العالم - آمریکا
در این یادداشت که به قلم فائزه فروتن، تحلیلگر مسائل ایران، نوشته شده، آمده است که برداشت سادهانگارانه واشنگتن از ساختار تصمیمگیری در تهران میتواند زمینهساز اشتباههای محاسباتی تازه آمریکا شود.
او نوشته است: «تا زمانی که واشنگتن به برداشت قدیمیِ وجود یک دوگانگی بنیادین در نظام سیاسی ایران پایبند باشد، خطر آن وجود دارد که سازوکار تصمیمگیری را نادرست درک کند و بار دیگر دچار اشتباه محاسباتی شود.»
وی با اشاره به اظهارات جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، درباره تقسیم مقامهای ایران به طرفداران مذاکره و مخالفان آن، این توصیف را بازتاب «سوءبرداشتی گستردهتر در واشنگتن» دانست و نوشت که نگاه آمریکایی، تصمیمگیری در ایران را به انتخابی ساده میان دیپلماسی و رویارویی تقلیل میدهد.
نویسنده تأکید کرد: «بحث امروز در تهران کمتر بر سر اصل مذاکره با آمریکا و بیشتر درباره ترتیب گامهای دیپلماتیک و نحوه اعمال فشار است.»
به نوشته وی، پرسشهای اصلی به این موضوع مربوط میشود که چه شرایطی باید پیش از گفتوگوها فراهم شود، ابتدا چه میزان بازدارندگی باید ایجاد کرد و چه هزینههایی را باید پذیرفت.
فروتن در تشریح ارزیابی خود از تحول رویکرد ایران نوشت: «رویکرد تهران از خویشتنداری عمدتاً واکنشی به سوی پیشبینیناپذیری راهبردی حسابشده در حرکت است.»
به اعتقاد او، ایران میکوشد نشان دهد که آمادگی تحمیل هزینه و پذیرش مخاطراتی را دارد که پیشتر از آنها پرهیز میکرد، اما همزمان اقدامات خود را بهدقت تنظیم میکند.
نویسنده این رویکرد را «بازدارندگی تهاجمی حسابشده» توصیف کرد و در توضیح آن نوشت: «منصرف کردن طرف مقابل از حمله با تحمیل هزینههایی سنجیده اما مؤثر و همزمان پرهیز از تشدید مهارنشدنی تنش.»
بر اساس این تحلیل، افزایش هزینه اقدام نظامی برای طرف مقابل، در محاسبات تهران با تلاش برای جلوگیری از گسترش خارج از کنترل درگیری همراه است و باید در چارچوب هدف بازداشتن دشمن از تکرار حمله ارزیابی شود.
یادداشت چتمهاوس همچنین برداشت رایج در غرب درباره مخالفت نظامیان ایران با مذاکره را به چالش کشید و با اشاره به روند گفتوگوهای اسلامآباد و تماسهای دیپلماتیک پس از آن نوشت: «اصل دیپلماسی رد نشده است.»
نویسنده افزود: «این موضوع، تصور رایج در غرب را به چالش میکشد که دیپلماتهای ایران طرفدار مذاکرهاند اما نظامیان با آن مخالفت میکنند.» وی اختلافنظرها در جریان گفتوگوهای اسلامآباد را عمدتاً مربوط به زمانبندی و شرایطی دانست که باید پیش از مذاکرات فراهم میشد.
در بخش دیگری از یادداشت، تجربه ازسرگیری تهاجم آمریکا پس از تفاهم خاتمه جنگ، عاملی در تقویت نگاه طرفداران بازدارندگی مؤثر توصیف شده است. نویسنده توضیح داد که این تجربه، جایگاه کسانی را در تهران تقویت کرد که معتقد بودند تفاهمنامه بهتنهایی نمیتواند از رویارویی دیگری جلوگیری کند.
وی در بیان نتیجه این تجربه نوشت: «دیپلماسی بدون بازدارندگی مؤثر و گاه تهاجمی، میتواند ایران را در معرض حمله مجدد قرار دهد.» از نگاه نویسنده، این ارزیابی در فهم تأکید تهران بر تقویت توان بازدارندگی پیش از دستیابی به ترتیبات دیپلماتیک تازه اهمیت دارد.