العالم - آمریکا
اکرم شمص در یادداشتی با تاکید بر اینکه تنگه هرمز یک اهرم مفید و موثر برای ایران است، نوشت : لافهای دولت درمانده ترامپکمترین انطباقی با واقعیات میدان نشان نمیدهند و بنابراین «رابرت کیگان» از چهرههای مطرح نومحافظهکار آمریکایی برای چندمین بار دست به قلم شده و اذعان کرده که ایران، قدرت برتر است.
دههها بود که این پرسش واشنگتن، تلآویو و بسیاری از پایتختهای غربی را به خود مشغول کرده بود: «اگر ایران به بمب هستهای دست یابد، چه پیش خواهد آمد؟»
تصور بر این بود که تسلیحات هستهای، اوج قدرت ایران است. اما با وقوع جنگ، کیگان موضوع جالبتری را مطرح کرد: ایران بدون در اختیار داشتن بمب هستهای به ابزار قدرتمندتری برای اعمال نفوذ سیاسی خود دست یافته که حتی کارآمدتر هم هست. آن ابزار، جغرافیاست.
بمب بازدارندگی ایجاد میکند حال آنکه تنگه هرمز عرصه مذاکره است
سلاح هستهای از قدرتی عظیم برخوردار است، اما همین قدرت، استفاده از آن را بسیار دشوار میسازد. بزرگترین ارزش آن صرفا در وجود داشتن آن نهفته است. بدین معنا که رقیب بداند شما آن را در اختیار دارید و این امر مانع از آن شود که آنها از خطوط قرمز عبور کنند.
امنیت انرژی میتواند به بخشی از روابط ایران با کشورهایی تبدیل شود که هیچ ارتباط مستقیمی با مناقشه ایران و آمریکا ندارند. امتیاز جغرافیا و موقعیت منطقهای ایران در همین نکته نهفته است: نیازی به راهاندازی آن نیست؛ چرا که همواره به همین نحو وجود داشته و دارد.
ژاپن و کره جنوبی
رابرت کیگان، نویسنده همکار نشریه آتلانتیک و کارشناس سیاست خارجی آمریکا، در گفتوگو با سیانان استدلال میکند که نتیجه جنگ اخیر، برخلاف روایت واشنگتن، میتواند به تقویت موقعیت منطقهای ایران منجر شود؛ کشوری که به گفته او اکنون از کنترل و نفوذ خود بر تنگه هرمز به عنوان اهرمی برخوردار است که نه فقط کشورهای عربی خلیج فارس، بلکه اقتصادهای بزرگی مانند چین، ژاپن و کره جنوبی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
کیگان در مصاحبه خود با سیانان، از ژاپن و کره جنوبی به عنوان نمونههایی در این زمینه نام برد. زیرا این مسئله دیگر محدود به منطقه خلیج فارس نیست؛ کشورهای بزرگ صنعتی نیز به تأمین مطمئن انرژی نیاز دارند.
این موضوع پرسشی را پیش میآورد: اگر کشوری بر سر دوراهیِ پایبندی کامل به سیاست تحریمهای ایالات متحده و حفظ دسترسی اقتصاد خود به انرژی قرار گیرد، کدام مسیر را برمیگزیند؟
کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون ناچار خواهند بود معاملات خود را با ایران تنظیم کنند. اما موضوع فقط آنها نیست. کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی نیز به دسترسی به منابع انرژی خلیج فارس وابستگی بالایی دارند. حالا آنها چه خواهند کرد؟ به گفته کیگان، ناچار خواهند شد با ایران به توافق برسند. به این ترتیب، ایران از موقعیتی که تنها حدود یک سال و نیم پیش بسیار ضعیف به نظر میرسید، اکنون در حال تبدیل شدن به یک بازیگر بزرگ در نظام بینالملل است.
بنابراین کشورهای مختلف جهان متوجه خواهند شد که اگر میخواهند به منابع نفتی خود دسترسی داشته باشند، باید با ایران روابط دوستانه داشته باشند یا دستکم با ایران خصومت نکنند. این روند، کل نظام مهار ایران را که آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورها طی سالها ایجاد کرده بودند، از هم میپاشد.
فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران هیاهوی بزرگ و نتیجه محدود
دولت آمریکا طی سالها مجموعه بزرگی از فشارهای اقتصادی را علیه ایران اعمال کرده و اکنون این برنامه را «دیدی اقتصادی D-Day» مینامد. از نظر کیگان این اقدامات نسبت به تحریمهایی که پیش از این وجود داشته، واقعا یک مرحله مهم به جلو محسوب نمیشوند؛ چراکه بسیاری از اقداماتی که وزیر خزانهداری آمریکا امروز درباره آنها صحبت کرد، همان نوع تحریمهایی هستند که سالهاست وجود دارند.
ضمن اینکه بخش زیادی از فعالیتهایی که او درباره آنها صحبت میکرد؛ یعنی دیپلماسی پشت پرده با کشورها و نهادهایی که ممکن است با ایران تجارت کنند، در واقع سالهاست به صورت روزمره توسط وزارت خزانهداری، وزارت خارجه و دیگر نهادهای آمریکا انجام میشود.
این روند، به جز وقفه کوتاهی که در دوران توافق هستهای وجود داشت، دههها ادامه داشته است. بنابراین بسیاری از ابزارها همان ابزارهای قبلی هستند و بسیاری از افرادی که این تعاملات را انجام میدهند نیز همان افراد هستند. در واقع چیز تازه زیادی وجود ندارد، جز این ادعا که این اقدامات قرار است تحولی اساسی در اقتصاد ایران ایجاد کنند.
تجارت گسترده چین با ایران
کشوری که تجارت بسیار گستردهای با ایران دارد، قطعا چین است؛ به ویژه با توجه به حجم بالای نفتی که از ایران وارد میکند. سوال اصلی این است: آیا دولتی که تا این اندازه بر کاهش تنشهای اقتصادی با چین متمرکز است، واقعا حاضر خواهد بود چنین اقدامی انجام دهد؟ از نظر کیگان، پاسخ فعلا منفی است. دولت ترامپ فرصتهای زیادی برای افزایش فشار بر چین داشته است؛ چه در ابتدای روی کار آمدن و چه در طول مسیر، زمانی که ادعا کرد کارزار فشار حداکثری را دوباره برقرار کرده است؛ اما هیچ شواهد جدی وجود ندارد که نشان دهد دولت ترامپ تصمیم گرفته فشار تحریمی بر چین را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
آیا واقعا مسیری برای بازگشایی کامل تنگه هرمز وجود دارد؟
کیگان افزود که مقامهای ایرانی میگویند اهرم اقتصادی در برابر آمریکا دارند و واقعیت این است که چنین اهرمی وجود دارد؛ از طریق قیمت نفت و گاز، نه فقط در آمریکا، بلکه در سراسر جهان و برای تمام کشورهایی که نفت خود را از مسیر خلیج فارس تامین میکنند.
به نظر کیگان مسئله بزرگتر این است که با وجود محاصرهای که نیروی دریایی آمریکا اعمال کرده، فشار قابل توجهی نسبت به قبل، بر اقتصاد ایران وارد شده است. تحریمها میتوانند این فشار را افزایش دهند، اما تا این لحظه نشانهای از کاهش فشار ایران یا اقدامی که بتواند روند فعلی را به نفع آمریکا تغییر دهد، مشاهده نشده است. در عمل، اکنون واشنگتن در وضعیتی از بنبست قرار دارد و چنین بنبستی به نفع ایران تمام خواهد شد.
بازگشایی تنگه هرمز و از سرگیری جریان تجارت
به نظر کیگان، مهمترین اولویت آمریکا در حال حاضر باید بازگشایی تنگه هرمز و از سرگیری جریان تجارت باشد. موضوع فقط نفت نیست؛ محصولات پالایششده هم اهمیت دارند و در حال حاضر کمبود آنها یکی از مشکلات اصلی است؛ محصولاتی مانند گازوئیل و کود شیمیایی که برای اقتصاد جهانی و حتی فصلهای کشت در کشورهای در حال توسعه اهمیت دارند.
برای رسیدن به این هدف، آمریکا شاید ناچار باشد محاصره را کنار بگذارد و در مقابل، مقداری کاهش محدود در تحریمها ارائه کند.