العالم - لبنان
نویسنده و پژوهشگر لبنانی در مقاله ای تحلیلی برای سایت عربی شبکه خبری العالم، با بررسی جایگاه اخلاق در جنگها، تأکید میکند که در منظومه اسلامی، اخلاق حتی در سختترین شرایط بر سیاست و منطق انتقام مقدم است.
در این مقاله با اشاره به فرموده ی پیامبر اکرم (ص) پس از فتح مکه مکرمه، که آنرا روز رحمت نامید و امر بر توقف خونریزی کرد؛ آمده است: رسول عظیم الشان اسلام آن روز به همه مردم مکه امان داد و فرمود: "هر کس وارد خانه ابوسفیان شود در امان است، هر کس وارد خانه خود شود در امان است و هر کس وارد مسجدالحرام شود در امان است"؛ و هنگامی که مردم گرد آمدند تا بدانند پیامبر با آنان چه خواهد کرد، به آنان فرمود: "بروید که شما آزادشدگانید."
پیامبر(ص) ۱۳ سال ظلم و آزار سران مکه را تحمل کرده بود. پس از آن نیز آنان سپاه تشکیل دادند، قبایل را بسیج کردند و در مدینه در نبردهای بدر، احد و خندق به جنگ با پیامبر پرداختند؛ اما با همه اینها، پیامبر با آنان با رحمت و مدارا رفتار کرد، زیرا دینی که آورده بود، دین رحمت و اخلاق بود و خود او مظهر والاترین صفات اخلاقی به شمار میرفت؛ چنانکه خداوند متعال میفرماید:
"وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ"؛ "و تو قطعا دارای اخلاقی بزرگ و والا هستی."
بیش از هزار و چهارصد سال بعد، در سال ۲۰۰۰ و هنگام آزادسازی جنوب لبنان، شهید سید حسن نصرالله نیز تقریبا موضعی مشابه اتخاذ کرد؛ در حالی که دشمن صهیونیستی انتظار داشت در پی آزادسازی جنوب، میان مردم فتنه و کشتار به راه بیفتد و با کسانی که در نوار مرزی با آن همکاری کرده بودند برخورد شود ــ همان مردمی که صهیونیستها شدیدترین انواع ظلم، شکنجه و نسل کشی را بر آنان روا داشته بودند ــ سید حسن نصرالله اعلام کرد که امروز روز رحمت است و دستور داد با هیچکس، فارغ از آنچه مرتکب شده است، برخورد نشود و این موضوع را به دولت واگذار کرد. او بارها تأکید کرد "در جریان آزادسازی، حتی یک سیلی هم زده نشد."
در ایران نیز میبینیم که امام شهید، سید علی خامنهای (طاب ثراه)، با وجود برخورداری ایران از چرخه کامل هستهای برای تولید بمب هستهای، اجازه چنین کاری را نداد؛ زیرا بمب هستهای سلاحی برای نابودی و کشتار بشریت است.
اینها نمونههایی از چگونگی مدیریت جنگها و درگیریها و جایگاه اخلاق در منظومه اسلامی، حتی در سختترین دورههای رویارویی با طرف مقابل است.
با وجود توانایی برای انتقام از طرف مقابل، نگاه دینی بر این مسئله حاکم است و بر این اساس، اخلاق و سیاست دو همزادند که در کنار یکدیگر حرکت میکنند.
به نظر میرسد آنچه شهید سید حسن نصرالله و شهید سید علی خامنهای انجام دادند، "نظریه آرمانگرایی" نامیده میشود؛ نظریهای که اخلاق را در مرتبه نخست قرار میدهد و اخلاق را بر سیاست حاکم میداند.
اما در مقابل، تصویر اخلاق و سیاست نزد سیاستمداران آمریکایی و صهیونیست چگونه است؟
غرب از اخلاق سیاسی فاصله گرفته و نظریه واقعگرایی را در پیش گرفته است؛ نظریهای که سیاست را از اخلاق جدا میکند.
حاکم و سیاستمدار در غرب، امور سیاسی و اجتماعی را فارغ از اصول اخلاقی اداره میکند، اما در عین حال در برابر مردم و افکار عمومی، پایبندی ظاهری خود به اخلاق را به نمایش میگذارد.
اگر سیاست آمریکا را بهعنوان نمونه در نظر بگیریم، چرا که در زمان حاضر این کشور اداره امور جهان را در دست دارد، نمونههای بسیاری از کنار گذاشتن اخلاق و ارزشها در صورت تعارض با منافع آمریکا مشاهده میکنیم.
برای نمونه، آمریکا در سال ۱۹۵۳ دولت مصدق در ایران را سرنگون کرد، زیرا او در برابر طرحهای شرکتهای بزرگ نفتی ایستاده بود؛ در حالی که دولت او بهصورت دموکراتیک انتخاب شده بود.
آمریکا همچنین از شماری از دیکتاتوریها در جهان حمایت کرد؛ از جمله پینوشه در شیلی، سوموزا در نیکاراگوئه و شاه پهلوی در ایران.
نمونه نزدیکتر نیز حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ است که به کشته شدن بیش از 250 هزار عراقی انجامید؛ افزون بر جنایتهای غیراخلاقی نیروهای آمریکایی از جمله قتل، تجاوز و شکنجه.
در نهایت نیز میتوان به تجاوز آمریکا علیه ایران با بهانههایی واهی و بیاساس اشاره کرد؛ تجاوزی که در جریان آن، آمریکا بدون اعتنا به هیچیک از ارزشها، قوانین بینالمللی و اخلاق حاکم بر جنگ، دست به ترور، کشتار، ویرانگری و محاصره زد.
ترامپ و تهدید به عملیات نظامی بیسابقه از زمان جنگ جهانی دوم
در حالی که آمریکا مردم را در خانهها، میدانها، مدارس و بیمارستانها به شهادت می رساند، ایران در پاسخ پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار می داد؛ با وجود آنکه توانایی هدف قرار دادن مناطق غیرنظامی و وارد کردن تلفات انسانی سنگین به آنها را نیز دارد. اما مکتب اسلام بر رحمت استوار است و اخلاق را حتی در تاریکترین و دشوارترین شرایط، بر سیاست مقدم میداند.
همچنین آنچه رژیم صهیونیستی در غزه انجام داده، جنایتهایی است که تاریخ معاصر نظیر آن را به خود ندیده است. این رژیم بیش از ۷۰ هزار نفر از کودکان، زنان و سالمندان را کشته و نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر را زخمی کرده است؛ افزون بر آن، محلهها و روستاهای کاملی را ویران کرده، بیمارستانها، چاههای آب، مدارس و دانشگاهها را تخریب کرده و محاصره گرسنگی و تشنگی را بر دو میلیون شهروند فلسطینی تشدید کرده است.
این در حالی است که هزاران شهید و زخمی نیز در پی تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان برجای مانده و این رژیم همچنان به تخریب روستاهای لبنان، آواره کردن ساکنان آنها و تهدید به ادامه کشتار و جنایت در غزه، لبنان و ایران ادامه میدهد.
آنچه مقاومت و مردم آن در لبنان از تجاوز نظامی، امنیتی، سیاسی و رسانهای و همچنین فشار روانی متحمل میشوند، آنان را به رفتار متقابل وادار نخواهد کرد. قطبنمای مقاومت همچنان به سوی دشمن صهیونیستی خواهد بود و تا آنجا که بتواند از مردم خود دفاع خواهد کرد.
در برابر همه حملات داخلی علیه مقاومت و محیط اجتماعی آن نیز، این جریان همچنان به شعارها و اصول خود وفادار خواهد ماند؛ اینکه سیاست برای خدمت به مردم است، نه برای انتقام و کینهتوزی. مکتب مقاومت، بدی را با بدی و ظلم را با ظلم پاسخ نمیدهد و ایران نیز با وجود همه آنچه بر سرش آمده و همچنان میآید، بر اخلاق و اصول انسانی حقیقی خود پایبند است.
دشمنان هر اندازه علیه این دو صفآرایی کنند، آنان از پیام پیامبر اسلام(ص) در زمینه رحمت و اخلاق والا منحرف نخواهند شد و هدف، وسیله را توجیه نخواهد کرد، هر اندازه هم که دشواریها شدت یابد.
ممکن است این رویکرد اخلاقی برای بسیاری از مردم ایران و حامیان مقاومت که خواستار فاصله گرفتن از آرمانگرایی اخلاقی در زمان جنگ و اتخاذ رویکرد واقعگرایانه، به معنای پاسخ متقابل به تجاوزهای آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند، خوشایند نباشد؛ اما آنان الگوی ایران و مقاومت نیستند. الگوی مقاومت و ایران، راه و روش رسول خدا(ص) است.
در پایان، بهترین توصیف از سیاست آمریکا همان سخنی است که هنری کیسینجر، وزیر خارجه پیشین آمریکا، بیان کرد:
"آمریکا دوستان دائمی یا دشمنان دائمی ندارد؛ بلکه منافع دائمی دارد"
* احمد موسی حومانی، نویسنده و پژوهشگر لبنانی
