تحلیل روز؛ درآمد تسلیحاتی در جیب غرب؛ جنگ و بی‌ثباتی سهم جهان عرب

شنبه 2 آبان 1405
16:43
تحلیل روز؛ درآمد تسلیحاتی در جیب غرب؛ جنگ و بی‌ثباتی سهم جهان عرب در حالی که کشورهای عربی سالانه صدها میلیارد دلار برای خرید تسلیحات هزینه می‌کنند، اما هر یک به نوعی همچنان درگیر جنگ‌های خونین بوده و هستند.

العالم - یادداشت

دکتر عدنان منصور در یادداشت روز خود با اشاره به گسترش جنگ‌ها و درگیری‌های خونین در سومالی، لیبی، سودان، یمن، غزه، کرانه باختری، لبنان، سوریه و عراق، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا جهان عرب، به‌ویژه منطقه غرب آسیا، محکوم است همچنان هیزم آتش جنگ‌ها، هرج‌ومرج و درگیری‌های داخلی باقی بماند؟

وی می‌پرسد چرا در شرایطی که بخش عمده‌ای از ملت‌های جهان از امنیت و ثبات برخوردارند، غرب آسیا به بستری برای جنگ‌های داخلی و منطقه‌ای و حتی درگیری میان اعضای یک ملت واحد تبدیل شده است... چه کسانی از این جنگ‌ها حمایت می‌کنند و با تأمین منابع مالی و تسلیحات، به آن‌ها دامن می‌زنند؟ آیا غرب و رژیم صهیونیستی در تشدید تنش‌های مذهبی، ملی، فرقه‌ای و قومی و حمایت مستقیم یا غیرمستقیم از طرف‌های درگیر نقشی ندارند؟

این مقام پیشین لبنانی همچنین این پرسش را مطرح می‌کند که آیا رهبران کشورهای منطقه ابعاد پیامدهای تجاوزگری "اسرائیل" و خطرات آن برای ملت‌ها و کشورهای خود را به‌درستی درک کرده‌اند؟ سیاست‌های توسعه‌طلبانه تل آویو در سرزمین‌های عربی چه معنایی دارد و چرا غرب ترجیح می‌دهد خاورمیانه همچنان کانون جنگ و درگیری باقی بماند؟

از نگاه منصور، هدف کشورهای عربی از خرید حجم عظیمی از تسلیحات نیز جای تأمل دارد؛ به‌ویژه آنکه این کشورها همچنان در تقویت توان دفاعی و حفظ امنیت ملی خود با چالش روبه‌رو هستند.

هزینه‌های کلان نظامی کشورهای عربی

دکتر عدنان منصور با استناد به داده‌های مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم (SIPRI) می‌نویسد..

هزینه‌های نظامی کشورهای عربی در سال گذشته به ۱۳۷ میلیارد دلار یعنی رقمی معادل ۴۳ درصد از کل ارزش صادرات تسلیحاتی آمریکا در جهان؛ رسید.

بر اساس این داده‌ها، هزینه‌های نظامی کشورهای عربی در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ به ۵۸۲ میلیارد دلار و در دوره ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ به یک‌هزار و ۲۲۰ میلیارد دلار و در فاصله سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ نیز حدود ۶۲۶ میلیارد دلار بالا رفت به عبارتی، در مجموع، هزینه‌های نظامی کشورهای عربی طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ به حدود ۲.۴۳۹ تریلیون دلار، بر اساس قیمت‌های جاری هر سال، رسید.

از سوی دیگر، عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی و کویت در فاصله سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، روی‌هم‌رفته ۲۰ درصد از واردات جهانی تسلیحات عمده متعارف را به خود اختصاص دادند و آمریکا با سهم ۵۴ درصدی، بزرگ‌ترین تأمین‌کننده تسلیحات این منطقه بود و پس از آن ایتالیا با ۱۳ درصد، فرانسه با ۱۱ درصد و آلمان با ۷ درصد قرار داشتند.

بنابر این تحلیل، این آمار نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های نظامی کشورهای منطقه به تقویت اقتصادهای آمریکا و اروپا کمک کرده است... از این رو هزینه‌های نظامی عربستان سعودی در سال گذشته به ۸۳.۲ میلیارد دلار، رژیم صهیونیستی به ۴۸.۳ میلیارد دلار، الجزایر به ۲۵ میلیارد دلار، کویت به ۸.۱ میلیارد دلار و ایران به ۷.۴ میلیارد دلار رسیده است.

منصور در عین حال خاطرنشان می‌کند که با وجود پایین‌تر بودن چشمگیر هزینه‌های نظامی ایران در مقایسه با عربستان سعودی و "اسرائیل"، این کشور توانمندی‌هایی نظامی توسعه داده است که به‌ویژه در حوزه موشک‌های بالستیک و کروز، پهپادها و قابلیت‌های دریایی نامتعارف، با میزان هزینه‌های اعلام‌شده آن تناسب آشکاری ندارد.

تسلیحات در خدمت امنیت چه کسانی است؟

وزیر خارجه ی پیشین لبنان با طرح پرسش‌هایی درباره کارآمدی هزینه‌های نظامی کشورهای عربی می‌نویسد: آیا این هزینه‌های هنگفت توانسته‌اند حاکمیت و استقلال تصمیم‌گیری این کشورها را حفظ کنند یا مانع مداخله غرب در امور آن‌ها شوند؟ آیا نظامی‌گری گسترده توانسته است "اسرائیل" را از ادامه اشغالگری و توسعه‌طلبی در سرزمین‌های عربی بازدارد یا روند عادی‌سازی روابط با آن را متوقف کند؛ آن هم در شرایطی که ارتش اشغالگر همچنان به کشتار اعراب ادامه می‌دهد؟

او همچنین این پرسش را مطرح می‌کند که این مبالغ هنگفت در خدمت چه کسی و علیه چه کسی هزینه می‌شود و دشمن واقعی دولت‌ها و ملت‌های منطقه کدام است. به نوشته وی، رقابت میان کشورهای عربی و حمایت از گروه‌های مسلح درگیر در جنگ‌ها، نتوانسته است حاکمیت و یکپارچگی لیبی، سودان، سومالی، یمن، سوریه، لبنان و عراق را حفظ کند... آیا کشورهای عربی، با وجود برخورداری از منابع عظیم مالی و نظامی، توانسته‌اند از حقوق فلسطینیان دفاع کنند یا به کشتارها و حملات علیه مردم فلسطین و لبنان پایان دهند؟ آیا تداوم جنگ‌های داخلی و درگیری‌هایی که زیرساخت‌ها و جوامع منطقه را ویران می‌کنند، به سود کشورهای صادرکننده تسلیحات نیست؛ کشورهایی که با ادامه این بحران‌ها، بازار فروش سلاح خود را حفظ می‌کنند؟

منصور در ادامه، ارتباط میان منافع اقتصادی صنعت تسلیحاتی و استمرار درگیری‌های مسلحانه در غرب آسیا را مورد پرسش قرار می‌دهد و بر این باور است که باید بررسی کرد که آیا زرادخانه‌های عظیم کشورهای عربی واقعاً استقلال عمل لازم را برای اتخاذ تصمیم‌های ملی و حاکمیتی، فارغ از فشارها و دستورالعمل‌های خارجی، در اختیار آن‌ها قرار داده‌اند یا خیر.

وی همچنین این احتمال را مطرح می‌کند که تداوم جنگ‌های منطقه‌ای و داخلی با منافع قدرت‌های غربی هم‌راستا باشد؛ قدرت‌هایی که با حفظ تنش‌ها می‌توانند بازارهای تسلیحاتی خود را فعال نگه دارند و مصرف سلاح را افزایش دهند.

نقش آمریکا و قدرت‌های بین‌المللی در بحران‌های منطقه

به نوشته منصور، تداوم جنگ‌ها پرسش‌های جدی درباره ارتباط میان منافع اقتصادی و راهبردی قدرت‌های بین‌المللی با مناقشات جاری مطرح می‌کند. صلح، ثبات، حاکمیت واقعی و تصمیم‌گیری مستقل ملی، در تعارض آشکار با محاسبات قدرت‌هایی قرار دارند که به دنبال تقویت نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی خود هستند.

در این چارچوب، مسئولیت قدرت‌های بین‌المللی، به‌ویژه آمریکا، در قبال سیاست‌ها و مواضعشان در منطقه و همچنین مسئولیت "اسرائیل" در زمینه اشغالگری، تجاوز و توسعه‌طلبی در سرزمین‌های عربی برجسته می‌شود و خطرات آن هنگامی تشدید می‌شوند که نهادهای بین‌المللی، به‌ویژه سازمان ملل متحد و شورای امنیت، در پایان دادن به جنگ‌ها، جلوگیری از نقض قوانین و حفاظت از غیرنظامیان ناکام می‌مانندو اینجاست که کشورهای عربی باید درباره تکیه‌گاه خود بازنگری کنند؛ زیرا آمریکا در همه شرایط ضامن منافع اعراب نیست و سیاست‌های توسعه‌طلبانه و اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل نیز همچنان تهدیدی برای ملت‌های منطقه به شمار می‌رود.

پیام‌های واشنگتن درباره آینده حضور آمریکا در خاورمیانه

منصور در بخش دیگری از یادداشت خود به اظهارات تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه رئیس‌جمهور این کشور در امور سوریه و عراق، در مجمع امنیت جهانی قطر در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶ اشاره می‌کند که در این نشست پیام‌هایی درباره نقش آمریکا در تنش های غرب آسیا، احتمال جنگ با ایران و امنیت کشورهای حوزه خلیج فارس مطرح کرد.

به نوشته منصور، باراک مدعی شده است که آمریکا در خاورمیانه باقی خواهد ماند، اما ماهیت نقش خود را بازنگری خواهد کرد و این در حالی است که کشورهای منطقه به این درک رسیده‌اند که نمی‌توانند برای حل تمام مشکلات خود به واشنگتن تکیه کنند... این رویکرد به معنای خروج نظامی آمریکا از منطقه نیست، بلکه بر ضرورت پذیرش مسئولیت بیشتر از سوی کشورهای منطقه در قبال امنیت خود تأکید دارد و با این حال واشنگتن نفوذ و پایگاه‌های نظامی خود را حفظ می‌کند.

باراک همچنین با اشاره به اینکه آمریکا طی ۸۰ سال گذشته نقش ضامن امنیت بین‌المللی را بر عهده داشته است، گفت این کشور دیگر نمی‌تواند این نقش را به همان شیوه گذشته ایفا کند.

وی یادآور شد که آمریکا در ۲۳ عملیات با هدف تغییر حکومت‌ها در خاورمیانه مشارکت داشته و بسیاری از این مداخلات برای تغییر رژیم‌ها یا جایگزینی افراد، اشتباه بوده‌اند.

به نوشته منصور، این اظهارات نشان‌دهنده بازنگری واشنگتن در شیوه ایفای نقش خود به‌عنوان ضامن امنیت است؛ رویکردی که بر اساس آن، کشورهای حوزه خلیج فارس باید مسئولیت بیشتری برای امنیت خود بپذیرند، توانمندی‌های دفاعی مستقلشان را تقویت کنند و ترتیبات امنیتی منطقه‌ای ایجاد کنند.

باراک همچنین بر ضرورت حل‌وفصل مشکلات از طریق مذاکره تأکید کرده و گفته است تشدید تنش‌های نظامی نمی‌تواند راه‌حلی سیاسی و پایدار را تضمین کند.

با این حال، آمریکا نه از منطقه خارج خواهد شد و نه متحدانش را تنها خواهد گذاشت؛ بلکه می‌کوشد ضمن کاهش هزینه‌های مداخله مستقیم، نفوذ منطقه‌ای خود را حفظ کند.

منصور در تحلیل این رویکرد می‌نویسد که انتظار می‌رود قدرت‌های منطقه‌ای مسئولیت بیشتری در زمینه امنیت خود بر عهده بگیرند، اما حضور نظامی آمریکا، نفوذ سیاسی این کشور و تأمین تسلیحات برای متحدانش همچنان از عوامل تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری‌های امنیتی منطقه باقی خواهند ماند... این معادله بر پایه "تقسیم بار" استوار است؛ به این معنا که مسئولیت‌های مالی و نظامی میان کشورهای مختلف توزیع شود، در حالی که نفوذ واشنگتن و امکان مداخله آن در صورت لزوم حفظ شود.

تغییر نگاه برخی کشورهای عربی به "اسرائیل" و ایران

منصور در ادامه به تغییر رویکرد برخی کشورهای عربی در قبال "اسرائیل" و ایران اشاره می‌کند و می‌پرسد چگونه "اسرائیل" برای برخی از اعراب از دشمن به دوست و شریکی برای همگرایی تبدیل شده، در حالی که ایران در نگاه آنان به دشمنی بدل شده است که باید با آن مقابله کرد.

وی معتقد است منطقه با چشم‌اندازی جدید روبه‌روست که در آن دستورکارهای سیاسی خطرناک و ائتلاف‌های مورد تردید، از جمله آنچه «دوران ابراهیمی» خوانده می‌شود، برجسته شده‌اند.

از نگاه نویسنده، چالش اصلی در مقابله با نفوذ آمریکا، اشغالگری رژیم اسرائیل و مداخلات غربی نهفته است؛ مداخلاتی که به گفته او حاکمیت کشورهای منطقه را نقض می‌کنند، منابع و ثروت آن‌ها را به یغما می‌برند و امنیتشان را به قدرت‌های سلطه‌گر وابسته می‌سازند.

این مقام پیشین لبنانی در پایان، وضعیت جهان عرب را وخیم توصیف می‌کند و نسبت به خطر تجزیه و تضعیف هرچه بیشتر آن هشدار می‌دهد.

به نوشته وی، این وضعیت تا زمانی ادامه خواهد یافت که سیاست‌ها و تصمیم‌های راهبردی کشورهای عربی در خدمت دستورالعمل‌ها، فرمان‌ها و منافع قدرت‌های غربی قرار داشته باشد.

منصور تأکید می‌کند که رهبران منطقه با مسئولیتی تاریخی روبه‌رو هستند: حفاظت از امنیت ملی جمعی، حل‌وفصل اختلافات میان کشورهای منطقه و تقویت اعتماد متقابل.

به باور وی، تنها از این طریق می‌توان منطقه را از جایگاه یک مخزن انرژی و ثروت که مورد بهره‌برداری غرب قرار می‌گیرد، خارج کرد؛ وضعیتی که به تداوم سلطه غرب و جنگ‌هایی می‌انجامد که همچنان سرزمین‌های عربی را گرفتار کرده‌اند.

0% ...

آخرین اخبار

ایران به رغم تحریم سالانه ۶ میلیارد دلار محصولات کشاورزی صادر می کند


تحلیل روز؛ درآمد تسلیحاتی در جیب غرب؛ جنگ و بی‌ثباتی سهم جهان عرب


حملات هوایی و موشکی عربستان سعودی به سه منطقه در یمن


سردار محبی: جنگ آمریکا علیه ایران بر سر هویت و تمدن است


هشدار آژانس بین‌المللی انرژی: آزادسازی ذخایر نفتی راهبردی، راه‌حل پایدار نیست


تکذیب یک شایعه؛ روسیه ماندن دیپلمات‌ها و متخصصان نیروگاه بوشهر را تایید کرد


قالیباف: زبان فارسی ستون استوار همبستگی ملی است


ادامه نقض آتش بس غزه با شهادت یک فلسطینی


ادعای حمله موشکی یمن به مکه مکرمه دروغ است


انصارالله: حملات به فرودگاه‌های عربستان در چارچوب محاصره هوایی است