العالم - لبنان
سید حسن نصرالله در مقام «آزادیبخش وطنها» و «شهیدان ترور شده»
هنگامی که سید حسن نصرالله را در میان بزرگترین شخصیتهای سیاسی تاریخ که وطنهای خود را آزاد کردهاند قرار میدهیم، با الگویی تکرارشونده در تاریخ روبرو میشویم: رهبرانی که چشمانداز استراتژیک را با توانایی بسیج تودهها پیوند میزنند و صداقتی دارند که کلماتشان به عمل تبدیل میشود. این ویژگی در تجربیاتی چون سیمون بولیوار در آمریکای جنوبی، جمال عبدالناصر در مصر و دیگرانی که نامشان با آزادی از سلطه بیگانگان گره خورده، دیده میشود.
تفاوت اصلی اینجاست که سید حسن نصرالله یک «رهبر دولتی» به معنای سنتی نبود. او بر کرسی ریاست ننشست، پیمان صلح امضا نکرد و در کاخهای رسمی با رؤسای جمهور ملاقات نکرد. با این حال، کلمات او جنگها را متوقف میکرد و دولتها را به لرزه میانداخت و تهدیدهای او پیش از هر کسی، از دشمن تا دوست، به عنوان «خط قرمز» شناخته میشد. در سال ۲۰۰۶، یک نظرسنجی اسرائیلی نشان داد که ۸۵ درصد اسرائیلیها حرفهای سید نصرالله را بیش از حرفهای رهبران و حاکمان خود باور میکنند. این اعتبار در دنیای سیاست، ارزشی کمیاب است که نه با پول خریدنی است و نه با تقلید و الگوبرداری ساخته میشود.
همچنین، او را میتوان در فهرست شخصیتهای بزرگی دانست که در طول تاریخ توسط دشمنان ترور شدند؛ از جان اف. کندی و مارتین لوتر کینگ گرفته تا رهبرانی که رژیم صهیونیستی در مسیر مبارزه، آنها را هدف قرار داد، همچون شیخ احمد یاسین، سید عباس موسوی و فؤاد شکر. اما آنچه سید نصرالله را متمایز میکند، این است که او تنها یک رهبر سیاسی یا فرمانده نظامی نبود؛ او همزمان سه نقش داشت: رهبر سیاسی که سخنانش منطقه را منجمد میکند، فرمانده نظامی که از اتاقهای عملیاتی پنهان، نبردهای بزرگ را مدیریت میکند و رهبر معنوی که به پیروانش معنا و هدف میبخشد. همین تلاقی نقشها بود که او را به هدفی استراتژیک تبدیل کرد و شهادت او را به رویدادی سرنوشتساز در تاریخ این درگیریها بدل ساخت.
سید نصرالله و «آغوش گشوده برای همه فرقهها»؛ از چارچوب مذهبی تا وسعت میهنی
یکی از ملموسترین ابعاد شخصیت سید حسن نصرالله، توانایی او در تبدیل حزبالله از یک جنبش مقاومت شیعه به یک قدرت ملی است که پناهگاه همه لبنانیهاست. در کشوری که میان هجده فرقه مختلف تقسیم شده و بر پایه اختلافات مذهبی گسسته شده است، سید نصرالله شخصیتی بود که حتی مخالفان سیاسیاش برای او احترام قائل بودند.
او در سخنرانی مشهور خود به مناسبت جنگ ژوئیه، به صراحت اعلام کرد: «ما میخواهیم لبنان کشوری برای همه باشد، برای همه فرزندانش و همه فرقههایش. ما به دنبال تغییر ساختار سیاسی یا تسلط بر لبنان نیستیم.» این کلمات صرفاً یک تاکتیک سیاسی نبود، بلکه بازتابی از یک چشمانداز استراتژیک بود که معتقد بود مقاومت اگر در حصار یک فرقه باقی بماند، موفق نخواهد شد.
شواهد حمایت او از تمامی طیفها بیشمار است. نجیب میقاتی، نخستوزیر سنی، با وجود اختلافات سیاسی، همواره مواضع حمایتگرانه نسبت به مقاومت داشت. ولید جنبلاط، رهبر دروزیها که سالها با حزبالله دشمنی داشت، در لحظات حساس اعلام کرد که در برابر دشمن صهیونیستی در کنار حزبالله و محور مقاومت ایستاده است. حتی در میان مسیحیان، همافزایی با جریان ملی مسیحی به رهبری میشال عون، دستاوردی بیسابقه بود که برای نخستین بار میان یک قدرت نظامی شیعه و بزرگترین حزب مسیحی مارونی، اتحاد استراتژیک ایجاد کرد.
این حمایتها نه از سر گذشتن از اصول، بلکه بر پایه ایمان به این حقیقت بود که آرمان مقاومت فراتر از هر فرقه است. سید نصرالله درهای خانهاش را به روی سنیها، مسیحیها و دروزیان گشود؛ به خانههای آنها رفت، در شادیها و غمهایشان شریک شد و با حضور در میان مردم در محلههای مختلف، نشان داد که رهبری نیازی به تریبونهای رسمی ندارد تا به مردم نزدیک باشد.
سید نصرالله و «وعده صادق»؛ معادله جدید بازدارندگی
آنچه سید نصرالله را از اکثر رهبران عرب متمایز میکرد، تنها قدرت سخنوری نبود، بلکه توانایی او در عملی کردن وعده هایش بود. در دنیای سیاست عرب که وعدهها بسیار اما اجرا اندک است، سید نصرالله پدیدهای نادر بود؛ او وعده میداد و عمل میکرد. رژیم صهیونیستی نه تنها از موشکها و جنگجویان او، بلکه از قدرت او در تغییر قواعد بازی منطقهای بیم داشت.
این اعتبار، به آنچه «معادله بازدارندگی سید نصرالله» مینامند، تبدیل شد. دشمن میدانست تهدیدات او صرفاً شعار نیست و به همین دلیل تمام کلمات او را با دقت و ترس بررسی میکرد. از سال ۲۰۰۰، زمانی که او اسرائیل را مجبور به عقبنشینی از جنوب لبنان کرد، تا سال ۲۰۰۶ که مقاومت در برابر جنگ ۳۳ روزه ایستادگی کرد، او ثابت کرد که مقاومت میتواند معادلات جدیدی را دیکته کند.
سیدِ مقاومت در زمره «اوتاد»
در میراث عرفانی اسلام، مفهومی به نام «اوتاد» وجود دارد؛ گروهی برگزیده از انسانها که گفته میشود که خداوند به برکت وجود آنان ، جهان را حفظ کرده است و آنها نیروهای خیر در برابر فساد و ویرانی هستند. اگر این توصیف صادق باشد، سید حسن نصرالله یکی از اوتاد این امت بود. او تنها یک سیاستمدار یا نظامی نبود، بلکه نماد یک پروژه بود: پروژه رد سلطه، مبارزه با اشغالگری و بازپسگیری عزت و کرامت.
نویسنده و تحلیلگر: احسان پرسا