العالم - یمن
«طوفان الجنید» کارشناس و تحلیلگر عرب در مطلبی تحلیلی برای شبکه خبری العالم به دستاوردهای انقلاب ۲۱ سپتامبر یمن پرداخت و نوشت: این انقلاب به عنوان یکی از مهمترین نقاط عطف راهبردی در تاریخ معاصر یمن شناخته میشود. این رویداد، فراتر از یک خیزش مردمی ساده یا جنبش تودهای گذرا، از دیدگاه حامیانش نماد تولد اراده ملتی بود که میخواست هویت تمدنی خود را بازپس گیرد، زنجیرههای وابستگیِ خفتبار را درهم بشکند و معادلات بازدارندگی راهبردی را برقرار سازد؛ معادلاتی که حضور یمنی آزاد را به عنوان نیرویی قدرتمند در عرصه منطقهای و بینالمللی تثبیت میکرد.
انقلاب ۲۱ سپتامبر با هدف ریشهکن کردن آن نظام رو به زوال گذشته در یمن و پایان دادن قاطعانه به دوران سرسپردگی و وابستگی، اقدامات کلیدی و سرنوشتسازی را در پیش گرفت که مهمترین آنها عبارت بودند از:
درهمشکستن حلقههای سلطه گری بر یمن: تعطیلی دفاتر نظارتی خارجی و پایان دادن به نقش مستقیم سفارتخانههای صاحبنفوذ در مدیریت امور سیاسی و امنیتی.
بازیابی قطبنمای ملی: تقویت تصمیمگیری مستقل و حاکمیتی بر اساس منافع عالی ملی، به دور از دیکتهها و فشارهای خارجی.
آزادسازی اراده اقتصادی: مقابله با شرایط و سیاستهای بینالمللی که سلطه بر یمن و غارت ثروتهای آن را نهادینه کرده بودند.
طراحان و اربابان نظام سلطه و قیمومیت نمیتوانستند شاهد بازپسگیری آزادی و استقلال یمن توسط ملت آن باشند؛ از این رو، تهاجمی همهجانبه و محاصرهای شدید را علیه یمن آغاز کردند. با این حال، این چالشها در وجدان و آگاهی مردم یمن به آتشفشانهایی خروشان بدل شد و عزم راسخ آنان را برای مقاومت و ایستادگی تقویت کرد؛ امری که همزمان به توسعه صنایع نظامی و ایجاد توانمندیهای بازدارندگی راهبردی و میدانی انجامید. این مرحله سرنوشتساز با سه راهبرد کلیدی تعریف میشد:
۱- درهمشکستن تجاوزگری عربستان و هم پیمانانش و برقراری معادله بازدارندگی
ارتش و نیروهای مسلح یمن نبردی دفاعی و کمنظیر را علیه ائتلاف منطقهای متجاوز به یمن به پیش بردند. یگانهای موشکی و پهپادی یمن موفق شدند با اقدامات زیر، «موازنه بازدارندگی» را تحمیل کنند:
هدف قرار دادن شریانهای قدرت اقتصادی: حمله به تأسیسات اقتصادی و مراکز شرکت آرامکو در عمق خاک عربستان از جمله در مناطق «ابقیق»، «خریص» و «راس تنوره».
تحمیل معادله کاهش تنش: وادار کردن کشورهای عضو ائتلاف متجاوز به توقف عملیات نظامی مستقیم و تن دادن به فرآیندهای کاهش تنش و مذاکره.
۲- رویارویی مستقیم با ائتلاف آمریکا و انگلیس
با تغییر مسیر درگیری به سمت تقابل مستقیم با قدرتهای بزرگ غربی - که به دنبال حفظ منافع رژیم اسرائیل و اعمال هژمونی بر کشتیرانی دریایی بودند- مرحله جدیدی از رویارویی شکل گرفت که ویژگیهای آن عبارت بود از:
درهمشکستن هیبت ناوگان آمریکا: مقابله با حملات و هدف قرار دادن شناورهای نیروی دریایی، ناوهای هواپیمابر و کشتیهای جنگی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب.
اثبات حضور در عرصه دریایی: نشان دادن اینکه قلمرو یمن و گذرگاههای دریایی آن، عرصهای برای بهرهبرداری ناوگانهای خارجی نیست و موقعیت جغرافیایی این کشور میتواند به عنوان یک برگه راهبردی در درگیری به کار گرفته شود.
۳- مقابله با تجاوزگری صهیونیستی و حمایت از فلسطین
هویت عربی و اسلامی انقلاب یمن - آنگونه که در گفتمان سیاسی آن تبیین شده است- از طریق مشارکت مستقیم در رویارویی با رژیم صهیونیستی برای حمایت از مسئله فلسطین و یاریرسانی به غزه نمود پیدا کرد و اقدامات زیر صورت گرفت:
شکستن هیمنه و برتری رژیم اسرائیل: هدف قرار دادن مواضع راهبردی در عمق اراضی اشغالی این رژیم - بهویژه امالرشرش (ایلات) و یافای اشغالی- با استفاده از موشک و پهپاد.
محاصره دریایی: اعمال محدودیتهای گسترده بر کشتیرانیِ مرتبط با بنادر رژیم اسرائیل از طریق دریای سرخ، دریای عرب و اقیانوس هند. این امر به نوبه خود پیامدهای سنگینی برای تردد دریایی این رژیم بویژه در بندر ایلات ایجاد کرد.
سوم: از تأثیرگذاری داخلی تا راهبری راهبردی
یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب ۲۱ سپتامبر، دگرگونی وضعیت یمن از کشوری به حاشیه راندهشده و فاقد عاملیت، به بازیگری ژئوپلیتیک و محوری است که در یکی از حیاتیترین گذرگاههای دریایی جهان، از اهرم فشار برخوردار است.
اعمال حاکمیت بر گذرگاههای دریایی: بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی، آبهای سرزمینی و تنگه بابالمندب به عنوان عناصر قدرت راهبردی و تبدیل آنها به دژی مستحکم برای امنیت ملی.
تجسم بخشیدن به موضع اصولی یمن: پیوند دادن امنیت ملی یمن به آرمانهای حیاتی امت اسلام، که مسئله فلسطین در صدر آنها قرار دارد. بدین ترتیب، جایگاه یمن به عنوان ملتی با قدرت انتخاب و موضعی روشن که صدای آن قابل نادیده گرفتن نیست، تثبیت شد.
نتیجهگیری
در ذهنیت سیاسی حامیان آن، انقلاب ۲۱ سپتامبر صرفاً فصلی از تاریخ یمن نبود بلکه تحول راهبردی بود که مفاهیم حاکمیت، کرامت و تصمیمگیری مستقل را بازتعریف کرد.
مراحل گوناگون دفاع در برابر تجاوز عربستان، آمریکا و رژیم اسرائیل نشان داده است که ملتهایی که بر هویت خود تکیه میکنند، توانمندیهای خویش را میسازند و از ارادهای برای ایستادگی برخوردارند، قادرند تاریخساز باشند و حضور خود را در معادلات منطقهای تثبیت کنند و در برابر فشارها و چالشها از حاکمیت ملی خودشان دفاع کنند.
بدین ترتیب، انقلاب ۲۱ سپتامبر در چارچوب روایت سیاسی خود، همچنان یک نقطه عطف کلیدی محسوب میشود، یعنی لحظهای که یمن از وضعیتی که صرفاً تحت تأثیر رویدادها بود به سمت تلاش برای تاثیرگذاری بر رویدادها و از انتظار برای تصمیمات خارجی برای خودش به سوی تأکید بر حق تعیین سرنوشت و از حاشیه نشینی جغرافیایی به قلب معادلات راهبردی تغییر وضعیت داد.