العالم - آمریکا
نشریه لبنانی الاخبار با انتشار مطلبی تحلیلی نوشت: تنها حدود یک ماه قبل دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا ادعا کرده بود که هیچ عجله ای برای پایان دادن به جنگ با ایران ندارد. وی مدعی شده بود که " تمام وقت دنیا را در اختیار دارد" و این چیزی است که به قول او "تهران آن را ندارد". اما امروز در کش و قوس بین بازگشت به جنگ یا اعلام "ضرب الاجل های مکرر" – که ایران به هیچ کدام از آنها توجهی نکرد -، حاضر شده است حتی با کنار گذاشتن جاه طلبی های همیشگی اش، به سمت توافق با ایران حرکت کند، تندروهای جمهوری خواه به وحشت افتاده و به این نتیجه رسیده اند که ترامپ مشتاق آن است که جنگ را پایان دهد ولو به قیمت "تسلیم شدن".
"راجر ویکر" سناتور ایالت می سی سی پی و رئیس کمیته نیروهای مسلح آمریکا جمعه گذشته با صدور بیانیه ای، "آتش بس 60 روزه را فاجعه خواند" و ادعا کرد که "این اقدام تمام دستاوردهای عملیات خشم حماسی را به باد می دهد".
روز بعد که رسانه ها خبرهایی دال بر احتمال دستیابی به توافق را مطرح کردند، تعدادی از جمهوری خواهان ابراز نگرانی و ترامپ را به باد انتقاد گرفتند که اصلا چرا چنین جنگی باید شروع می شد.
با درز بندهایی از یادداشت تفاهم توافق احتمالی و ابراز رضایت از سوی دولت ایران، اعضای حزب ترامپ این توافق احتمالی را مورد حمله قرار داده و آن را مجموعه ای از امتیازات بزرگ واشنگتن به تهران دانستند. در همین راستا سناتور لیندسی گراهام، متحد ترامپ امضای چنین توافقی را اذعان به قدرت برتر ایران در منطقه دانست؛ قدرتی که به دنبال راه حل دیپلماتیک است. وی مدعی شده که این اقدام، "تحولی بزرگ در موازنه قدرت منطقه خواهد بود و به مرور به کابوسی برای اسرائیل تبدیل خواهد شد."
"تام کاتن" رئیس کمیته جاسوسی در مجلس سنا هم ادعاهای گراهام را بازنشر کرد. تد کروز، سناتور تگزاس هم ضمن ابراز نگرانی شدید درباره مفاد توافقنامه در یادداشتی در پلتفرم ایکس نوشت: "اگر قرار بود نتیجه تمام این حوادث، بقای ایران و ادامه حکومت باشد که شعار مرگ بر آمریکا سر می دهند و میلیاردها دلار تحویل می گیرند و به غنی سازی اورانیوم ارتقای تسلیحاتی ادامه دهند و تنگه هرمز را تحت حاکمیت گیرند، باید گفت که این نتیجه، اشتباهی فاجعه بار است".
در پی این انتقادهای شدید، روز بعد ترامپ از حرف خود برگشت و اعلام کرد که مذاکرات به روشی "حساب شده و سازنده پیش می رود". وی گفت: "نمایندگان من گفته اند که هیچ عجله ای در امضای توافق نداریم چون زمان به نفع ماست". وی در تلاشی برای کاستن از شدت انتقادات ادعا کرد که توافق خوب و مناسبی در حال شکل گیری است. وی تأکید کرد که "هنوز هیچ کس از مفاد توافق اطلاع ندارد". وی خطاب به منتقدان گفت "هنوز مذاکرات تکمیل نشده است و شما نباید به حرف بازنده هایی که هیچ چیز نمی دانند، گوش کنید".
در این میان، مشاوران ترامپ به جای او با لحنی تند به انتقادات واکنش نشان دادند، برای مثال استون چونگ، سخنگوی کاخ سفید در پاسخ به مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا گفت: "پمپئو نمی داند درباره چه چیزی حرف می زند "، "او باید دهانش برای گفتار احمقانه ببندد و کار را به متخصصان بسپارد". الکس بروسویتز، مشاور سیاسی ترامپ هم در پاسخ به تد کروز گفت: "هیچ کس نظر شما را قبول ندارد، دست از تلاش برای تضعیف رئیس جمهور و دولتش بردارید".
با توجه به تحلیل های مربوط به توافق، به نظر می رسد جمهوری خواهان نگران نتایج عملکرد ترامپ هستند چرا که وی – که با شعار "اول آمریکا" روی کار آمد – در حال حاضر مثل دیگر رؤسای جمهور پیش از خود، درگیر یک تجربه خارجی "شکست خورده" است و اکنون فقط می خواهد با یک توافق فارغ از این که نتیجه اش چه باشد خود را نجات دهد. در همین راستا روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی خاطرنشان کرد که مهمترین نکته مربوط به توافق احتمالی بین تهران و واشنگتن این است که اساسا هیچ "گزینه خوبی" وجود ندارد و در خوش بینانه ترین حالت، بهترین نتیجه ای که ممکن است به دست آید، بازگشت به شرایط قبل از جنگ است؛ به عبارت دیگر مسیر حمل و نقل دریایی باز شود و مذاکرات هسته ای از سر گرفته شوند.
طرفداران این نظریه می گویند وقتی یک عملیات نظامی استراتژیک بر پایه تکبر و بی اطلاعی شروع می شود آنهم با این تصور که به سرعت به نتیجه برسد و تمام شود و ظرف چهار یا پنج هفته به تسلیم بی چون چرای دشمن بینجامد، منصفانه نیست که تمام تقصیرها را گردن ترامپ بیندازیم چرا که چنین "شکست استراتژیکی" نه فقط مختص سیاست های آمریکا بلکه برآمده از محاسبات اشتباه و اجتناب ناپذیر در درگیری در خاورمیانه است؛ مواردی چون دست کم گرفتن توانمندیهای دفاعی طرف مقابل و قدرت مقاومت او و دست بالا گرفتن قدرت تهاجمی آمریکا و توانایی این کشور برای ادامه یک جنگ پرهزینه تا انتها، از جمله موارد محاسبات اشتباه است.
در این گزارش تصریح شده است که از سرگیری درگیری نظامی، گزینه ای واقع بینانه نیست زیرا هر گونه تلاش برای حل مسائل با توسل به زور، به جنگی وسیع تر شامل حملات دریایی در خلیج فارس و پیاده سازی نیرو در خشکی و حمله گسترده زمینی ارتش آمریکا ایران منجر خواهد شد. اما آغاز چنین جنگی آنهم با کشوری که جمعیتی بیشتر از مجموع جمعیت عراق و افغانستان دارد و فرماندهان نظامی و رهبران سیاسی آن از آمادگی کامل برای جنگ طولانی مدت برخوردارند، مستلزم تلفات انسانی و خسارت های شدیدی است که افکار عمومی آمریکا به هیچ وجه آن را نمی پذیرد.
وال استریت ژورنال در این زمینه به چرخه پرنوسان سیاست خارجی آمریکا از زمان آغاز جنگ خلیج فارس در سال 1991 از جمله از "تکبر نظامی" تا "احتیاط بیش از حد" اشاره کرده است. از جمله نحوه مواجهه ضعیف بیل کلینتون، رئیس جمهور اسبق آمریکا در مقابل حملات القاعده و از سوی دیگر رویکرد اغراق آمیز جورج بوش که با اعتماد به نفس بیش از حد در سال 2003 به عراق حمله کرد تا رویکرد باراک اوباما در قبال سوریه، و خروج ناکام و پر هرج و مرج جو بایدن از افغانستان.
اکنون ترامپ که در ابتدا به نظر می رسید از اشتباهات رؤسای جمهور پیش از خود عبرت گرفته باشد، باز دچار همان اشتباهات شد.
این گزارش در نهایت به دیدگاه مشهور جرج سانتایانا جرج سانتایانا، فیلسوف و نظریهپرداز غربی (اسپانیایی)، استناد می کند که گفته است کسانی که از اشتباهات خود درس نمی گیرند محکوم به تکرار آنها هستند "اما چه باید کرد با کسانی که به نظر می رسد از اشتباهات خود درس گرفته باشند اما به هر حال باز آنها را تکرار می کنند"؟