پارتی‌بازی در زمان شاه چگونه انجام می‌شد؟

پنج‌شنبه 2 فروردين 1397
09:53
پارتی‌بازی در زمان شاه چگونه انجام می‌شد؟ هژیر برای آنکه زمینه‌ی مساعدی برای نخست وزیری خود فراهم کند هر فشار یا درخواست را از سوی نمایندگان می‌پذیرفت و این بار هم به درخواست آن چند نماینده گردن نهاده بود.

العالم - ایران / سیاسی

باقر پیرنیا سال‌ها استانداری فارس و تولیت آستان قدس رضوی را بر عهده داشت. وی در کتاب خاطراتش که با عنوان «گذر عمر» منتشر شده به شرح زندگی خانوادگی و نحوه پیشرفت خود در کارهای دولتی می‌پردازد. در بخشی از این خاطرات آمده است:

«هنگامی که سرگرم فراهم‌سازی سفر به خراسان بودم، دکتر کاویانی گفت که هژیر دستور داده حکم مرا لغو کنند. من بسیار تعجب کردم چرا که هیچ دلیلی نمی‌توانست باعث این تصمیم شده باشد.

پس از کنجکاوی آشکار شد که دو سه تن از نمایندگان خراسان، کس دیگری را که سرپرست امور اقتصادی بود برای معاونت پیشکاری خراسان در نظر گرفته‌اند. مرحوم هژیر برای آنکه زمینه‌ی مساعدی برای نخست وزیری خود فراهم کند هر فشار یا درخواست را از سوی نمایندگان می‌پذیرفت و این بار هم به درخواست آن چند نماینده گردن نهاده بود.

در این هنگام برای دومین بار به شادروان حکیم‌الملک، نخست وزیر، مراجعه کردم و گفتم اگر در گذشته درخواستی داشتم به جهت استفاده از فرصت نبود، بلکه می‌خواستم کوشش و دلبستگی خود را به میهنم و به کشور نشان دهم و در محیط وسیع‌تری کوشش و کار خود را عملی سازم و این بار آمده‌ام تا بگویم که در حکومت شما هرگز به من یاری نشده و مقام و منصب درخور من، به من واگذار نشده است و می‌خواهم دست‌کم در موضع توهین قرار نگیرم.

حکیم‌الملک گزارش داستان را خواست و من همه را گفتم. وی با همان چهره دوست‌داشتنی گفت: برو فرزند خیالت راحت باشد!

فردا بامداد به وزارت دارایی رسیدم، دیدم دکتر کاویانی همه‌جا به دنبال من فرستاده تا مرا به نزد او برند. هنگامی که به دیدار وی رفتم گفت: حکم شما مگر لغو شده؟ گفتم: نه. گفت: پس چرا به محل مأموریت نمی‌روید؟ گفتم پریروز اظهار داشتید که وزیر دارایی دستور لغو حکم را داده‌اند، پس رفتنم بی‌جاست. دکتر به شوخی گفت: نه، خودت که می‌دانی چه کردی! بی‌درنگ به محل مأموریت خود رهسپار شو.

گفتم: من کاری نکردم، تنها واقعیت را برای حکیم‌الملک شرح دادم. هیچ چیز بهتر از گفتن راستی نبود. دکتر کاویانی گفت: آگاهید که حکیم‌الملک به وزیر چه گفته است؟ ایشان به آقای هژیر گفته است من توان دیدن چهره‌ی درهم یادگار برادرم را ندارم و هژیر هم دستور داده است که شما به محل مأموریت خود بروید.

گذر عمر (خاطرات سیاسی باقرپیرنیا)، تهران؛ انتشارات کویر، ۱۳۸۲، صص ۱۲۴-۱۲۵.

مشرق

0% ...

آخرین اخبار

بازگشت سراسیمه فرزند نتانیاهو از آمریکا به اسراییل به بهانه یک تهدید فوری


عزم و اراده پولادین ملت ایران را به نمایش گذاشتید


شمار جان باختگان سیل نپال به ۶۷۰ نفر رسید


غریب‌آبادی: اقدامات لازم برای بازگشایی تنگه هرمز را برای آمریکایی‌ها روشن کرده‌ایم


دبیرکل سازمان ملل خواستار ممنوعیت جهانی آزمایش‌های هسته‌ای شد


اهدای ۷۵۰۰ بسته معیشتی توسط سفارت ایران در صنعا به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (ص)+فیلم


تأکید وزرای خارجه ترکیه و قطر بر لزوم کاهش‌ تنش‌های منطقه‌ای


شعله ور کردن جنگ در کرانه باختری؛ برگه نتانیاهو در تبلیغات انتخاباتی + ویدئو


تقابل ایران با محاصره اقتصادی و هشدار به دشمنان +فیلم


پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته وحدت فردا منتشر می شود