العالم - یادداشت
"الجنید" در این یادداشت روز خود که برای شبکه العالم به رشته تحریر درآورده؛ نوشته است..
نبرد منطقه تنها به میدان نظامی محدود نمیشود، بلکه عرصهای برای رویارویی روایتها و جهتدهی به افکار عمومی است؛ نبردی که از نگاه او، در نهایت به مسئله فلسطین و قدس بازمیگردد و در این میان نیز جنگ یمن و عربستان سعودی هم از این قاعده مستنثنا نیست آنچنانکه جنگ بین این دو طرف نیز ،طی سالهای گذشته، تنها نبرد موشکها و هواپیماها نبوده؛ بلکه نبردی بر سر روایت، معنا و جهتگیری نیز بوده است.
در تازهترین فصل این نبرد، مکه مکرمه پس از آن در کانون توجه قرار گرفت که عربستان سعودی از رهگیری پهپادی خبر داد که به گفته این کشور، به سمت این پایتخت مقدس مسلمانان به پرواز درآمده بود؛ در حالی که طرف یمنی هدف قرار دادن مکه را رد کرد و این اتهام را بخشی از کارزار گمراهسازی برای منحرف کردن مسیر واقعی درگیری دانست.
در برابر این روایت، موضع سید عبدالملک بدرالدین الحوثی رهبر جنبش انصارالله یمن، است که تاکید کرده "ملت یمن فدای مکه مکرمه " قبله گاه مسلمانان" است".
این سخن بهروشنی نشان میدهد که مکه در وجدان و آگاهی یمنیها، میدان نبرد یا هدف حمله نیست، بلکه یکی از مقدسترین اماکن مسلمانان است؛ مکانی با جایگاه دینی و عاطفی ویژه که نمیتواند موضوع دشمنی یا هدف قرار گرفتن باشد.
از همینجا اهمیت این عبارت در واکاوی روایت مطرحشده آشکار میشود؛ زیرا موضع یمن درباره مکه را در چارچوب دینی و اخلاقی آن قرار میدهد و میان قداست مقدسات و بهرهبرداری سیاسی و رسانهای از آنها در منازعات تفاوت میگذارد.
در همین چارچوب، سخنان سید عبدالملک بدرالدین الحوثی، پرسش را در سطحی گستردهتر مطرح میکند: چه کسی پشت این تشدید تنش قرار دارد؟
- هدف از تبدیل حادثهای با چنین حساسیت دینی به عنوانی برای منازعه چیست؟
- آیا قداست مکه به ابزاری سیاسی و رسانهای برای بسیج مواضع علیه یمن تبدیل میشود؟
از کاهش تنش تا تجدید رویارویی
بر اساس تحلیلی که رهبر یمن ارائه کرده است، مرحله کاهش تنش، از نگاه یمنیها، به توافقی مبتنی بر برابری و احترام متقابل منجر نشده است؛ بلکه در طول این مرحله، عوامل اساسی منازعه همچنان پابرجا ماندهاند.
از همین رو، سخنان عبدالملک الحوثی، تشدید تنش کنونی را در چارچوبی ممتد از جنگی قرار میدهد که در سال ۲۰۱۵ آغاز شده و از نگاه صنعا، مسئله اصلی همچنان توقف حملات، پایان محاصره و خاتمه دادن به مداخله خارجی است.
بهتان؛ سلاحی قدیمی که دوباره به کار گرفته میشود
اما استفاده از شایعه و افترا در منازعات، پدیدهای تازه نیست؛ بهتان در طول تاریخ همواره ابزاری برای بدنام کردن مخالفان و ساختن تصویری جایگزین از حقیقت بوده است.
پیامبران الهی با کارزارهای افترا روبهرو شدند؛ کارزارهایی که هدفشان ساقط کردن دعوت آنان در نگاه مردم بوده است.
یکی از مشهورترین نمونههای قرآنی، اتهاماتی است که موسی علیهالسلام با آنها از سوی فرعون روبهرو شد؛ اتهاماتی که با هدف وارونه جلوه دادن حقیقت در برابر مردم مطرح میشد.
در تاریخ اسلام نیز نمونههایی از بهرهگیری از تبلیغات سیاسی در منازعات دیده میشود؛ تا جایی که برخی روایتهای تحریفشده درباره امام علی علیهالسلام در میان مردم ریشه دواند؛ از جمله شگفتی برخی از شهادت ایشان در محراب، گویی نماز از امور مربوط به زندگی او نبوده است.
این پیشینه تاریخی نشان میدهد که نبرد بر سر حقیقت، گاه پیش از نبرد در میدان آغاز میشود؛ زیرا هنگامی که تغییر واقعیتها برای دشمن دشوار باشد، ممکن است تلاش کند تفسیر آنها را تغییر دهد و هنگامی که توجیه سیاسی یک موضع دشوار شود، ساختن روایت به ابزاری برای بازآرایی احساسات و صفبندیها تبدیل میشود.
خطرناکترین نبرد؛ چه کسی حق تعریف حقیقت را دارد؟
نویسنده این یادداشت، با اشاره به آشکار شدن حساسیت اتهام مربوط به هدف گرفتن "مکه" ؛ در ادامه یادآور شده است عربستان سعودی حادثه پهپاد را تهدیدی مستقیم علیه مکه معرفی کرده است؛ در حالی که طرف یمنی هدف قرار دادن مقدسات را رد کرده و این اتهام را بهتانی علیه یمن و نیروهای مسلح آن می داند.
وارد کردن نام مکه مکرمه به منازعه، سطح مسئله را از یک اختلاف سیاسی و نظامی به موضوعی فراتر، برای تحت تاثیر قراردادن احساسات همه مسلمانان؛ سوق میدهد.
از همین رو، سخنان رهبر یمن بر مخالفت با تبدیل قداست این مکان به ابزاری در نبرد رسانهای تمرکز دارد.
او تأکید میکند که یمن، بر اساس این گفتمان، به مکه و دیگر مقدسات بهعنوان خطوط قرمز دینی مینگرد؛ خطوطی که نباید مورد سوءاستفاده قرار گیرند.
از مکه تا قدس؛ قطبنما به کدام سو میرود؟
به باور این تحلیلگر یمنی، این سخنان تنها به رد اتهام محدود نمیشود، بلکه بحث را به پرسشی گستردهتر منتقل میکند: اگر مقدسات خط قرمز هستند، جهان اسلام در قبال مسجدالاقصی در کجا ایستاده است؟
سید عبدالملک الحوثی در اینجا بار دیگر جهتگیری بحث را به سوی فلسطین میبرد و خواستار آن میشود که مواضع با عملکردها سنجیده شوند، نه با بیانیهها؛ و خطر "اسرائیل" علیه قدس شریف، مسجدالاقصی و مقدسات، در کانون آگاهی سیاسی و اسلامی قرار گیرد.
این جابهجایی، جوهر پیام سخنان اوست؛ زیرا گفتمان مطرحشده تلاش میکند مانع تبدیل اختلاف یمن و عربستان سعودی به منازعهای در درون جهان اسلام شود و مسئله فلسطین را بار دیگر بهعنوان یکی از مسائل محوری در صحنه منطقهای مطرح کند.
هنگامی که قطبنما، خود، به ابزاری در میدان جنگ تبدیل میشود
پیام عمیقتر سخنان رهبر یمن آن است که منازعه تنها با کسی که موشک شلیک میکند یا هواپیما در اختیار دارد، تعیین تکلیف نمیشود؛ بلکه با کسی نیز ارتباط دارد که میتواند مشخص کند دشمن واقعی کیست، مسئله محوری کدام است و انرژی امت اسلامی باید به کدام سو هدایت شود.
از این منظر، رسانه بخشی از میدان رویارویی است؛ زیرا روایتی که زودتر منتشر میشود، ممکن است پیش از روشن شدن همه جزئیات حادثه، موضعی سیاسی ایجاد کند؛ بهویژه هنگامی که پای مقدسی دینی به بزرگی مکه مکرمه در میان باشد.
"عدنان عبدالله الجنيد" نوشتهی خود را با عنوان "نبرد بر سر آگاهی، پیش از میدان" این چنین جمعبندی نموده است...
با این معنا، سخنان سید عبدالملک الحوثی را میتوان تلاشی برای بازتعریف منازعه دانست؛ از پرسش "چه کسی مکه را هدف قرار داد؟" به پرسشی گستردهتر: روایت رسانهای چگونه برای جهتدهی به قطبنمای درگیری مورد استفاده قرار میگیرد؟
بر اساس منطق این گفتمان، مقدسات نباید به ابزار منازعات سیاسی تبدیل شوند؛ همانگونه که دفاع از آنها نیز نه با قدرت بیانیهها، بلکه با مواضع عملی در قبال همه مسائلی سنجیده میشود که امت اسلامی و مقدسات آن را تحت تأثیر قرار میدهند؛ و در رأس آنها قدس و مسجدالاقصی قرار دارد.
در همینجا، خودِ قبله به میدان نبرد تبدیل میشود؛ زیرا کسی که توانایی جهتدهی به آگاهی عمومی را در اختیار دارد، از قدرت تأثیرگذاری بر مسیر منازعه نیز برخوردار است و کسی که میتواند حقیقت را به روایت و روایت را به موضع تبدیل کند، قادر است پیش از آنکه نقشههای میدان تغییر کند، صحنه را از نو ترسیم کند.