تحلیل روز| کوه صبر و دژ العروس؛ کلید تسلط بر باب‌المندب، از تعز تا شاخ آفریقا

دوشنبه 13 مهر 1405
14:53
تحلیل روز| کوه صبر و دژ العروس؛ کلید تسلط بر باب‌المندب، از تعز تا شاخ آفریقا کوه صبر و دژ العروس در ارتفاعات تعز، از منظر جغرافیایی و راهبردی، حلقه‌ای میان عمق زمینی تعز، سواحل غربی یمن، باب‌المندب و جزیره میون به شمار می‌روند؛ موقعیتی که می‌تواند اهمیت ویژه‌ای در سامانه‌های دیده‌بانی، ارتباطی و هشدار منطقه‌ای داشته باشد و جغرافیای تعز را به تحولات پیرامون باب‌المندب و حتی حوزه خلیج عدن و شاخ آفریقا پیوند دهد.

العالم - یادداشت

"عدنان عبدالله سرور الجنید" نویسنده و تحلیلگر یمنی با انتشار مطلبی تحلیلی برای سایت شبکه خبری العالم، به بررسی جایگاه کوه صبر و دژ العروس پرداخته و می نویسد: اگر جغرافیا زبان خاموشی است که راهبردهای بزرگ با توجه به آن تحلیل می شوند، کوه صبر برای بیان اهمیت خود به توضیح چندانی نیاز ندارد و در بررسی امنیت ملی و سواحل غربی یمن، باید جایگاه کوه صبر و دژ العروس را به‌عنوان یک گره مرتفع که تعز را به عمق غربی آن متصل می‌کند، مورد بازنگری قرار داد؛ چرا که این موقعیت می‌تواند به سامانه‌های دیده‌بانی، ارتباطی و هشدار در قبال مناطق "المخا"، "باب‌المندب"، "جزیره میون"، "خلیج عدن" و "شاخ آفریقا" ارزش افزوده بدهد.

به تحلیل نگارنده؛ این دیدگاه به معنای تقلیل باب‌المندب به یک کوه نیست؛ زیرا این تنگه یک منظومه کامل دریایی و جغرافیایی بین‌المللی است وکنترل یک ارتفاع مسلط در این منظومه می‌تواند ارزش راهبردی قابل توجهی در شناخت و اشراف بر این حوزه ایجاد کند.

تعز؛ عمق زمینی باب‌المندب

الجنید معتقد است تعز صرفا یک استان کوهستانی نیست، بلکه منطقه‌ای انتقالی میان ارتفاعات و سواحل غربی است و راه‌های آن به المخا و حوزه منتهی به باب‌المندب متصل می‌شود.

از نگاه وی، امنیت تنگه تنها از آب آغاز نمی‌شود، بلکه به عمق زمینی‌ای امتداد می‌یابد که از ساحل حفاظت می‌کند و بر مسیرهای حرکت و پشتیبانی تأثیر می‌گذارد؛ از همین رو جغرافیای کوه صبر اهمیت پیدا می‌کند.

صبر و العروس؛ نگهبان مرتفع

این نویسنده یمنی با اشاره به ارتفاع کوه صبر می‌نویسد این کوه حدود ۳۰۷۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و قله دژ العروس حدود ۱۵۰۰ متر بالاتر از شهر تعز قرار گرفته است و این ارتفاع صرفا یک ویژگی طبیعی نیست؛ زیرا در جنگ‌های مدرن، ارتفاع به عاملی برای دید، حسگری، ارتباطات و هشدار تبدیل می‌شود.

از چنین قله مرتفعی، بسته به نوع سامانه‌های مورد استفاده، می‌توان افق دیده‌بانی دریایی، زمینی و الکترونیکی را گسترش داد و محورهای حرکتی‌ای را که به دلیل عوارض زمین از دید مواضع کم‌ارتفاع خارج هستند، زیر نظر گرفت؛ از همین رو، دژ العروس صرفا قله‌ای بر فراز تعز نیست، بلکه رأس یک گره جغرافیایی است که می‌تواند با سامانه‌های دیده‌بانی و ارتباطی امتدادیافته به سوی ساحل پیوند بخورد.

العروس؛ از اشراف بر باب‌المندب تا میون

مهم‌ترین ارزش العروس در موقعیت آن بر نقشه دریایی است. حوزه جغرافیایی جنوب غربی تعز به سمت المخا، ذباب و باب‌المندب امتداد می‌یابد، در حالی که جزیره میون در قلب تنگه قرار دارد و دو مسیر کشتیرانی آن را از یکدیگر جدا می‌کند. بر باریک‌ترین بخش‌های باب‌المندب نیز اشراف دارد و همین مسئله، اهمیت مستمر آن را در محاسبات راهبردی توضیح می‌دهد.

ارتفاع العروس می‌تواند به هر سامانه دیده‌بانی مستقر در آن، برتری جغرافیایی در رصد حوزه دریایی نزدیک بدهد؛ از جمله حرکت کشتی‌ها و گذرگاه‌های پیرامون باب‌المندب و میون.

با این حال، میزان واقعی کشف به نوع رادار، ارتفاع هدف و شرایط جغرافیایی و جوی بستگی دارد و ارتفاع، تضمینی خودکار برای کشف هر هدف نیست.

از باب‌المندب تا سومالی و شاخ آفریقا

به نوشته الجنید، اهمیت العروس در خود تنگه باب‌المندب متوقف نمی‌شود؛ زیرا باب‌المندب به خلیج عدن گشوده می‌شود و این خلیج میان یمن و شاخ آفریقا امتداد دارد و از آنجا به دریای عرب و اقیانوس هند می‌رسد.

این ارتفاع می‌تواند در چارچوب شبکه‌ای گسترده‌تر، به یک گره هشدار منطقه‌ای تبدیل شود؛ شبکه‌ای که رصد حوزه ساحلی غربی، پیگیری حوزه دریایی پیرامون میون و باب‌المندب و اتصال اطلاعات دریافتی از ساحل به حوزه خلیج عدن و شاخ آفریقا را دربرگیرد.

این تحلیلگر، در عین حال هشدار می‌دهد که ادعای توانایی این قله برای رصد سومالی یا تمام دریای عرب به‌تنهایی، ساده‌سازی موضوع است؛ زیرا برد واقعی به توانمندی سامانه مورد استفاده، خط دید و ماهیت اهداف بستگی دارد.

تاریخ؛ گواه اهمیت کوه صبر

اهمیت کوه صبر به امروز بازنمی‌گردد. منابع تاریخی آن را دژی مستحکم توصیف کرده‌اند و قدرت‌ها و حکومت‌های مختلفی، از صلیحیان و زریعیان گرفته تا ایوبیان، رسولیان، طاهریان و عثمانیان، بر آن تسلط داشته‌اند.

این سابقه تاریخی نشان می‌دهد قدرت‌هایی که بر تعز حکومت می‌کردند، از قرن‌ها پیش ارزش ارتفاعات را در حفاظت از شهر و کنترل پیرامون آن درک کرده بودند.

فناوری مدرن ارزش این کوه را از نو تعریف کرده است؛ به‌گونه‌ای که دژ قدیمی می‌تواند، در اصل، به یک گره حسگری، ارتباطی و هشدار در چارچوب یک منظومه مدرن تبدیل شود.

الصراری، الجنید و الرمیمه؛ زمانی که جغرافیا به انسان تبدیل می‌شود

در بخش دیگری از این یادداشت، الجنید از جغرافیا به انسان می‌رسد و می‌نویسد الصراری، آل‌الجنید، آل‌الرمیمه و شریف‌های صبر، گروه‌های اجتماعی مرتبط با این حوزه کوهستانی هستند و رویدادهای الصراری با گزارش‌هایی درباره کشتار، بازداشت، آوارگی و تخریب خانه‌ها و اموال همراه بوده است.

الجنید با اشاره به دیدگاه سید عبدالملک الحوثی می‌نویسد که در این قرائت، آوارگی روستاهای الصراری با خدمت به پروژه صهیونیستی مرتبط دانسته شده است.

وی سپس این پرسش راهبردی را مطرح می‌کند که وقتی ترکیب جمعیتی یک منطقه حساس از نظر جغرافیایی تغییر می‌کند، چه اتفاقی برای جغرافیای آن رخ می‌دهد؟

آوارگی تنها جمعیت را تغییر نمی‌دهد، بلکه می‌تواند محیط اجتماعی و سیاسی یک مکان را نیز تغییر دهد.

از همین رو رویدادهای الصراری در گفتمان دولت صنعا، در چارچوب نزاعی گسترده‌تر بر سر جغرافیا و حاکمیت خوانده می‌شود.

الجرادی؛ وقتی باب‌المندب در قلب صحنه قرار گرفت

الجنید در ادامه، به روایت سیاسی درباره الصراری و صبر و آنچه درباره فرمانده نظامی، ابوشهید الجرادی، مطرح شده است، می‌پردازد.

در ادبیات سیاسی مرتبط با این رویدادها آمده است که هنگامی که الجرادی پا به کوه صبر گذاشت، این اقدام موجب نگرانی اسرائیل شد و این روایت، تحول مذکور را به یاوه گویی های بنیامین نتانیاهو مرتبط می‌کند که در آن هشدار داده بود: "باب‌المندب در خطر است".

این روایت در ادبیات سیاسی یمن منتشر شده و صراحتا از رسیدن الجرادی به صبر و ارتباط آن با نگرانی نتانیاهو درباره باب‌المندب سخن می‌گوید.

وی در عین حال تصریح می‌کند که صرف‌نظر از میزان اثبات تمامی جزئیات این روایت، دلالت راهبردی آن شایسته تأمل است؛ زیرا هنگامی که صبر از زاویه باب‌المندب دیده شود، این کوه از یک موقعیت محلی به بخشی از محاسبات جغرافیایی فراتر از خود تعز تبدیل می‌شود.

آوارگی؛ از نزاع محلی تا خوانش طرح منطقه‌ای

الجنید در تشریح خوانش سیاسی مورد تأکید دولت صنعا می‌نویسد که آوارگی روستاهای الصراری صرفاً نتیجه‌ای خودجوش از یک نزاع محلی تلقی نمی‌شود، بلکه بخشی از روندی گسترده‌تر دانسته می‌شود.

این خوانش بر آن است که طراحی این روند در واشنگتن و تل‌آویو انجام شده و عوامل و مزدوران در میدان، اجرای آن را بر عهده داشته‌اند؛ با هدف تخلیه منطقه از حاضنه اجتماعی خود و ایجاد تغییر در محیط اجتماعی و جغرافیایی یک موقعیت حساس.

این توصیفی سیاسی است که باید به این خوانش نسبت داده شود و نباید آن را به‌عنوان واقعیتی مستقل که تمامی جزئیات آن اثبات شده است، ارائه کرد.

نویسنده با این حال می‌پرسد تخلیه یک منطقه کوهستانی دارای ارزش جغرافیایی از ساکنانش و سپس بازتعریف حضور اجتماعی و سیاسی در آن، چه معنایی دارد؟

از همین رو، موضوع خانواده‌های آواره از آل‌الجنید و آل‌الرمیمه، بُعدی فراتر از پرونده انسانی پیدا می‌کند و به پرسشی درباره حاکمیت و جغرافیا تبدیل می‌شود.

اگر قرائت سید عبدالملک الحوثی بر این باور باشد که آوارگی در خدمت پروژه صهیونیستی قرار گرفته است، بازگرداندن حضور ملی در این جغرافیا، در گفتمان دولت صنعا، به‌عنوان نقطه مقابل این روند مطرح می‌شود.

قدرت و ضعف؛ قله همه‌چیز نیست

ارزیابی وضعیت بدون توجه به نقاط ضعف کامل نمی‌شود. قله‌های مرتفع بیشتر در معرض شناسایی هوایی و فضایی قرار دارند و تأسیسات ثابت در آنها نیز قابل رصد و هدف قرار گرفتن هستند.

او همچنین تأمین، انرژی و ارتباطات را از چالش‌های مستمر می‌داند و معتقد است تأمین امنیت دامنه‌ها و مسیرهای دسترسی، اهمیتی کمتر از کنترل خود قله ندارد.

از این رو، ارزش راهبردی العروس تنها به ارتفاع آن وابسته نیست، بلکه در توانایی ادغام ارتفاع با دیده‌بانی، ارتباطات، حفاظت و پایداری نهفته است.

جمع‌بندی؛ از صبر تا میون، یک نقشه واحد

الجنید در جمع‌بندی این یادداشت می‌نویسد که معادله دقیق‌تر این نیست که «صبر برابر با باب‌المندب است»، بلکه:

صبر یک گره مرتفع است، العروس قله آن، تعز عمق شهری آن، المخا امتداد ساحلی آن، میون یک گره دریایی و باب‌المندب دروازه‌ای به سوی خلیج عدن و شاخ آفریقاست.

هنگامی که این عناصر در یک نقشه واحد قرار می‌گیرند، ارزش راهبردی واقعی آنها آشکار می‌شود.

کوه صبر به‌تنهایی بر دریا مسلط نیست، اما از ارتفاع خود به سامانه‌های دیده‌بانی، حوزه جغرافیایی مهمی به سوی ساحل، باب‌المندب و میون می‌دهد و امکان ارتباط جغرافیایی به سوی خلیج عدن و شاخ آفریقا را فراهم می‌کند.

العروس نیز به‌تنهایی بر آسمان مسلط نیست، اما می‌تواند بخشی از یک شبکه گسترده‌تر هشدار و ارتباطات باشد.

هرکس می‌خواهد امنیت باب‌المندب را درک کند، باید تعز را بخواند؛ و هرکس می‌خواهد تعز را درک کند، باید کوه صبر را بخواند؛ و هرکس می‌خواهد صبر را درک کند، باید از دژ العروس آغاز کند.

کوه به‌تنهایی بر زمین، هوا و دریا مسلط نیست؛ اما کلیدی از کلیدهای عمق جغرافیایی را در اختیار دارد؛ عمقی که سه حوزه زمین، هوا و دریا در آن با یکدیگر تلاقی می‌کنند.

0% ...

آخرین اخبار

تحلیل روز| کوه صبر و دژ العروس؛ کلید تسلط بر باب‌المندب، از تعز تا شاخ آفریقا


ویدئوگرافیک| جنگ افروزی های مداوم؛ هزینه سنگین انسانی، نظامی و اقتصادی اسرائیل+ فیلم


تعطیلی مدارس فرانسه و پیوستن اتحادیه‌های معلمان به معترضان


پژوهشگاه فضایی ایران: با وجود خسارات جنگ، پروژه‌های فضایی از سر گرفته شد


نیویورک تایمز: بمب افکن‌های آمریکایی فرار را بر قرار ترجیح دادند


"جسور"؛ روایت تلاقی تمدن‌ها، از بحران‌های دیروز تا پیچ تاریخی امروز منطقه+ ویدیو


ویدئوگرافیک| غزه پس از سه سال ویرانگری؛ چگونه جنگ چهره این منطقه را تغییر داد؟


تقویت حضور نظامی استونی در نزدیکی مرز با روسیه


نواف سلام: اسرائیل باید به‌طور کامل از لبنان عقب‌نشینی کند


جزئیات انتقال ۱۷ شهروند ایرانی از زندان‌های امارات به کشور