تحلیل روز شبکه العالم|

سلطه آمریکا بر لبنان؛ از مداخله نظامی تا تلاش برای مهندسی ساختار قدرت در این کشور

دوشنبه 22 تير 1405
14:49
سلطه آمریکا بر لبنان؛ از مداخله نظامی تا تلاش برای مهندسی ساختار قدرت در این کشور دکتر احمد موسی حومانی، نویسنده و پژوهشگر لبنانی، در مقاله‌ای تحلیلی برای شبکه العالم، با مرور بیش از شش دهه تحولات سیاسی لبنان، روند گسترش نفوذ آمریکا در ساختار قدرت این کشور را بررسی کرده و معتقد است واشنگتن همواره با بهره‌گیری از تحولات داخلی و منطقه‌ای، در پی تثبیت نفوذ خود بر معادلات لبنان بوده است.

العالم - یادداشت

_ در بخش اول این تحلیل آمده است...

هیچ‌کس درباره سلطه آمریکا بر بخش بزرگی از کشورهای جهان تردیدی ندارد... این سلطه، ریشه‌های تاریخی دارد که به قرن هجدهم بازمی‌گردد...

آمریکا ابتدا با تسلط بر کشورهای آمریکای مرکزی، نفوذ خود را آغاز کرد و سپس در قرن نوزدهم دامنه سلطه خود را به سراسر قاره آمریکا و شماری از کشورهای آفریقایی گسترش داد؛ سلطه‌ای که تنها از مسیر قدرت و زور تحقق یافت.

با آغاز قرن بیستم و پس از تثبیت سلطه آمریکا بر دو قاره آمریکا، این کشور دامنه بلندپروازی‌های سیاسی و نظامی خود را به سوی اروپا گسترش داد؛ اما از آنجا که اروپا بنیان‌گذار دولت آمریکا به شمار می‌رفت، روابط دو طرف هرگز نمی‌توانست به رابطه‌ای میان "ارباب و برده" تبدیل شود.

از همین رو، آمریکا از جنگ جهانی اول و دوم بهره گرفت تا خود را حامی و نجات‌بخش کشورهای اروپایی معرفی کند و در ادامه، به‌ویژه با القای این باور که اتحاد جماهیر شوروی دشمن مشترک آنهاست، به تدریج سلطه سیاسی خود را بر تصمیمات اروپا تحمیل کرد.

اندک‌اندک وابستگی اروپا به آمریکا افزایش یافت و واشنگتن نیز با عنوان "کمک" در امور داخلی کشورهای اروپایی مداخله کرد و از هر فرصتی برای تحکیم سلطه خود، نه تنها بر این کشورها، بلکه بر مستعمرات و مناطق نفوذ آنها که پس از دو جنگ جهانی رو به زوال گذاشته بود، بهره برد.

آمریکا همزمان جنگ‌ها و رقابت‌های نرم با فرانسه و بریتانیا را نیز در پیش گرفت و واشنگتن با شعار استقلال و آزادی برخی کشورها، آنها را به تدریج از زیر سلطه فرانسه و بریتانیا خارج و تحت نفوذ سیاسی و اقتصادی خود قرار داد.

به این ترتیب، کشورهای عربی نیز زمانی که گمان می‌کردند از سلطه فرانسه و بریتانیا رهایی یافته‌اند، در عمل زیر نفوذ آمریکا قرار گرفتند.

لبنان نیز از این قاعده مستثنا نبود.

نخستین مداخله مستقیم آمریکا در لبنان، در جریان بحران سال ۱۹۵۸ رخ داد؛ زمانی که کمیل شمعون، رئیس‌جمهور وقت، برای مقابله با آنچه "گسترش ناصریسم کمونیستی"» می‌نامید، از ناوگان آمریکا درخواست کمک کرد و نیروهای آمریکایی در سواحل بیروت پیاده شدند.

با این حال، آمریکا در ادامه از متحد خود، کمیل شمعون، دست کشید و با همکاری فرانسه، راه‌حل سیاسی‌ای را پیش برد که بر اساس آن، فرمانده وقت ارتش، ژنرال فؤاد شهاب، به ریاست جمهوری انتخاب شد.

بدین ترتیب، آمریکا نخستین گام را برای خارج کردن لبنان از حوزه نفوذ فرانسه و قرار دادن آن در مدار نفوذ خود برداشت؛ هرچند برای فرانسه همچنان نقشی فرعی و تکمیلی باقی گذاشت تا در صورت نیاز از آن بهره بگیرد.

از آن زمان، ارتش لبنان نیز وارد چرخه نفوذ آمریکا شد. در سال ۱۹۸۲، نیروهای چندملیتی به فرماندهی آمریکا بار دیگر برای حمایت از امین جمیل، رئیس‌جمهور وقت لبنان، وارد بیروت شدند.

با وجود استقرار ناوهای جنگی آمریکا در نزدیکی سواحل لبنان، از جمله ناوشکن "نیوجرسی"، نیروهای آمریکایی و فرانسوی ضربات سنگینی متحمل شدند که آنها را وادار به عقب‌نشینی شتاب‌زده کرد و امین جمیل را با سرنوشت خود تنها گذاشت.

پس از آن، نقش فرانسه به تدریج کمرنگ و جای آن را نفوذ آمریکا گرفت.. بسیاری هنوز تلاش واشنگتن برای تحمیل مخایل الضاهر به عنوان رئیس‌جمهور لبنان در سال ۱۹۸۸، پس از پایان دوره ریاست جمهوری امین جمیل، را به یاد دارند؛ زمانی که ریچارد مورفی، فرستاده آمریکا، خطاب به لبنانی‌ها گفت: "یا مخائیل ضاهر، یا هرج و مرج".

__ (میخائیل آنتونیوس ظاهر (۱۹۲۸ – ۱۴ فوریه ۲۰۲۳) وکیل، وزیر و نماینده مجلس لبنان بود).

در عمل نیز، هنگامی که آمریکا نتوانست نامزد خود را به قدرت برساند، لبنان وارد دوره‌ای از آشوب و دوگانگی در ساختار دولت شد تا اینکه واشنگتن به این نتیجه رسید که توافق با سوریه راه‌حل مناسب‌تری است.

در نتیجه، "توافق طائف" شکل گرفت؛ توافقی که به دولت نظامی به ریاست ژنرال میشل عون، که از سوی امین جمیل تشکیل شده بود، پایان داد و در ادامه نیز سمیر جعجع، فرمانده نیروهای لبنانی، از صحنه سیاسی کنار گذاشته و به مدت یازده سال زندانی شد.

_ بخش دوم| دکتر حومانی در ادامه ی تحلیل خود درباره چگونگی تسلط یابی آمریکا بر لبنان و دیگر کشورها نوشته است...

اهداف آمریکا برای سیطره و کنترل کشورها هرگز متوقف نمی‌شود و هرگاه یکی از طرح‌هایش در تحقق اهداف مورد نظر ناکام بماند، به سرعت به سراغ طرحی دیگر می‌رود.

ماجرای "میخائیل ضاهر" نیز از همین دست بود؛ پس از ناکامی در تحمیل نامزد مورد نظر خود، آمریکا به سمت توافق با سوریه رفت، اما این توافق نیز در چارچوب مذاکرات مادرید و با هدف کشاندن سوریه به روند صلح با رژیم صهیونیستی بر اساس شروط آمریکا شکل گرفت.

واشنگتن در همان زمان می‌کوشید به‌تدریج بخش‌های مختلف قدرت در لبنان را در اختیار بگیرد.

از نگاه آمریکا، روی کار آمدن رفیق حریری این امکان را فراهم کرده بود که از طریق عربستان سعودی، هرچند به‌صورت غیرمستقیم، تا حدودی بر قوه مجریه لبنان نفوذ داشته باشد.

همچنین تلاش کرد پس از پایان دوره ریاست جمهوری الیاس هراوی، رئیس‌جمهوری همسو با خود را به قدرت برساند، اما در نهایت با تمدید دوره ریاست جمهوری هراوی موافقت کرد و بدین ترتیب، راه برای شکل‌گیری عرف جدید تمدید دوره رؤسای جمهور در لبنان هموار شد؛ در حالی که همین اقدام را در دوران ریاست جمهوری امین جمیل رد کرده بود.

پس از آنکه سوریه، فرمانده وقت ارتش، ژنرال "امیل لحود"، را به ریاست جمهوری رساند، روابط آمریکا و سوریه در لبنان رو به تیرگی گذاشت.

در همین دوره، رفیق حریری از قدرت کنار رفت و "سلیم الحص" جای او را گرفت، اما دیری نپایید که حریری پس از پیروزی گسترده خود و متحدانش در انتخابات پارلمانی، بار دیگر به صحنه سیاست بازگشت.

به این ترتیب، نوعی "ازدواج اجباری" میان "رفیق حریری" و "امیل لحود" شکل گرفت. در همین زمان، ژنرال میشل سلیمان به فرماندهی ارتش منصوب شد و ارتش در موضع بی‌طرف باقی ماند.

تمدید سه‌ساله دوره ریاست جمهوری امیل لحود، نقطه عطف اختلاف میان آمریکا و سوریه در لبنان بود. آمریکا با ترور رفیق حریری، فرصت را برای تحکیم نفوذ خود در لبنان مناسب دید و با وادار کردن ارتش سوریه به خروج از لبنان، تلاش کرد موازنه قدرت را به سود خود تغییر دهد؛ اقدامی که در عمل به منزله تلاش برای کنار زدن امیل لحود و متحدانش بود.

با این حال، ایستادگی "امیل لحود" تا پایان دوره تمدیدشده ریاست جمهوری، بسیاری از برنامه‌های آمریکا را با مانع روبه‌رو کرد. از این رو، واشنگتن توانست "فؤاد سنیوره" را در یکی از دشوارترین مقاطع لبنان پس از توافق طائف، به ریاست دولت برساند.

نویسنده معتقد است شباهت‌های بسیاری میان آن دوره و وضعیت کنونی لبنان وجود دارد، با این تفاوت که امیل لحود، رئیس‌جمهور وقت، همسو با آمریکا نبود و همین مسئله مانع از تسلط کامل واشنگتن بر ساختار قدرت لبنان شد؛ در حالی که به اعتقاد نویسنده، امروز رئیس‌جمهور لبنان همسو با آمریکا و رئیس دولت نیز کاملاً هماهنگ با سیاست‌های واشنگتن است.

نقطه اوج این رویارویی در هفتم مه ۲۰۰۸ رقم خورد. پس از پایان دوره ریاست جمهوری امیل لحود و در غیاب رئیس‌جمهور، لبنان در آستانه جنگ داخلی جدیدی قرار گرفت.

آمریکا که بیم آن داشت کنترل خود را بر بخش همسو با خود در حاکمیت از دست بدهد، از توافق دوحه حمایت کرد؛ توافقی که در نهایت به انتخاب ژنرال میشل سلیمان به ریاست جمهوری انجامید.

فؤاد سنیوره نیز حدود یک سال دیگر در سمت نخست‌وزیری باقی ماند و پس از پیروزی گسترده سعد حریری در انتخابات پارلمانی، جای خود را به او داد. همچنین ژنرال جان قهوجی در تمام دوره ریاست جمهوری میشل سلیمان فرمانده ارتش باقی ماند.

از نگاه نویسنده ی لبنانی این مقاله، نتیجه توافق دوحه ایجاد نوعی توازن در معادلات داخلی لبنان بود؛ هرچند کفه ترازو اندکی به سود جریان‌های مخالف سیاست‌های آمریکا سنگینی می‌کرد.. این جریان‌ها در نهایت موفق شدند ژنرال میشل عون را به ریاست جمهوری و سعد حریری را به نخست‌وزیری برسانند.

این همان وضعیتی بود که آمریکا قادر به پذیرش آن نبود؛ زیرا با رئیس‌جمهوری روبه‌رو بود که همسو با سیاست‌هایش نبود و نخست‌وزیری که گرایش میانه‌رو داشت و تمایلی به ایجاد تنش و درگیری نشان نمی‌داد.

از این رو، میشل عون با فشارهای گسترده آمریکا و عربستان سعودی روبه‌رو شد تا موضعی تقابلی در برابر متحدان خود اتخاذ کند، اما هنگامی که این فشارها نتیجه نداد، اعتراضاتی که بعدها به "جنبش ۱۷ اکتبر" شهرت یافت، علیه رئیس‌جمهور و متحدانش شکل گرفت؛ اعتراضاتی که به گفته نویسنده، گروه‌های موسوم به سازمان‌های جامعه مدنی هدایت آن را بر عهده داشتند.

این نویسنده و پژوهشگر در ادامه تحلیل روز خود افزوده است...

یکی از نکات قابل توجه آن دوره، فاصله گرفتن فرمانده وقت ارتش، ژنرال جوزف عون، از رئیس‌جمهور بود؛ با وجود این، ایستادگی میشل عون و جریان سیاسی حامی او، به اعتقاد نویسنده، بار دیگر مانع از تحقق اهداف آمریکا شد.

به باور وی؛ واشنگتن در آغاز ریاست جمهوری میشل عون، توانست با انتصاب فرمانده‌ای همسو با خود در رأس ارتش، بار دیگر موازنه سیاسی لبنان را برقرار کند.

پس از پایان دوره ریاست جمهوری میشل عون نیز لبنان بیش از دو سال بدون رئیس‌جمهور باقی ماند.

این وضعیت متوازن، غرور آمریکا را راضی نکرد؛ از همین رو، به رژیم صهیونیستی چراغ سبز داد تا تجاوز گسترده خود را علیه لبنان آغاز کند؛ به این امید که مقاومت را از میان بردارد و ساختار حکمرانی در لبنان را مطابق آنچه سال‌ها در پی آن بود، بر پایه سیاست‌های آمریکا بازتولید کند.

از نظر دکتر حومانی؛ آمریکا در سایه فشارهای ناشی از جنگ و فشارهای سیاسی بر همه طرف‌های لبنانی، موفق شد ژنرال جوزف عون را به ریاست جمهوری، نواف سلام را به نخست‌وزیری و رودولف هیکل را به فرماندهی ارتش برساند، بدین ترتیب، واشنگتن توانست کنترل خود را بر ارکان اصلی قدرت در لبنان تثبیت کند.

هرچند فرمانده ارتش، همانند فرماندهان پیشین ارتش پس از توافق طائف، موضع بی‌طرفی را حفظ کرده و در مواضع خود بر بالاترین سطوح وطن‌دوستی، حاکمیت و استقلال لبنان تأکید می‌کند، اما آمریکا اصلی‌ترین حامی ارتش لبنان به شمار می‌رود و آموزش، تجهیز و تسلیح این نیرو عمدتا با حمایت واشنگتن انجام می‌شود؛ افزون بر آن، بخش عمده‌ای از دوره‌های آموزشی افسران ارتش نیز در ایالات متحده برگزار می‌شود بنابراین بی‌طرفی ارتش و فرماندهی آن در مقطع کنونی، موجب نگرانی آمریکا نیست؛و واشنگتن به‌خوبی می‌داند که ارتش، نماد وحدت لبنان است و از همین رو، در تعامل با آن با احتیاط رفتار می‌کند.

برای آمریکا همین اندازه کافی است که ریاست جمهوری و ریاست دولت تحت نفوذ آن قرار داشته باشند و نویسنده مقاله؛ تلاش‌ها و فشارهای گسترده برای دستیابی به توافق میان لبنان و رژیم صهیونیستی را که این روزها جریان دارد، دور از انتظار نمی‌داند؛ زیرا به اعتقاد وی، آمریکا بر این باور است که ساختار کنونی قدرت در لبنان با اهداف و سیاست‌های آن همسو است و واشنگتن به‌خوبی از این واقعیت آگاهی دارد که لبنان کشوری با موازنه‌های متغیر، تناقض‌های سیاسی و تحولات سریع است و از این رو، می‌داند که ساختار کنونی قدرت برای مدت طولانی پایدار نخواهد ماند و نیروهای ملی بار دیگر زمام امور را در دست خواهند گرفت و همان‌گونه که پس از تجاوز رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۸۲، پس از امضای توافق ۱۷ مه ۱۹۸۳، پس از ترور رفیق حریری، پس از جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ و نیز پس از رخدادهای موسوم به "جنبش ۱۷ اکتبر" در اداره کشور نقش‌آفرین شدند، بار دیگر به عرصه مدیریت لبنان بازخواهند گشت.

_ دکتر احمد موسی حومانی، نویسنده و پژوهشگر لبنانی یادداشت خود را اینگونه به پایان برده است...

آنچه ممکن است همگان را غافلگیر کند، این است که ناکامی طرح‌های آمریکا و بازگشت نیروهای ملی به صحنه سیاست لبنان، این بار نه در نتیجه ضربه‌ای که این نیروها به ساختار کنونی قدرت وارد کنند، بلکه در نتیجه شتاب‌زدگی، سرسختی و اشتباهات متحد اصلی واشنگتن در منطقه، یعنی رژیم صهیونیستی، رقم بخورد.

0% ...

آخرین اخبار

اظهارات ترامپ درباره بازگرداندن محاصره دریایی ایران


گزارش العالم از سفر نخست وزیر عراق به آمریکا با دستور کار اقتصادی +فیلم


اعلام مرز‌های خروجی و ورودی اتباع برای مراسم اربعین


اقدام خصمانه لندن علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی


ویدیوگرافیک/ از جهان عرب تا اروپا؛ رهبر شهید ایران فراتر از مرزها بر دلهای آزادگان جهان


بسته شدن مجدد تنگه هرمز، ۲۲ تیر ۱۴۰۵+ فیلم


وزارت امور خارجه از مسائل کنسولی و دیپلماتیک زائران حمایت می‌کند


حملات هوایی آمریکا از ۶ تا ۲۲ تیرماه روزانه ۱۱ مصدوم و ۱.۳ نفر شهید داشته است


یک مسئول امنیتی داعش در لبنان به دام افتاد


سخنگوی سپاه: حاکمیت بر تنگه هرمز را همچنان با قوت و قدرت اعمال می‌کنیم