العالم - یادداشت
طوفان الجنید، نویسنده و تحلیلگر مسائل سیاسی یمنی، با استناد به یادداشت عبدالباری عطوان، تحلیلگر سیاسی و سردبیر روزنامه "رأی الیوم"، و دیدگاههای مایکل فوکس، مشاور پیشین جو بایدن رییس جمهور سابق آمریکا، به بررسی پیامدهای نظامی و اقتصادی جنگ آمریکا با ایران و آینده حضور نظامی واشنگتن در خاورمیانه پرداخته و معتقد است که افزایش هزینههای جنگ، فرسایش توان نظامی آمریکا و نقش نیروهای مقاومت در تغییر معادلات منطقه، پرسشهایی جدی را درباره آینده هژمونی آمریکا در غرب آسیا و خلیج فارس مطرح کرده است.
الجنید در ابتدای تحلیل خود با مطرح کردن این سوالات که آیا خاورمیانه به پایان سلطه آمریکا نزدیک میشود؟ آیا خاورمیانه و منطقه در آستانه رهایی از سلطه آمریکا و خروج نیروهای این کشور قرار گرفتهاند؟ به نشانههای فزایندهای که بر کاهش حضور نظامی آمریکا و تزلزل معادلات سلطه در منطقه دلالت دارد، اشاره کرده و نوشته است:
هنگام مرور برخی روزنامهها و پایگاههای خبری، مقالهای از عبدالباری عطوان، نویسنده و تحلیلگر سیاسی و سردبیر روزنامه "رأی الیوم"، با این عنوان "آیا فرار آمریکا از خاورمیانه و خلیج فارس آغاز شده است؟" توجهم را جلب کرد.
عطوان در یادداشت خود به گزارش جدیدی از یکی از مشاوران نظامی رئیسجمهور پیشین آمریکا یعنی "جو بایدن" استناد کرده است؛ که به بررسی بخشی از خسارتهای اقتصادی و نظامی دولت دونالد ترامپ در جنگ ششماهه با جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.
به نوشته ی "این تحلیلگر یمنی، بر اساس آنچه در گزارش "عطوان" آمده و بنا بر دیدگاه او، خسارتهای واردشده به خزانه آمریکا از ۳۳ میلیارد دلار فراتر رفته و صدها نظامی آمریکایی و حدود ۴۳ فروند هواپیمای نظامی و جنگی نیز از بین رفتهاند و این ارقام صرفا یک آمار نظامی گذرا نیست، بلکه میتوان آن را نشانهای اولیه از ابعاد بحران آمریکا و تلاش عملی این کشور برای کاهش خسارتها دانست؛ بهویژه در شرایطی که نهاد نظامی آمریکا میکوشد واشنگتن را از ورود بیشتر به جنگی طولانیمدت بازدارد.
مواجهه با ایران، هزینههای نظامی و مالی فزایندهای به آمریکا تحمیل کرده است؛ هزینههایی که با دکترین جدید پنتاگون، مبتنی بر پرهیز از جنگهای طولانی و تلفات سنگین انسانی و مالی، در تضاد قرار دارد.
خسارتهای سنگین به ناوگان هوایی آمریکا
در ادامه گزارش عطوان، از سرنگونی بیش از ۴۲ فروند هواپیمای نظامی آمریکایی به دست ایران سخن گفته شده است؛ از جمله یک فروند جنگنده رادارگریز اف-۳۵، چهار فروند جنگنده پیشرفته اف-۱۵، ۱۲ فروند هواپیمای سوخترسان و یک فروند هواپیمای آواکس شناسایی.
همچنین در این گزارش مطرح شده است که ۳۰ فروند پهپاد آمریکایی از نوع "MQ-9" در طول جنگ با ایران سرنگون شدهاند.
در گزارش مذکور همچنین آمده است که بخش عمده پایگاههای آمریکا در خاورمیانه، بهویژه در منطقه خلیج فارس، هدف حملات قرار گرفته و یا خسارتهای سنگینی متحمل شدهاند.
در این روایت، ناتوانی سامانههای پدافند هوایی و موشکی آمریکا در جلوگیری از رسیدن موشکها و پهپادهای ایرانی به شماری از این پایگاهها، عامل واردشدن خسارتهای گسترده به آنها عنوان شده است.
شاید به همین دلیل است که حملات موشکی ایران به پایگاههای هوایی آمریکا در اردن طی هفتههای اخیر افزایش یافته است؛ آن هم در شرایطی که گزارشهایی درباره تلاش واشنگتن برای اتکا به این پایگاهها به جای برخی پایگاههای خود در خلیج فارس منتشر شده است.
بنا بر این گزارشها، هدف از جابهجایی نیروهای نظامی آمریکا، اجرای عملیات یا شلیک موشک به سمت اهدافی در عمق ایران یا اطراف تنگه هرمز بوده است.
دیدگاه مایکل فوکس درباره شکست راهبرد آمریکا
در بخش دیگری از این تحلیل، طوفان الجنید به دیدگاههای مایکل فوکس، مشاور جو بایدن رئیسجمهور پیشین آمریکا، استناد کرده و افزوده است: فوکس در مقالهای در مجله "فارن افرز" تأکید کرده که جنگ با ایران، شکست راهبرد آمریکا در خاورمیانه را آشکار کرده و نشان داده است که حضور نظامی آمریکا نه تنها دیگر امنیت و ثبات را در منطقه تضمین نمیکند، بلکه به عاملی برای تشدید بحرانها تبدیل شده است؛ ازاینرو، زمان پایاندادن به این حضور فرا رسیده است.
"فوکس" همچنین بر ابعاد اقتصادی جنگهای آمریکا تمرکز کرده و نوشته است که جنگهای این کشور در غرب آسیا، از زمان حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در افغانستان و عراق، حدود ۸ تریلیون دلار برای خزانه آمریکا هزینه داشته و حدود ۳ میلیون نظامی و پیمانکار آمریکایی در این جنگها مشارکت داشتهاند؛ بیش از ۱۵ هزار نظامی کشته و حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار نظامی و نظامی بازنشسته نیز با انواع معلولیتها مواجه شده اند.
بازنگری آمریکا به حضور نظامی خود در منطقه
طوفان الجنید در ادامه تحلیل خود این سوال را پرسیده است که "آیا آمریکا واقعا مرحله بازنگری در محاسبات خود در غرب آسیا و خلیج فارس را آغاز کرده است، یا آنچه شاهد آن هستیم، صرفا جابهجایی موقت نیروهای نظامی در نتیجه شرایط جنگ است؟
از دیدگاه این نویسنده ی یمنی، آمریکا پس از ورود به یک رویارویی پرهزینه، با پیامدهای راهبردی، اقتصادی و نظامی فزایندهای روبهرو شده است؛ پیامدهایی که نادیدهگرفتن آنها دشوار خواهد بود و منتقدان دولت ترامپ، این وضعیت را نتیجه بیمحابا عملکردن و ورود به مخاطرات جنگ افروزی "اسرائیل" میدانند.
شاید منطقه در آستانه تحولات مشابهی قرار گرفته باشد؛ تحولاتی که از نظر کلی، یادآور دورههای پیشین افول نفوذ بریتانیا و فرانسه است؛ بهویژه اگر فرسایش حضور آمریکا در عراق و منطقه خلیج فارس، جایی که نیروها و پایگاههای نظامی متعددی دارد، ادامه پیدا کند.
دریای سرخ و تغییر معادلات قدرت
نویسنده در ادامه، به تحولات دریای سرخ و نقش یمن در معادلات جدید منطقه اشاره و خاطرنشان کرده است، ماجراجویی آمریکا در دریای سرخ، در چارچوب تحولات یمن، به یکی از محورهای مهم تغییرات جدید تبدیل شده است که در بازترسیم برخی معادلات قدرت، بازدارندگی و موازنه نفوذ در منطقه نقش داشته و نشان داده است که نه تنها کنترل گذرگاههای دریایی فقط با اتکا به پایگاهها و ناوگانهای نظامی تعیین نمیشود بلکه توان نیروهای منطقهای برای تحمیل معادلات جدید در میدان نیز در این زمینه اهمیت دارد.
آیا دوران هژمونی آمریکا رو به پایان است؟
در بخش پایانی این تحلیل آمده است که هیبت افسانهای قدرت آمریکا با آزمونهایی بیسابقه مواجه شده و اکنون پرسشی که بیش از هر زمان دیگری مطرح میشود، تنها این نیست که آیا واشنگتن میتواند در منطقه باقی بماند؟ بلکه پرسش اصلی این است که آمریکا تا چه اندازه توان تحمل هزینههای ماندن خود در منطقه را دارد؟
به نوشته الجنید، بخش مهمی از این تحولات، پس از توکل بر خداوند متعال، مرهون پایداری ملتهای منطقه و نیروهای مقاومت است. معادلاتی که بر اساس آن، دوران سلطه مطلق بر منطقه رو به افول گذاشته و ملتهای آن بیش از گذشته توان دفاع از حاکمیت خود و تحمیل ارادهشان را یافتهاند.