندگی بین صنعا و ریاض را تغییر داده است، جنبش «انصارالله» با موفقیت از حالت دفاعی به حالت تهاجمی منتقل شده و در نتیجه شروط خود را در میز مذاکره تحمیل کرده است.
اول: معادله «محاصره در برابر محاصره» و تحمیل قواعد درگیری جدید
دادههای میدانی نشان میدهد که صنعا گامهای عملیاتی را با هدف قرار دادن شریانهای حیاتی اقتصادی برداشته است.
با مسدود کردن صادرات نفت و گاز از طریق دریای سرخ، تنگه باب المندب و دریای عرب، «انصارالله» موفق شد عملیات صادرات را فلج کند و مانع از پهلوگیری شرکتهای کشتیرانی در بنادر عربستان شود. این امر معادله جدیدی ایجاد کرد: ثبات اقتصادی و جریان منابع نفتی به طور متقابل است، به این معنی که یا همه طرفها سود میبرند یا همه دچار آسیب میشوند.
این تهدید استراتژیک، جامعه بینالمللی را مجبور به اقدام کرد و تلاشهای میانجیگری به رهبری عمان و سازمان ملل به جریان افتاد.
دوم: از میانجیگری تا انتقال شروط
از این منظر، فعالیت دیپلماتیک هیئتهای عمانی و سازمان ملل به عنوان یک «کانال اجباری» تلقی میشود که طرف مقابل برای پر کردن شکاف نظامی و جلوگیری از حملات مستقیم، به آن متوسل شده است.
*پایین آمدن عربستان از درخت (پیاده شدن از خر شیطان)
ریاض با درک این موضوع که هزینه ادامه جنگ یا محاصره بسیار بیشتر از هزینه تن دادن به خواستههای صنعا است، به دنبال یک استراتژی خروج سیاسی است که از تأسیسات حیاتی و پروژههای استراتژیک آن محافظت کند.
اعمال شروط مذاکره
صنعا از درخواست صرف لغو محاصره یمن به اعمال شروط جامع - مانند پرداخت حقوق بلوکه شده کارمندان یمنی، بازگشایی نامحدود بنادر و فرودگاههای یمن و خروج نیروهای خارجی از این کشور - تغییر موضع داده و این موارد را پیشنیاز هرگونه ترتیبات امنیتی منطقهای میداند.
سوم: واقعیت بازدارندگی نظامی
این معادله بر قابلیتهای نظامی بومی - از جمله پهپادها، موشکهای بالستیک و موشکهای کروز - متکی است که ثابت کردهاند قادر به حمله به عمق کشورهای همسایه و هدف قرار دادن اهداف حیاتی هستند. این امر باعث ایجاد ترس و عزم منطقهای برای جلوگیری از هرگونه دور جدید رویارویی با عواقب غیرقابل پیشبینی شده است.
در نتیجه، میانجیگری عمان صرفاً تلاشی برای کمک به صنعا نیست؛ بلکه سازوکاری سیاسی است که ریاض و قدرتهای بینالمللی برای عبور از این واقعیت نظامی و اقتصادی جدید و جلوگیری از تشدید گستردهتر و فراگیرتر اوضاع به کار گرفتهاند - بهویژه با توجه به توانایی نیروهای یمنی در حمله به قلب عملیات اقتصادی آرامکو و سایر زیرساختهای کلیدی اقتصادی و صنعتی در عربستان سعودی.