العالم ـ ایران
حسین حائری نژاد ، تحلیلگر مسائل غرب آسیا،در یاداشتی که در وبگاه خبری شبکه العالم منتشر شده است نوشت؛ بررسی دقیق تحولات اخیر در شمال آفریقا و غرب آسیا، بهویژه حادثه مشکوک اخیر برای دو کشتی حامل گاز در سواحل مصر، الگویی آشنا از توطئههای شناخته شده ی رژیم صهیونیستی را با بازیگران جدیدی همچون اوکراین به نمایش میگذارد؛ الگویی که هدف نهایی آن، تخریب روابط رو به بهبود ایران و مصر، گسترش ناامنی به شمال آفریقا و ایجاد شکاف عمیق در میان ملتهای مسلمان است.
اخیراً گزارشهایی مبنی بر هدف قرار گرفتن دو کشتی حامل گاز در نزدیکی سواحل مصر وشهر دمیاط منتشر شد،که دارای تناقضات آشکار در روایتهای رسانهای غربی، نحوه گزارشدهی شتابزده و مواضع عجولانه مقامات آمریکایی پیش از هرگونه تحقیق بیطرفانه وحتی اعلام رسمی از سوی مقامات مصری بود،که با نفی قاطع و رسمی هرگونه نقشآفرینی جمهوری اسلامی ایران در این زمینه همراه شد،ابهاماتی که ظن به یک «عملیات ساختگی» را به یقین نزدیک میکند.
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که این حادثه در زمانی رخ داده است که روابط ایران و مصر در حال بهبودی تاریخی بوده است؛نباید فراموش کرد که تنها هشت ماه پیش، میانجیگری فعال و سازنده کشور مصر منجر به حصول توافق مهمی میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی شد؛ توافقی که میتوانست گرهگشای بسیاری از تنشها باشد، اما متأسفانه ایالات متحده آمریکا با کارشکنیهای خود، عملاً آن را نادیده گرفت و زیر پا گذاشت.
اکنون، سناریوی هدف قرار دادن منافع انرژی مصر و نسبتدادن آن به ایران، دقیقاً در راستای خنثیسازی این دیپلماسی موفق و بازگرداندن قاهره به مدار گسترش تنش تحت فشار واشنگتن طراحی شده است.
از سوی دیگر رژیم صهیونیستی سابقهای طولانی و ننگینی در طراحی و اجرای عملیاتهای پیچیده «پرچم دروغین» برای جعل واقعیت و توجیه تجاوزات خود دارد،لازم به ذکر است که، «عملیات سوزانا » (یا عملیات لاوان) در سال ۱۹۵۴ در مصر، نمونهای کلاسیک از این رویکرد است؛ جایی که عوامل موساد با بمبگذاری در اماکن عمومی مصر، تلاش کردند این اقدامات را به اخوان المسلمین نسبت دهند تا انگلیس را به ماندن در کانال سوئز ترغیب کنند.
امروزه، این دکترین کهنه سرکردگان رژیم صهیونیستی با بازیگران جدیدی همانند اوکراین دوباره احیا شده است؛ «قاسم العبودی»، مشاور جدید امنیت ملی عراق، به تازگی در افشاگری مهمی از کشف شبکههای خرابکاری وابسته به اوکراین در خاک عراق پرده برداشت.
بر اساس مستندات افشا شده، این شبکهها بهطور ویژه بر روی طراحی و اجرای «عملیاتهای پرچم دروغین» متمرکز بودهاند؛این افشاگری مخصوصاً بعد از دیدار اخیر ترامپ با زلنسکی و ناتانیاهو در واشنگتن اهمیت دوچندانی یافته است؛ دیداری که بهگفته تحلیلگران سیاسی، نشانهای از تعمیق اتحاد سهجانبه و بازتعریف نقشهای میدانی بازیگران همپیمان در محور غربی-صهیونیستی تلقی میشود.
همکاری گسترده و پنهان رژیم صهیونیستی با دولت اوکراین در سالهای اخیر، اکنون حلقه مفقودهی بسیاری از ناامنیهای ساختگی در منطقه را توضیح میدهد.
شایان ذکر است که،انتقال این تکنیکهای خرابکارانه از شرق اروپا به غرب آسیا و شمال آفریقا، نشاندهندهی تشکیل یک «محور خرابکاری» جدید تحت هدایت دژخیمان صهیونیست است.
جمهوری اسلامی ایران پیش از این نیز قربانی چنین سناریوهای ساختگی بوده و با قاطعیت و ارائه اسناد غیرقابلانکار، آنها را خنثی کرده است؛یادآور می شود که در جریان تنشهای اخیر و درگیریهای جنگ رمضان، گزارشهایی مبنی بر حمله پهپادی به فرودگاهی در کویت منتشر شد که برخی رسانههای مغرض تلاش کردند آن را به پهپادهای «شاهد ۱۳۱» ایران نسبت دهند.
اما ایران با ارائه مستندات فنی، راداری و تحلیلهای کارشناسی ثابت کرد که پهپاد مورد استفاده، یک نمونه شبیهسازیشده و ساختگی توسط آمریکا و متحدانش بوده است.
این پیشینه نشان میدهد که هرگاه واشنگتن و تلآویو در میدان نبرد واقعی ناتوان میشوند، به جعل واقعیت و سناریوسازی روی میآورند؛ غافل از آنکه دوران فرافکنی دیگر به پایان رسیده و دستگاه های دیپلماسی و امنیتی ، به راحتی این جعلیات را افشا میکند.
از سوی دیگر تلاش محور شرارت آمریکایی صهیونیستی برای صدور ناامنی از غرب آسیا به شمال آفریقا، تنها به خلیج فارس محدود نمیشود.
شایان ذکر است که ،وضعیت آشفته و نابسامان اقتصادی در کشورهای مغرب عربی، که شامل (مراکش، الجزایر، تونس، لیبی، موریتانی) می باشد؛ ریشه در دههها مداخله، تحریم و بیثباتسازی عمدی توسط دولتهای غربی و رژیم صهیونیستی دارد،که اکنون به یک بحران انسانی تبدیل شده است.
گزارشهای اخیر از اسپانیا حاکی از آن است که این کشور با موج بیسابقهای از مهاجران روبرو شده و مجبور شده است برای مقابله با این بحران، «همه منابع خود را بسیج کند» و حتی گذرگاه مرزی «بنیانصار» را در برابر مهاجران ببندد.
این بحران مهاجرتی، محصول مستقیم سیاستهای «تخریب زیرساختهای اقتصادی» است که ردپای توطئه رژیم صهیونیستی و دولت تروریستی آمریکا در دامن زدن به آن برای ایجاد اهرم فشار بر اروپا و کشورهای عربی، کاملاً مشهود است.
ایجاد ناامنی در مسیرهای انرژی و دریایی شمال آفریقا، بخشی از همین پازل بزرگتر برای توجیه حضور نظامی بیگانه و کنترل منابع منطقه است.
در همین راستا، انتشار اخبار ضد و نقیض مبنی بر تصمیم دونالد ترامپ برای تحت فشار گذاشتن کشورهای همسایه ایران جهت قطع هرگونه روابط سیاسی و تجاری، بیش از آنکه نشاندهندهی تداوم اقدام خصمانه دولت تروریستی آمریکا باشد، بازتابدهندهی استیصال است.
این فشارها که با هدف محاصرهی کامل اقتصادی ملت مبعوث شده ایران طراحی شدهاند، فاقد هرگونه پشتوانهی منطقی و منافع ملی برای کشورهای منطقه هستند.
تحلیلگران سیاسی معتقدند این اقدامات خصمانه ، صرفاً و فقط برای «ارضای افکار آشفته و روحیه خودشیفته» دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، طراحی شده است.
لازم به ذکر است که ترامپ به دنبال یک «دستاورد ملموس» و نمایشی است تا بتواند خروج آبرومندانهای از باتلاقی که خود در تجاوز به خاک ایران به وجود آورده، پیدا کرده وآن را توجیه کند. اما این اقدامات خصمانه ، نهتنها قدرت به انزوا کشاندن ایران را ندارد، بلکه دقیقاً در راستای هدف نهایی صهیونیستها، عمل کرده وبا ایجاد اختلاف و بیاعتمادی بین کشورهای مسلمان آنها را تضعیف می کند؛ هدفی که امیدوارم کشورهای منطقه با درک عمیق از توطئههای دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی، اجازه تحقق آن را ندهند.
یادآور می شود که مجموعهی این شواهد، از تناقض در روایت حادثه دمیاط و افشای شبکههای خرابکاری اوکراینی در عراق، تا بحران مهاجرتی شمال آفریقا و فشارهای بیحاصل واشنگتن بر ایران تا سناریوی تخریب روابط تهران با منطقه، یک تصویر واحد را ترسیم میکند: محور غرب در حال غرق شدن است و برای نجات خود، به طناب پوسیدهی «فتنهافکنی» چنگ میاندازد.