العالم - یادداشت
«محمد وسام المرتضی» در مطلبی تحلیلی برای شبکه خبری العالم درباره اشغالگری شناختی و ماهیت آن و تلاش آمریکا و دشمن صهیونیستی و هم پیمانانش برای اجرا کردن آن علیه لبنان نوشت: تاریخ به ما آموخته است که اشغال همیشه مستلزم آن نیست که اشغالگر پرچم خود را بر فراز سرزمین شما برافرازد یا نظامیان خود را در مرزهای شما مستقر کند. خطرناکترین اشغال، اشغالی است که دشمن در آگاهی نفوذ میکند و باعث میشود شما سرزمین خود را از دریچه چشمان دشمن ببینید، با شهروندان خود با منطق دشمن بحث کنید و با اهدافی که دشمن میخواهد، بجنگید.
اشغالگری شناختی بر رسانهها، تبلیغات، اطلاعات نادرست، کنترل اطلاعات و روایتها، تأثیر بر احساسات و مواضع و دستکاری آموزش، فرهنگ و رسانههای اجتماعی برای تغییر شکل آگاهی اجتماعی به شیوهای تحریفشده متکی است که مانع از توانایی برای درک دقیق واقعیت میشود. این به نوبه خود بر نحوه نگاه جامعه به خود، مسائل و منافع خود تأثیر میگذارد و مواضع و تصمیمات خود را مطابق با روایت دشمن تغییر مسیر میدهد. وقتی اشغالگر چنان در آگاهی شما نفوذ می کند - که دشمنش را دشمن خود و هموطنانتان را رقیب خود میبینید و کنارگذاشتن عناصر قدرت خود را تنها راه نجات میدانید- به چیزی دست می یابد که دیگر نیازی به ارتش برای دست یافتن به آن نمی بیند. در این وضعیت، برخی مردم آن سرزمین پیاده نظام دشمن در نبرد می شوند؛ درحالی که به خیال خود تصور می کنند که در حال انجام جنگ ملی خودشان هستند.
در اینجا، اشغالگری از اشغال صرف زمین فراتر میرود و ارزش ها را جابجا جلوه می دهد و در سایه آن مفاهم وارونه میشوند؛ به گونه ای که مقاومت به جای فاکتور قدرت به باری بر دوش تبدیل می شود و قدرت مقاومت به جای یک برگ برنده به عنوان یک خطر تلقی می شود و مقابله با دشمن متجاوز، ریسک تلقی می شود و تسلیم شدن در برابر دشمن به عقلانیت سیاسی تفسیر و تبدیل میشود.
در این صورت، اشغالگر دیگر نیازی به تحمیل اراده خود به زور به شما ندارد، زیرا از قبل کنترل آگاهی جمعی را به دست گرفته، حالت تسلیم فکری ایجاد کرده، این باور را القا کرده که روایتش درست است، و اراده شما را از درون ربوده و شما را مجبور میکند آنچه را که میخواهد انجام دهید در حالی که فکر میکنید این خود شما هستید که اینها را انتخاب میکنید و حق انتخاب در دستان خود شما قرار دارد.
در مورد وضعیت لبنان، درخواست کمک از خارج در روابط لبنان با جهان یک چیز است و درخواست کمک از خارج در روابط بین خود لبنانیها چیز دیگری است. در حالت اول، دولت حاکمیت خود را اعمال میکند اما در حالت دوم، ملت بخشی از قدرت تصمیمگیری خود را واگذار میکند. (طرف خارجی درخصوص روابط داخلی بین لبنانی ها تصمیم می گیرد و براساس منافع دخالت می کند و شکاف و اختلاف داخلی بین لبنانی ها ایجاد می کند).
علاوه بر این، باید گفت که اگر خود لبنان شکست خورده بیرون بیاید، اساسا چه ارزشی دارد که یک گروه در لبنان بر گروه دیگری پیروز شود؟ اگر توانایی محافظت از حاکمیت ملی را از دست بدهیم، کسب نفوذ سیاسی به چه معناست؟ و این چه نوع پیروزی است که بدست آوردن آن اساسا مستلزم تضعیف مهین است؟
یک ملت زمانی قویتر نیست که یکی از بخش های جامعهاش توسط دیگری شکست بخورد. یک ملت زمانی قویتر نیست که برخی از شهروندانش علیه دیگران به قدرتهای خارجی متکی باشند بلکه زمانی قویتر است که کسانی که در درون آن جامعه اختلاف نظر دارند بتوانند بدون دعوت به مداخله خارجی با هم رقابت کنند و بتوانند بدون تبدیل کردن سرزمین خود به عرصهای برای تسویه حسابهای منطقهای، وارد بده بستان ها و کشمکش های معمول سیاسی شوند.
بنابراین، مقابله با اشغالگری شناختی نه در از بین بردن اختلافات و نه در تحمیل یک نظر واحد بر مردم لبنان و نه در منزوی کردن خود از دنیای مدرن است بلکه در این است که اختلافات داخلی خود را در سطح خود نگه داشته و آنها را به طرف های خارجی گره نزنیم. این به معنای آزاد ماندن در عقایدمان بدون تبدیل شدن به ابزاری در دست دیگران است. این به معنای اختلاف نظر در امور دولت، اقتصاد، سیاست، تسلیحات، روابط خارجی و سایر امور است، اما تضمین میکند که لبنان سقفی باقی بماند که ما هنگام اختلاف نظر آن را خراب نمیکنیم.
مسئولیت ما از اینجا آغاز می شود که از میهن دفاع کنیم اما همزمان از آگاهی خود و میهن خود نیز محافظت کنیم و با این موضوع که دشمن ما برای خودمان بازتعریف کند، مقابله کنیم و نگذاریم که یک غیرلبنانی برای ما اختلافات ما را تعیین کند، یا اجازه ندهیم که اختلافات ما به مسیری برای رسیدن به چیزی تبدیل شود که دشمن از طریق تجاوزگری نظامی نتوانسته است به آن دست یابد. اگر سرزمینی اشغال شود، میتوان آن را پس گرفت، اما اگر آگاهی اشغال شود، فرد میتواند نگهبان زنجیرهایی باشد که او را به آن بسته است و مجری چیزی باشد که دشمن نتوانسته است با زور آن را به وی تحمیل کند. بیایید هر طور که میخواهیم مخالفت کنیم و هر طور که دموکراسی اقتضا میکند رقابت کنیم، اما بیایید تصمیمگیرنده هم باقی بمانیم و با آگاهی خود لبنان را به سوی آنچه بقای آن را حفظ میکند و از آن محافظت میکند و آینده فرزندانش را تضمین میکند، سوق دهیم و نگذاریم لبنان به جایی که دشمن میخواهد، کشیده شود