العالم - آمریکا
اینگونه بود که داستان «حزبالله در ونزوئلا» به عنوان یک محصول سیاسی آماده متولد شد تا اهداف کاخ سفید در زمینه مخدوش نمودن وجهه حکومت های چپگرا در آمریکای لاتین و فراهم نمودن زمینه برای سرنگونی آنها و چپاول منابعشان و تبدیل آنها به دشمن رژیم صهیونیستی برای توجیه جنایات این رژیم در خاورمیانه فراهم شود.
نشریه الاخبار لبنان با انتشار مطلبی تحلیلی به قلم علي حسن مراد نوشت: نام حزب الله در ونزوئلا از سال ۲۰۰۵ و ظهور حکومت های چپگرا در آمریکای لاتین، بهویژه نظام هوگو چاوز، رئیسجمهور فقید ونزوئلا بر سر زبان ها افتاد.
در آن زمان، اعضای جمهوریخواه کنگره با مرتبط دانستن چاوز، کوبا، ایران و حزبالله با یکدیگر نسبت به نزدیک شدن به اصطلاح تهدید تروریستی این طرف ها به مرز آمریکا هشدار دادند.
این ارتباط در چارچوب مقابله کاخ سفید با کشورهایی ایجاد شد که مخالف هژمونی آمریکا در جهان هستند. این اتهامات در سال ۲۰۰۶، اندکی پیش از اولین سفر محمود احمدینژاد، رئیس جمهور سابق ایران، به کاراکاس، تشدید شد.
در آن زمان نمایندگان مجلس آمریکا نسبت به گسترش رابطه ونزوئلا با ایران و حزبالله هشدار دادند. در سالهای بعد، دهها جلسه در کنگره درباره نقش ادعایی حزبالله در آمریکای لاتین به ویژه در ونزوئلا، برگزار شد. پس از آن تلاش شد مردم آمریکا نسبت به خطر این ارتباط و ضرورت دفع آن متقاعد شوند.
در سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۸ صد جلسه در کنگره برای بررسی وضعیت حزب الله در آمریکای لاتین به ویژه ونزوئلا با حضور پژوهشگرانی از لابی صهیونیستی برگزار شد.
یکی از برجستهترین منابع این ادعاها، کتاب آنتونیو سالاس، روزنامهنگار اسپانیایی، بود که ادعا میکرد به شبکههای مرتبط با حزبالله و سایر سازمانها در ونزوئلا نفوذ کرده است.
این ادعا به قدری دروغ بود که حتی برخی از نویسندگان درباره واقعی بودن این آن ابراز تردید کردند.
ادعای مزبور به رسانههای آمریکایی و بینالمللی نیز سرایت کرد جایی که داستانهایی درباره اردوگاههای آموزشی ادعایی در جزیره مارگاریتای ونزوئلا یا شبکه مالی که توسط این حزب با حمایت مقامات ونزوئلا اداره میشود، منتشر شد.
با این حال، تحقیقات مستقل خبری مانند تحقیق شبکه الجزیره در سال ۲۰۰۹، نشان داد که عرب های ساکن ونزوئلا عمدتا سنی هستند و هیچ نوع فعالیت نظامی یا سازمانی مرتبط با حزب الله در این کشور وجود ندارد. اما تکذیب این ادعاها منجر به کاهش لفاظیهای تحریکآمیز در این زمینه نشد.
حتی در جلسات کنگره، مقامات ارشد وزارت امور خارجه و سفارت آمریکا اذعان کردند که هیچ مدرکی مبنی بر فعالیت عملیاتی حزبالله در آمریکای لاتین، به ویژه در ونزوئلا، وجود ندارد.
اما آمریکا باز هم از اتهام زدن به مقاومت دست بر نداشت و ابتدا حزب الله را به جمع آوری پول برای فعالیت های نظامی امنیتی و پس از آن به تجارت مواد مخدر برای تامین هزینه های مقاومت متهم کرد تا بتواند هر نوع جنایت علیه مقاومت تحت عنوان جنگ علیه تروریسم را توجیه نمایند.
با مرگ چاوز و به قدرت رسیدن نیکولاس مادورو، این کمپین متوقف نشد، بلکه به شکلی جدید بازتولید شد. از اینجا بود که نظام ونزوئلا به عنوان پناهگاه تروریسم به جهانیان معرفی شد و برای اثبات این ادعا نام اشخاصی مانند طارق العیسمی سوری الاصل به عنوان شخصی که با حزب الله همکاری دارد، مطرح شد.
بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۸، نزدیک به ۱۰۰ جلسه در کنگره آمریکا برای بررسی حضور عملیاتی ادعایی حزبالله در آمریکای لاتین برگزار شد که ۴۰ جلسه به ونزوئلا به عنوان کشوری که فعالیتهای حزبالله را «تسهیل» میکند، اختصاص داشت.
بیشتر اشخاصی که به عنوان «کارشناس» برای شهادت در این جلسات دعوت شده بودند، از مراکز تحقیقاتی وابسته به لابی صهیونیستی، به ویژه جناح لیکود (مانند بنیاد دفاع از دموکراسیها) بودند تا ادعاهای واهی آمریکا درباره حزب الله را به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل نمایند.