العالم ـ آمریکا
بر اساس گزارش شبکه خبری العالم ، بحران اصلی در نبود قواعد نیست، بلکه در اجرای گزینشی آنهاست؛ جایی که اصولی چون حاکمیت، حمایت از غیرنظامیان و حقوق بینالملل که از مبانی ثابت این سازمان می باشد ، به موضوعاتی وابسته به محاسبات سیاسی تبدیل میشوند.
شایان ذکر است که این معضل در غزه بعد از تمام جنایاتی که رژیم صهیونیستی در برابر چشم جهانیان اعمال کرد بهروشنی نمایان شده است؛ مخصوصا آنجا که آمریکا از حق وتو خود در برابر طرح قطعنامهای که خواستار توقف دائمی و فوری درگیریها در فلسطین بود، استفاده کرد؛ آن هم در حالی که ده عضو منتخب شورای امنیت از آن حمایت میکردند.
این در حالی است که در نتیجه آن قطعنامهها و قوانین بینالمللی در مسیر سیاستهای دوگانه این سازمان همچنان ناتوان از تبدیل مواضع بینالمللی به الزامی واقعی باقی ماندهاند.
در همین راستا ، این سازمان در پروندههای دیگری چون بحران اوکراین، تجاوز به ایران، یمن، لبنان و کرانه باختری در فلسطین، همین دوگانگی را آشکار کرده است.
از این رو ، تحولات اخیر، پرسشی گستردهتر درباره استقلال نهادهای عدالت بینالمللی مطرح میکند؛ چرا که دولت دونالد ترامپ در تدارک اعمال تحریمهایی علیه کل دیوان کیفری بینالمللی است؛ اقدامی که ممکن است در جریان نشستهای مجمع عمومی سازمان ملل اعلام شود.
تحریمهای احتمالی شامل ممنوعیت ارائه کمکهای مالی، کالا و خدمات آمریکاییها و شرکتهای آمریکایی به این دادگاه است؛ موضوعی که میتواند عملیات مالی، تحقیقات و خدمات فناوری آن را مختل کند.
این در حالی است که پیشتر نیز تحریمهایی علیه قضات و دادستانهای این نهاد از سوی دولت دونالد ترامپ بر دادگاه لاهه «دیوان کیفری بینالمللی» اعمال شده بود.
یاد آور می شود که ، قواعد بینالمللی وجود دارند و قطعنامهها پشت سر هم در سازمان ملل صادر میشوند، اما توان اجرای آنها همچنان به اراده قدرتهای بزرگ و در راس آنها آمریکا گره خورده است.
این وضعیت سازمان ملل را در برابر انتخابی بنیادین قرار میدهد؛اولا آیا میتواند قدرت را تابع قانون کند، ودوما آیا مدیریت بحرانها همچنان بازتابی از همان توازن قدرت باقی خواهد ماند؟