العالم - یمن
بن حبتور در آغاز یادداشت خود با اشاره به آنچه فراموشی پیشینه تاریخی و چشمپوشی از دلایل وقوع فجایع سیاسی، نظامی، انسانی و اقتصادی در جهان امروز خوانده، تصریح می کند که باید حافظه کسانی را که از این واقعیتها غافل شدهاند، بیدار کرد.
او با وحشیانه خواندن حملهی متجاوزانه صهیو آمریکائی در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ علیه جمهوری اسلامی ایران؛خاطرنشان کرد: هزاران شهروند ایرانی، از جمله رهبری معظم آن حضرت سید علی حسینی خامنهای (طاب ثراه)، شماری از رهبران سیاسی، نظامی، دانشگاهی و علمی و تعدادی از اعضای خانواده حضرتش، در این حملات به شهادت رسیدند.
نویسنده در همین زمینه به این آیه ی قرآن کریم استناد کرده و گفت: "و کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند، مرده مپندارید؛ بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند".
اهداف اعلامشده تجاوز و خسارتهای واردشده به ایران
بن حبتور با بیان اینکه هدف متجاوزان از این حمله، توهم سرنگونی نظام سیاسی، دینی و اداری جمهوری اسلامی ایران، لغو برنامه هستهای این کشور و تسلط بر امکانات و ثروتهای ملت ایران بوده است، نوشت "فرماندهی کامل کشور را در سراسر پهنه آن عهدهدار شدند و تمامی ارکان حیاتی قدرت را تحت کنترل و حفاظت خود درآوردند... سپس، سیل عظیمی از موشکها و پهپادهای پیشرفته را به سوی دشمنان روانه کردند و بیشتر پایگاههای نظامی ایالات متحده را که در کشورهای حوزهٔ خلیج فارس؛ از کویت در شمال، بحرین، قطر و ابوظبی گرفته، تا عربستان سعودی پراکنده بودند، و همچنین پایگاههای آمریکا در شمال عراق (کردستان) و اردن، و نیز چندین اردوگاه و پایگاه پراکنده در سوریه را هدف قرار داده و منهدم ساختند.
این مقام یمن، همچنین به حملات موشکی و پهپادی ایران علیه مواضع آمریکا در منطقه اشاره نمود و تأکید کرد: آری، اینگونه بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش ایران، با قاطعیت، شدت و عزمی راسخ، به تمامی منابع و مراکزی که موشکها، هواپیماها و پهپادهای آمریکایی-صهیونیستی از آنها پرتاب شده بودند و تجهیزاتی که از پایگاههای امنیتی، نظامی و اطلاعاتی برخاسته و برای انجام حمله علیه خاک جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته شده بودند؛ پاسخی کوبنده دادند.
انتقاد از مواضع برخی کشورهای عربی
نویسنده در ادامه از مواضع برخی رسانهها و نویسندگان عربی و اسلامی در محکوم کردن حملات ایران به کشورهای عربی، بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، به شدت انتقاد کرده و نوشت در این میان، صداهایی شنیده میشود و نوشتههایی از قلمبهمزدهای جهان عرب و اسلام به چشم میخورد که به حملات شدید جمهوری اسلامی ایران علیه کشورهای عربی، بهویژه کشورهای حوزه خلیج [فارس]، اعتراض کرده و آن را محکوم و تقبیح میکنند... این مزدوران با قلمهای ارزانقیمت خود، بهراحتی فراموش میکنند که تمام قوانین بشری و الهی به قربانی تجاوز، این حق را میدهند که به هر شیوه و شکلی که مناسب بداند علیه کانونهای آن تجاوز دست به اقدام متقابل بزند؛ اما با این قلمبهمزدهای ارزانقیمت چه میتوان کرد؟ و چه میتوان گفت درباره آن دسته از حاکمان عرب که خود، کشورشان، حیثیت و شرافتشان را نزد دشمن آمریکایی-صهیونیستی به گرو گذاشتهاند، یا به بیان صریحتر، فروختهاند؟!
تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران
بن حبتور در بخش دیگری از یادداشت خود، کنترل تنگه هرمز را یکی از پیامدهای مهم رویارویی خواند و تاکید کرد که در جریان واکنشی قاطع به کانونهای آتش متخاصم، تنگه هرمز تحت کنترل کامل جمهوری اسلامی ایران درآمد و بهطور کامل بسته شد... در حال حاضر، نیز ورود یا خروج هرگونه شناور به خلیج فارس، بدون کسب مجوز قبلی و دریافت اجازه رسمی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، ممنوع است و این انسداد و ممنوعیت، تا لحظه نگارش این متن، همچنان به قوت خود باقی است... هر طرفی که این اقدام ایران را نقض کند، مسئولیت کامل حفظ ایمنی و امنیت شناورهای تجاری، نفتکشهای غولپیکر و کشتیهای حمل گاز خود را بر عهده خواهد داشت و از این رو بود که تمام جهان شاهد رخداد حادثه ی یک نفتکش غولپیکر متعلق به امارت ابوظبی که محمولههای متنوع و بسیار ارزشمندی را حمل میکرد، بوده اند.
او با اشاره به اهمیت تنگه هرمز در تأمین انرژی جهان، خاطرنشان کرد این گذرگاه در انتقال بیش از ۲۰ درصد نیاز جهانی به منابع انرژی، از جمله نفت و گاز، و همچنین مواد پتروشیمی و کودهای شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی، نقشی مهم دارد و بسته شدن این گذرگاه موجب نگرانی کشورهای غربی و متحدان رژیم صهیونیستی شده است؛ زیرا آنها از اهمیت راهبردی تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی آگاهاند.
انتقاد از اظهارات ترامپ درباره جنگ و تنگه هرمز
نویسنده همچنین اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، را بهشدت مورد انتقاد قرار داد ونوشت " هر کس اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده را دنبال کند، متوجه میشود که او در تمام حضورهای رسانهای، سخنرانیهای انتخاباتی و مصاحبههای مطبوعاتی خود، پیوسته به تکرار دروغها و مغالطههای کلامی میپردازد... ادعاهای نادرست او به ویژگیای همیشگی بدل شده و بارها در رسانههای آمریکایی و بینالمللی و همچنین در بسترهای آنلاین بازتاب داده شده و می شود... او با انتشار این دروغها در سراسر جهان برای فریب و گمراه نمودن افکار عمومی و رأیدهندگان آمریکایی، مدعی میشود که در این "جنگ" پیروز شده و تنگه هرمز اکنون برای عبور و مرور روان و بدون مانع، باز است و همچنان نیز به ترویج این دروغهای سخیف ادامه میدهد، بیآنکه ذرهای شرم یا خجالت در برابر همنوعان خود و در پیشگاه پروردگار تمام هستی داشته باشد.
هفت نتیجهای که بن حبتور از جنگ علیه ایران برمیشمارد
بن حبتور در ادامه، نتایج تجاوز علیه ملت و دولت ایران را در هفت محور تشریح کرد:
۱. ضعف ارتش آمریکا
او نوشت ارتش ایالات متحده ضعف چشمگیری از خود نشان داده است؛ طرح آنها برای این تهاجم، فروپاشی نظام سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی ایران بود و با این حال، پس از گذشت بیش از هفت ماه، صدای دولت ایران شامل سپاه پاسداران، رئیسجمهور و تمامی نهادهای آن؛ همچنان بلندترین و رساترین صداست، بیآنکه حتی یک امتیاز به طرفهای آمریکایی متخاصم داده شده باشد.
۲. همبستگی ملت ایران با رهبری
بن حبتور، ملت ایران را ملتی مجاهد و صبور نامید که پیوند عمیق و ذاتی خود را با رهبری معنوی، دینی، نظامی، امنیتی و پارلمانیشان به نمایش گذاشته و حمایت خود را از آن ابراز داشتهاند... مردان، زنان و کودکان، همگی با قامتی افراشته و یکپارچه، در میدانهای عمومی شهرهای سراسر پهنه ایران بهویژه در تهران، گرد هم آمدهاند و در آن اقشار، طبقات اجتماعی و گروههای مختلف مردم از هر طیف و جایگاهی، به هم پیوستهاند.
۳. توانمندی نهادهای نظامی و امنیتی ایران
این مقام پیشین یمنی تاکید کرد که نهادهای نظامی و امنیتی ایران در رویارویی با طرحها، توطئهها و دسیسههای دشمن آمریکایی-صهیونیستی؛ سطح بالایی از هوشیاری و احتیاط از خود نشان دادهاند و در زمانی بسیار کوتاه چه در بُعد نظامی و چه در زمینه تولیدات داخلی به چنان توازن راهبردیای دست یافتهاند که فراتر از تمام انتظارات غرب که ذاتا با منافع و آرمانهای ملتهای عرب و مسلمان خصومت دارد؛ بوده است.
۴. کنترل تنگه هرمز بهعنوان دستاوردی راهبردی
بن حبتور کنترل تنگه هرمز از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و مشروط شدن عبور کشتیها به دریافت مجوز از ایران را دستاوردی راهبردی برای دولت و نهادهای رسمی این کشور دانست.
۵. شکست آمریکا و اسرائیل در تحقق اهداف جنگ
او با استناد به شاخصها و مطالعات غرب،معتقد است؛ که تمامی آنها تأیید میکنند که جنگ تجاوزکارانهای که توسط آمریکاییها و اسرائیلیها به راه انداخته شد، در دستیابی به هرگونه هدف یا طرحی، بهشکلی قاطع و آشکار،شکست خورده؛ و تنها دستاورد آن، مرگ و ویرانیای بوده که بر نهادهای غیرنظامی ملت ایران تحمیل کردهاند و نتیجه ی این شکست راهبردی، آمریکاییها را ناگزیر به خروج از سراسر منطقه خواهد کرد... این واقعیت همچنان پابرجاست، حتی با وجود پستی و فروپاشی اخلاقی برخی رژیمهای رسمی عربی که با دشمنان امت عربی و اسلامی هماهنگی کرده و دیدار داشتهاند و در مقر فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) به رایزنیهای راهبردی پرداختهاند اما در نهایت، تنها این ایران و "محور مقاومت" هستند که توانایی حفظ امنیت و ثبات منطقه غرب آسیا را دارند.
۶. تبدیل پایگاههای آمریکا به تهدیدی برای کشورهای خلیج فارس
نویسنده با اشاره به حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تصریح کرد کارزارهای وحشیانه و تهاجمی که صهیونیستهای آمریکایی و اسرائیلی علیه ملت مقاوم ایران به راه انداختهاند، ضمن آشکار ساختن قدرت ساختار سیاسی، امنیتی و نظامی ایران، همزمان شکنندگی و ضعف کشورهای حوزه خلیج فارس و امیرنشینهای منطقه را نیز برملا کرده است... افزون بر این، این رویدادها نشان دادهاند که پایگاههای آمریکایی — که آن شیخنشینها و پادشاهیها برای حفاظت از خود به آنها تکیه کرده بودند — در واقع مایه زیان امنیت آنها و مردمانشان شدهاند؛ آن هم در حالی که این کشورها توسط بزرگترین دروغگوی عصر حاضر، یعنی دونالد ترامپ، از نظر مالی تهی و مورد بهرهکشی قرار میگرفته اند.
۷. ورود اقتصاد سرمایهداری جهانی به بحران
بن حبتور در آخرین محور خود بیان داشت که جمهوری اسلامی ایران، اقتصاد سرمایهداری جهانی را چنان متزلزل ساخته که گویی بر روی یک پا بند است و در گرداب بحرانی متشکل از رکود شدید و تورم گرفتار شده است... در سراسر اروپای غربی، ایالات متحده و اقصی نقاط جهان، همگان چشمانتظار گشایش و یافتن راهکاری برای تمامی معضلات اقتصادی خود از یک منبع واحد هستند؛ گشایشی که تنها از مسیر تصمیمگیری رهبری جمهوری اسلامی ایران امکانپذیر خواهد بود.
تأکید بر نقش ملتهای آزاد در مسیر رهایی
بن حبتور در پایان یادداشت خود تأکید کرد ملتهای آزاده، که از رهبری خردمندانه بهرهمندند، خود، چارچوبهای فکری، دینی و اخلاقی مسیر، مبارزه و پیشرفت خویش را پیریزی میکنند... چنین چارچوبی همچون قطبنمایی حقیقی عمل میکند و ملتها را به سوی آزادی حقیقی وبه هدف دفاع از ستمدیدگان و محرومان جامعه بشری، سوق میدهد.
و در پایان با نقل این عبارت قرآنی "و بالاتر از هر صاحب دانشی، دانایی هست"، این یادداشت به پایان رسیده است.