العالم - یادداشت
دکتر عدنان منصور، وزیر خارجه و امور مهاجران پیشین لبنان، در یادداشتی تحلیلی نوشته است: ترامپ و بنیامین نتانیاهو ممکن است جنگی تازه علیه ایران را راهی برای جبران ناکامیهای گذشته و تقویت جایگاه سیاسی خود بدانند.
سناریویی که به باور او، در صورت وقوع، تنها ایران را هدف قرار نخواهد داد و میتواند بازار انرژی، اقتصاد آمریکا و امنیت سراسر منطقه را نیز با بحران تازهای روبهرو کند.
ترامپ و نتانیاهو؛ در جستوجوی راه نجات سیاسی
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر مصادف با دوازدهم آبان ماه آتی و انتخابات کنست رژیم صهیونیستی در ۲۷ اکتبر( پنجم ابانماه پیش رو) ، ترامپ و بنیامین نتانیاهو هر دو با فشارهای سیاسی و کاهش محبوبیت مواجهاند.
نویسنده این یادداشت می افزاید: ترامپ به دلیل ورود به جنگ علیه ایران و ناکامی در دستیابی به اهداف مورد نظر، با پیامدهای منفی این جنگ روبهرو شده است؛ پیامدهایی که از نگاه نویسنده، افزایش قیمت کالاها، تشدید تورم، اختلال در تجارت جهانی و فشار بر اقتصاد آمریکا را دربر گرفته است.
نویسنده با اشاره به مخالفتهای داخلی "اسرائیل" با نتانیاهو و نتایج برخی نظرسنجیها مبنی بر احتمال تقویت موقعیت مخالفان او در انتخابات کنست (پارلمان)؛ هر دو سرکرده ممکن است به دنبال یک "راه نجات" سیاسی بوده و جنگی جدید علیه ایران را پیش از انتخابات، فرصتی برای بازسازی موقعیت خود تلقی کنند.
جنگی که ادعا می کردند؛ کوتاه باشد
وزیر خارجه پیشین لبنان با اشاره به جنگ سال ۲۰۲۶ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، در این یادداشت نوشته است، این جنگ قرار بود کوتاه باشد و اهداف مشخصی را محقق کند، اما به مواجههای طولانی تبدیل شد.
او با استناد به نظرسنجی اخیر رویترز/ایپسوس خاطرنشان کرده است که حمایت مردم آمریکا از اقدام نظامی علیه ایران بسیار کاهش یافته و تنها ۳۱ درصد آمریکاییها از چنین اقدامی حمایت میکنند.
نویسنده همچنین به گزارشهایی درباره هشدار برخی فرماندهان نظامی آمریکا نسبت به گسترش عملیات علیه ایران اشاره کرده و آن را نشانهای از نگرانی در واشنگتن نسبت به پیامدهای یک جنگ جدید میداند.
آیا گزینه نظامی بار دیگر روی میز است؟
نویسنده معتقد است اگر فشارهای اقتصادی و تحریمها نتوانند ایران را به پذیرش شروط آمریکا وادار کنند، ترامپ ممکن است بار دیگر به گزینه نظامی روی آورد.
در سناریویی که عدنان منصور ترسیم میکند، واشنگتن ممکن است به دنبال حملاتی گسترده، متمرکز و سریع باشد تا پیش از انتخابات بتواند نتیجه آن را به عنوان یک "پیروزی" سیاسی به افکار عمومی آمریکا عرضه کند.
از نگاه او، ترامپ ممکن است بخواهد دستاوردهایی همچون بازگشایی تنگه هرمز، ادعای وارد کردن ضربه به برنامه هستهای ایران یا وادار کردن تهران به پذیرش شروط آمریکا را به عنوان نتیجه یک جنگ جدید معرفی کند و حتی دستیابی به آتشبس نیز، به باور نویسنده این یادداشت، میتواند از سوی ترامپ به عنوان یک موفقیت سیاسی مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
تحرکات نظامی و نگرانی از جنگی گستردهتر
این مقام پیشین لبنانی در ادامه یادداشت خود می نویسد: "عملیات نظامی نیروهای آمریکایی در روزهای اخیر و درگیری با نیروهای ایرانی میتواند بخشی از مقدمات واشنگتن برای یک جنگ گستردهتر باشد و آمریکا ممکن است در کنار اقدامات نظامی، تلاش کند با ایجاد ناامنی و انجام عملیات نفوذ، ثبات داخلی ایران را هدف قرار دهد تا این اقدامات با یک عملیات نظامی بزرگتر همزمان شود.
تحریمها؛ سلاحی که به هدف نرسید؟
نویسنده تاکید می کند "ترامپ تصور میکرد تحریمهای اقتصادی شدید میتواند ایران را وادار به تسلیم و پذیرش شروط آمریکا کند، اما تهران طی دهههای گذشته تجربه گستردهای در مقابله با تحریمها به دست آورده و توانسته فشارهای اقتصادی را مدیریت کند.
اگر ایران تا ماههای سپتامبر و اکتبر همچنان در برابر فشارها مقاومت کند، تنگه هرمز باز نشود، قیمت نفت بالا بماند و محبوبیت ترامپ کاهش پیدا کند، احتمال حرکت دوباره واشنگتن به سمت گزینه نظامی افزایش خواهد یافت.
تنگه هرمز؛ پاشنه آشیل جنگ احتمالی
یکی از محورهای اصلی این تحلیل، پیامدهای جنگ احتمالی بر بازار انرژی است و نویسنده هشدار میدهد که جنگ جدید میتواند قیمت نفت و بنزین را به شکل چشمگیری افزایش دهد و در صورت گسترش درگیری، دامنه جنگ به عراق، لبنان، یمن و کشورهای حوزه خلیج فارس نیز کشیده شود.
نویسنده با اشاره به کاهش قابل توجه عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز، بر اهمیت این آبراه راهبردی در اقتصاد جهانی تأکید میکند.
در شرایط عادی روزانه بین ۱۲۹ تا ۱۳۸ کشتی از این آبراه عبور میکردند، در حالی که مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) میانگین عبور کشتیهای تجاری در هفته ۲۱ تا ۲۷ اوت یعنی در هفته ی منتهی به پنجم شهویرماه جاری را ۲۹ کشتی در روز اعلام کرده است.
جنگ با ایران؛ هزینهای سنگین برای اقتصاد آمریکا
جنگ جدید برای آمریکا تنها یک مسئله نظامی نخواهد بود، بلکه میتواند بحران اقتصادی این کشور را تشدید کند، همچنین افزایش قیمت نفت و بنزین، تشدید تورم، افزایش هزینههای دولت و فشار بر بازارهای مالی، از جمله پیامدهای احتمالی ورود آمریکا به جنگی تازه خواهد بود.
در چنین شرایطی ترامپ چگونه میتواند با مسئولیت یک جنگ پرهزینه و شکستخورده وارد انتخابات میاندورهای شود، در حالی که رأیدهنده آمریکایی بیش از هر چیز به هزینههای زندگی و قیمت سوخت توجه دارند؟
نویسنده این یادداشت همچنین به بدهی حدود ۴۰ تریلیون دلاری آمریکا، کسری بودجه و فشار بر بانک مرکزی اشاره کرده و معتقد است جنگ جدید میتواند فشار بیشتری بر اقتصاد این کشور وارد کند.
نفت و گاز؛ انگیزه پنهان سیاست آمریکا؟
بخش مهم دیگری از یادداشت عدنان منصور وزیر خارجه پیشین لبنان، به منابع انرژی منطقه اختصاص دارد و او در این زمینه بر این باور است که سیاست آمریکا در منطقه ی غرب آسیا تنها با ملاحظات امنیتی و سیاسی توضیح داده نمیشود و منابع عظیم نفت و گاز منطقه نیز در محاسبات واشنگتن جایگاه مهمی دارند.
منصور با اشاره به تحولات ونزوئلا، آنچه را سیاست آمریکا برای بهرهبرداری از منابع کشورهای دیگر میخواند، مورد انتقاد قرار داده و هشدار می دهد که منابع نفت و گاز ایران، عراق، کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی منابع موجود در منطقه اقتصادی انحصاری لبنان و سوریه، در معرض طمع قدرتهای خارجی قرار دارند و سپس از کشورهای منطقه میخواهد تحولات ونزوئلا را به عنوان هشداری جدی مورد توجه قرار دهند.
ایران؛ محور مقابله با پروژههای جنگطلبانه؟
ایران همچنان یکی از مهمترین محورهای سیاست خارجی آمریکا در منطقه خواهد بود و واشنگتن تا زمانی که نتواند بر منابع انرژی منطقه تسلط پیدا کند، فشار بر ایران را ادامه خواهد داد.
از دیدگاه نویسنده، چین، روسیه، برزیل و دیگر قدرتهای جهانی نیز به خوبی اهمیت رقابت بر سر منابع انرژی و کنترل بازار جهانی را درک میکنند.
او از کشورهای منطقه میخواهد در برابر هرگونه جنگ جدید علیه ایران موضعی مشترک اتخاذ کنند و معتقد است شکست جنگ احتمالی علیه ایران میتواند مانع تکرار چنین سناریویی علیه سایر کشورهای منطقه شود.
جنگ اگر آغاز شود، به ایران محدود نخواهد ماند
نویسنده در بخش پایانی هشدار میدهد که اگر جنگ بار دیگر به ایران نزدیک شود، پیامدهای آن محدود به یک کشور نخواهد ماند و میتواند سراسر منطقه را درگیر کند.
او از رهبران کشورهای منطقه میخواهد در برابر جنگ، غارت منابع و نقض قوانین بینالمللی موضعی متحد اتخاذ و در برابر سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا ایستادگی کنند.
شعار «آمریکا اول» نشانه اولویت دادن واشنگتن به منافع اقتصادی و سیاسی خود است بنابر این حفاظت از جایگاه دلار و کنترل منابع انرژی از مهمترین اهداف سیاست خارجی آمریکا است.
سیاست ترامپ برای پایان دادن به جنگها از طریق جنگ اقدامی متناقض است زیرا چگونه میتوان با جنگ، به جنگ پایان داد؟
نویسنده سپس به ماکسیم گورکی، نویسنده روس، اشاره میکند و با بازخوانی برداشت او از سفر او به آمریکا در سال ۱۹۰۶ و مشاهده مجسمه ؛ جایی که گورکی با نگاهی انتقادی گفته بود آنچه در مشعل مجسمه بارتولدی، نماد موسوم به «آزادی»، شعلهور است نه شعله آزادی، بلکه دلار است.
**مجسمه مسی ، هدیه ای از مردم فرانسه به ایالات متحده، توسط مجسمه ساز فرانسوی فردریک آگوست بارتولدی طراحی شده است.
منصور در ادامه با تعمیم این نگاه به سیاستهای امروز آمریکا نوشته است: اگر ماکسیم گورکی امروز زنده بود، شاید میگفت آنچه در مشعل مجسمه آزادی شعلهور است، نه آزادی، بلکه شعله جنگافروزی آمریکا در جهان و خون ملتهایی است که قربانی سیاستهای مداخلهجویانه و سلطهطلبانه واشنگتن شدهاند.