العالم - یادداشت
سرتیپ "نبیل الجمل" نویسنده و تحلیلگر از یمن، در ادامه این مقاله ی خود که برای شبکه العالم به رشته تحریر در آورده نوشته است..
این متن، خلاصهای فشرده از روند تحولات را در بر دارد؛ بهگونهای که ضمن اذعان به تلاشهای مسئولان ایرانی که با حسن نیت و از سر دغدغهمندی برای دستیابی به این یادداشت تفاهم صورت گرفته است، رفتار آمریکا را به وضعیت ناتوانی، ناچاری و سردرگمی مرتبط میداند؛ وضعیتی که رئیسجمهور ایالات متحده را به استفاده از انواع فشارها برای دستیابی به این تفاهم سوق داده است.
رهبر انقلاب با صراحت از وجود دیدگاه و موضع اصولی متفاوتی نسبت به این موضوع سخن میگوید، اما در عین حال تأکید میکند که بر اساس تعهدی صریح و مسئولانه که از سوی رئیسجمهور، بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، ارائه شده است، با این تفاهم موافقت کرده و اجازه لازم را صادر کرده است؛ تعهدی که بر حفظ حقوق ملت ایران، حمایت از جبهه مقاومت و عدم تسلیم در برابر خواستههای افراطی آمریکا استوار است.
این متن با قرار دادن کشور در وضعیت انتظار و رصد تحقق شروط تعیینشده پایان مییابد و در عین حال با قاطعیت تأکید میکند که گزینه مذاکرات مستقیم در آینده، به هیچ وجه به معنای پذیرش دیدگاه دشمن یا عقبنشینی در برابر او نخواهد بود.
به باور نویسنده؛ از منظر تحلیل سیاسی، سخنان حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای نشاندهنده مهندسی دقیقی در توزیع نقشها و تنظیم توازن میان نهادهای حاکمیتی جمهوری اسلامی است.
رهبر انقلاب با اعلام اینکه در اصل موضوع دارای دیدگاهی متفاوت است، چارچوب ایدئولوژیک مستحکم و ثابت نظام را که بر بیاعتمادی مطلق به نیتهای آمریکا استوار است حفظ میکند و طرف مقابل را "دشمن" مینامد.
در مقابل، صدور مجوز برای موافقت با این تفاهم، بیانگر انعطافپذیری سیاسی است که به دستگاه اجرایی به ریاست رئیسجمهور امکان مانور دیپلماتیک و کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی بر دولت و مردم را میدهد.
این اقدام، مسئولیت سیاسی و اجرایی را به شکلی مستقیم و شفاف بر عهده ریاست جمهوری و شورای عالی امنیت ملی قرار میدهد؛ امری که اصل پاسخگویی داخلی را تقویت کرده و تداوم حمایت رهبری را به میزان پایبندی دولت به خطوط قرمز ترسیمشده گره میزند.
علاوه بر این، تحلیل حاضر نشان میدهد که رهبر انقلاب، ابعاد این توافق را در چارچوب یک "یادداشت تفاهم مشروط" محدود کرده و آن را به منزله چک سفید امضا، تلقی نکرده است.
بدین ترتیب، فضای داخلی از خوشبینی افراطی به سمت انتظار محتاطانه و مسئولانه هدایت میشود؛ موضوعی که در عبارت "منتظر تحقق شروط خواهیم ماند" بهوضوح قابل مشاهده است.
این موضعگیری هوشمندانه، طرف آمریکایی را از امکان تحمیل شروط جدید یا اعمال فشار و باجخواهی در مراحل بعدی مذاکرات مستقیم محروم میکند؛ زیرا این سخنان از پیش روشن ساخته است که تهران هیچگونه "مطالبات افراطی" را نخواهد پذیرفت.
از منظر راهبردی و منطقهای نیز این سخنان حامل پیام اطمینانبخش و بسیار مهمی برای متحدان ایران است.
تأکید رهبر انقلاب بر حفظ حقوق "جبهه مقاومت" بهعنوان شرطی اساسی برای صدور مجوز این تفاهم، نشاندهنده ثبات در دکترین سیاسی جمهوری اسلامی است و تصریح میکند که هرگونه نزدیکی تاکتیکی یا تفاهم دوجانبه با واشنگتن برای پایان دادن به منازعات، به بهای نادیده گرفتن مسائل امت اسلامی یا منافع اعضای محور مقاومت در منطقه نخواهد بود.
این سخنان در پایان با بُعدی معنوی و روحی همراه میشود که آرمانهای سیاسی را به وعدههای الهی و پیروزی پیوند میزند؛ امری که به تقویت انسجام ملی و استحکام پیوند میان مردم و رهبری در مواجهه با چالشهای پیشرو کمک میکند.