العالم - آمریکا
«ماریا شیتکات» روز سهشنبه ۲۸ مهرماه با حضور در سفارت جمهوری اسلامی ایران در مکزیکوسیتی اثر هنری خود را به «ابوالفضل پسندیده» سفیر ایران در مکزیک، تقدیم کرد؛ این اثر با استفاده از کاغذ، مقوا و مواد بازیافتی خلق شده و روایتگر اندوه کودکان جانباخته میناب و همدردی با خانوادههای آنان است.
این هنرمند مکزیکی هنگام سخن گفتن از کودکان میناب نتوانست اشکهای خود را پنهان کند و با تأکید بر اینکه جنگ میتواند جسمها را نابود کند، اما رؤیاهای کودکان را از میان نمیبرد، ابراز امیدواری کرد پیامش به مادران داغدار میناب برسد. اما این دیدار، صرفاً مراسم اهدای یک اثر هنری نبود. روایت زنی بود که هزاران کیلومتر دورتر از میناب، درد کودکان جانباخته را درد خود میدانست؛ زنی که هنگام سخن گفتن از آنان، نتوانست اشکهایش را پنهان کند و آرزویش را چنین بیان کرد: رساندن پیامش به مادران میناب و بیدار کردن وجدان جهانی در برابر جنایت جنگی و کشتار انسانهای بیگناه.
از کلاس درس تا پرواز پروانهها
در تابلوی ماریا، کودکان میناب به پروانههایی تبدیل شدهاند که به سوی خورشیدی در آسمان ایران پر میکشند. در پایین اثر، مدرسه و نام «Minab۱۶۸» دیده میشود؛ نشانی از کودکانی که نام و خاطرهشان نباید هرگز در میان اخبار گم شود. کتابها و وسایل مدرسه، یادگار روزهایی هستند که باید با درس خواندن، بازی، خنده و رؤیاهای کودکانه میگذشتند؛ روزهایی که قرار بود آینده را بسازند، نه اینکه در نخستین روز تجاوز آمریکایی-صهیونی قربانی شوند.
در میان این تصویر، گلی نیز دیده میشود؛ نمادی از زندگی و امید، از اینکه حتی در دل ویرانی، چیزی از جنس عشق میتواند زنده بماند. پروانهها در این اثر، تنها نماد پرواز نیستند؛ آنها تصویر کودکانی هستند که جسمشان از میان ما رفته، اما داستانشان نباید پایان یابد. خورشید ایران، در این روایت، مقصد پرواز آنهاست؛ سرزمینی که همچنان آنان را دوست دارد، به یاد میآورد و اجازه نمیدهد خاطرهشان خاموش شود.
ماریا در توضیح اثر خود میگوید: این اثر از رویدادی متولد شد که هرگز نباید اتفاق میافتاد؛ از کودکانی که قربانی جنگی شدند که هرگز نباید آغاز میشد. جنگ توجیه ناپذیر آمریکایی صاحبان رؤیاهای طلایی را به شهادت رساند.
او سپس جملهای میگوید که گویی تمام معنای تابلو در آن خلاصه شده است: جنگ میتواند جسمها و مواد را نابود کند، اما رؤیاها و داستانها حاضر نیستند از میان بروند. این داستانها در خانوادههایی باقی میمانند که هنوز فرزندانشان را دوست دارند؛ در قلب مادرانی که هیچ فاصلهای، هیچ مرزی و هیچ روایتی نمیتواند پیوندشان با فرزندانشان را از بین ببرد.
هنرمندی که به دورریختنیها، زندگی دوباره میبخشد
ماریا شیتکات سالها در حوزه مهندسی سایبرنتیک فعالیت کرده است، اما در مسیر زندگی هنری خود، راهی متفاوت برای بیان احساسات و دغدغههایش یافته است. او با استفاده از کاغذ، مقوا و مواد بازیافتی، به چیزهایی که دیگران دور میاندازند، زندگی تازهای میبخشد. مواد بیاستفاده در دستان او به تصویر، معنا و احساس تبدیل میشوند. این ویژگی در «پروانههای میناب» معنایی فراتر از یک شیوه هنری پیدا کرده است: همانگونه که مواد دورریختنی میتوانند دوباره جان بگیرند، خاطره کودکان نیز نباید زیر آوار فراموشی مدفون شود. در این اثر، هنر نه برای تزئین دیوار، بلکه برای بیدار کردن وجدانها به کار گرفته شده است؛ تلاشی برای اینکه نام کودکان میناب از قاب یک تابلو فراتر رود و به حافظه جمعی انسانها راه پیدا کند.
آرزو دارم پیامم به مادران میناب برسد
ماریا در دیدار با سفیر ایران، با چشمانی اشکآلود از احترام و علاقه عمیق خود به مردم ایران سخن گفت. او تأکید کرد که این اثر را در واکنش به رویدادی خلق کرده که به باور او، هرگز نباید رخ میداد. او میخواهد مادران میناب بدانند که رنجشان در مرزهای ایران محصور نمانده است؛ اینکه در گوشهای دیگر از جهان، انسانی هست که نام فرزندان آنان را میشنود، به یادشان میاندیشد و نمیخواهد دنیا به مرگ کودکان عادت کند.
شاید ماریا هرگز نتواند اندوه آن مادران را از میان ببرد؛ شاید هیچ هدیهای نتواند جای خالی کودکی را در آغوش مادرش پر کند. اما او کوشیده است کاری انجام دهد که در توانش بوده: تبدیل اندوه به اثر هنری، همدردی به کنش و سکوت به پیام. این همان نقطهای است که «پروانههای میناب» از یک تابلو فراتر میرود؛ به نامهای بیکلام از یک بانوی مکزیکی به مادرانی ایرانی تبدیل میشود که شاید هرگز او را از نزدیک نبینند.
سفیر ایران: میناب، درد مشترک همه بشریت است
سفیر جمهوری اسلامی ایران در مکزیک، هنگام دریافت این اثر، با قدردانی از اقدام ماریا شیتکات، بر ارزش حضور انسانهایی در جامعه مکزیک تأکید کرد که در برابر رنج دیگران بیتفاوت نمیمانند.
او گفت این تابلو برای ایران ارزشی بینهایت دارد؛ زیرا هنرمند آن را با قلب خود آفریده است و برای درک پیامش، به ترجمه نیاز نیست.
سفیر ایران با اشاره به اینکه میناب دردی مشترک برای همه جهان است، تأکید کرد که نباید اجازه داد کشتار کودکان و انسانهای بیگناه به پدیدهای عادی در جهان تبدیل شود.
پسندیده تصریح کرد که جامعه جهانی باید صدای خود را برای پاسخگو کردن مسئولان این جنایات بلند کند و اجازه ندهد رنج قربانیان در هیاهوی سیاست و جنگ به فراموشی سپرده شود.
در این دیدار، یک هنرمند مکزیکی و نماینده دیپلماتیک ایران، در نقطهای مشترک به هم رسیدند: دفاع از حرمت جان انسانها و ضرورت زنده نگه داشتن یاد کودکانی که فرصت زندگی از آنان گرفته شد.
وقتی شواهد نیز از ضرورت پاسخگویی میگویند
حمله به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ که طی آن ۱۶۸ کودک و معلم های آنها بر اثر اثابت مستقیم چند موشک جان باختند، همزمان با آغاز تجاوز نظامی علیه ایران، رخ داد. بررسیهای تصویری و گزارشهای تحقیقی رسانههای آمریکایی، از جمله نیویورکتایمز، شواهدی درباره اصابت موشکهای تاماهاوک آمریکا به دبستان دخترانه ارائه کردند. گزارشهای بعدی نیز پرسشهای جدی درباره اطلاعات هدفگیری و مسئولیت ایالات متحده در حمله مستقیم به غیرنظامیان را مطرح کردند. این شواهد، ضرورت بررسی مستقل و پاسخگویی درباره جانباختن کودکان را دوچندان میکند. از همین روست که یادآوری میناب، تنها بازگویی یک واقعه نظامی نیست؛ دفاع از این اصل انسانی است که کودکان نباید بهای جنگ را بپردازند و هیچ جامعهای نباید در برابر مرگ آنان بیتفاوت بماند.
پروانههایی که نباید فراموش شوند
ماریا شیتکات اثرش را با این آرزو به سفارت ایران آورد که روزی پیام آن به مادران میناب برسد. شاید این تابلو هرگز نتواند به اندازه یک آغوش واقعی تسلیبخش باشد؛ اما میتواند حامل پیامی باشد که هیچ مرزی آن را محدود نمیکند. پیامی از مکزیک به ایران؛ از قلب یک هنرمند به قلب مادرانی که فرزندانشان را از دست دادهاند.
او با تکههایی از کاغذ و مقوا، پروانههایی آفریده است که قرار نیست تنها در قاب یک تابلو محبوس بمانند. آنها آمدهاند تا از میناب بگویند، از رؤیاهایی که نیمهتمام ماندند و از جهانی که هنوز باید در برابر مرگ کودکان، احساس مسئولیت کند. شاید ماریا نتواند فرزندان میناب را به آغوش مادرانشان بازگرداند؛ اما میتواند به جهان یادآوری کند که آنها فراموش نمی شوند.