العالم ـ ایران
اینبار، پیش از آنکه حتی یک کلمه مذاکره بر زبان بیاید، پیام ارسال شد؛ نه در قالب بیانیه، نه پشت تریبون، بلکه با یک انتخاب هوشمندانه:مبدأ پرواز؛ طبس.
هواپیمای حامل وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در حرکتی معنادار، سفر خود به مسقط را از «طبس» اعلام کرد؛ نقطهای که در جغرافیای سیاسی ایران، فقط یک شهر نیست، بلکه یک حافظه زنده تاریخی است.
طبس جایی است که آمریکا با تمام ادعاهای ابرقدرتیاش، با پیشرفتهترین تجهیزات نظامی، با عملیات مشترک ارتش و سازمانهای اطلاعاتیاش، پا به خاک ایران گذاشت تا ضربهای تعیینکننده بزند؛ اما نه با موشک متوقف شد، نه با پدافند، بلکه با ارادهای فراتر از محاسبات نظامی.
در طبس، شنها سرباز شدند.و این، همان جایی است که افسانه شکستناپذیری آمریکا فرو ریخت.
آمریکا همواره کوشیده است مذاکره را از موضع قدرت به تصویر بکشد؛ گویی پشت میز گفتوگو، ادامه همان ناوهای هواپیمابر است.
اما یادآوری طبس، یعنی پیش از هر مذاکرهای باید این واقعیت را به یاد آورد که تاریخ تقابل ایران و آمریکا، فقط روایت فشار و تحریم نیست؛ روایت شکست و تحقیر هم هست، آن هم برای طرف مقابل.طبس، فقط یک شکست نظامی نبود؛یک فروپاشی محاسباتی بود.
شکست عقلانیت مادی در برابر ارادهای که به چیزی فراتر از تجهیزات تکیه داشت.حرکت از طبس یعنی ایران با گذشتهاش وارد گفتوگو میشود؛ گذشتهای که در آن، آمریکا حتی بدون شلیک یک گلوله متوقف شد.
این یعنی دیپلماسی ایران، دیپلماسی حافظه است؛ حافظهای که فراموش نمیکند چه کسی آغازگر تقابل بود و چه کسی در صحرای تحقیر جا ماند.
ایران نه شیفته مذاکره است و نه از آن گریزان.مذاکره برای ایران ابزار است، نه هدف.همانگونه که در طبس، بدون شلیک گلوله، پروژه آمریکا فروپاشید، امروز هم ایران با اتکا به همان منطق اتکا به خدا، ملت و توان بازدارندگی پای میز گفتوگو میآید؛ نه برای امتیاز دادن، بلکه برای شنیدن.
و اگر بار دیگر، زبان تهدید جای منطق را بگیرد، تاریخ نشان داده است که تحقیر، باز هم میتواند بیهزینهتر از آنچه تصور میکنند، تکرار شود.
طبس یعنی یادآوری این حقیقت ساده اما عمیق:قدرت همیشه آنجایی نیست که پر سر و صداتر است.و گاهی، یک صحرا، بزرگترین امپراتوری را به زانو درمیآورد.طبس؛ نقطهای که شیطان بزرگ، کوچک شد.